شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در زیر ِ سایه روشن ِ مهتاب ِ خوابناک …
شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. هوشنگ ابتهاج با خلق آثاری که در آنها زندگی، عشق، درد، امید و انتقاد اجتماعی به خوبی به تصویر کشیده شده، جایگاه خود را به عنوان یکی از استوانههای شعر معاصر ایران تثبیت کرده است. همچنین شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ برچید مهر دامن زربفت و خون گریست … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۳
در زیر ِ سایه روشن ِ مهتاب ِ خوابناک
در دامن ِ سکوت ِ شبی خسته و خموش
آهسته گام می گذرد شاعری به راه
مست و رمیده هوش
می ایستد مقابل ِ دیواری آشنا
آنجا که آید از دل ِ هر ذره بوی یار …
در تنگنای سینه دل ِ خسته می تپد
مشتاق و بی قرار
از پشت ِ شیشه می نگرد ماه ِ شب نورد
آنجا بر آن نگار که خوابیده مست ِ ناز
در پیشگاه ِ این همه زیبایی و جمال
مه می برد نماز
دنبال ِ ماهتاب خیال ِ گشاده بال
آهسته می رود به درون ِ اتاق ِ او
من مانده همچنان پس ِ دیوار محو و مست
از اشتیاق ِ او
مه خیره گشته بر وی و آن مایه ی امید
شیرین به خواب رفته در آن خوابگاه ِ ناز
وان زلف ِ تابدار ِ پریشان و بی قرار
از باد ِ عشقباز
در بستر آرمیده چو نیلوفری بر آب
پاشیده ماهتاب بر او سوده های سیم
لغزد پرند بر تن ِ او همچو برگ ِگل
از جنبش ِ نسیم
افتاده سایه روشن ِ مهتاب ِ سیم رنگ
نرم و سپید چو پر و بال ِ فرشتگان
بر آن دو گوی ِ عاج که برجسته تابناک
از زیر ِ پرنیان
آن سیمگونه ساق که با بوسه ی نسیم
لغزیده همچو برگ ِ گل از چین ِ دامنش
وان سایه های زلف که پیچیده مست ِ ناز
بر گرد ِ گردنش
آن زلف ِ تاب خورده به پیشانی ِ سپید
چون سایه ی امید در آیینه ی خیال
وان چهر ِ شرمناک که تابیده همچو ماه
در هاله ی ملال .
آن سایه های در هم ِ مژگان که زیر ِ چشم
غمگین به خواب رفته همآغوش ِ راز ِ خویش
وان چشم آرمیده ی رویا فریب ِ او
در خواب ِ ناز ِ خویش
من مانده بی قرار و خیال ِ رمیده هوش
مست ِ هوس گرفته از آن ماه بوس ها
تا آن زمان که آورد از صبح آگهی
بانگ ِ خروس ها
بر می دمد سپیده و دلداده شاعری
از گردش ِ شبانه ی خود خسته می رود
دنبال ِ او پریده و بی رنگ سایه ای
آهسته می رود …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیدم و می آمد از مقابل من دوش …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ ز چشمی که چون چشمه ی آرزو ر آشوب و افسونگر و دلرباست …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا و شاعرانه، توصیفاتی از یک شب آرام و عاشقانه را به تصویر میکشد. حالا بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. آغاز شب و شاعر:
– در زیر نور ملایم ماه، شاعری در حال قدم زدن است. او در دنیای خود غرق شده و به آرامی حرکت میکند.
– او به دیواری آشنا میرسد که بوی محبوبش را از آن احساس میکند. دلش پر از اشتیاق و انتظار است.
2. نگاه به محبوب:
– او از پشت شیشه به محبوبش که خوابیده نگاه میکند. محبوب در خواب زیبا و دلرباست و شاعر تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرد.
– او احساس میکند که این زیبایی مانند نماز خواندن است و به نوعی تقدس دارد.
3. تصاویر عاشقانه:
– شاعر به آرامی وارد اتاق محبوبش میشود. او همچنان از دور به او نگاه میکند و در دلش اشتیاق زیادی دارد.
– محبوب در خواب مانند نیلوفر آبی بر آب است و نور ماه بر او میتابد.
4. توصیف زیبایی:
– نور ماه مانند بال فرشتگان بر روی محبوب میافتد. او با زیباییهایش در دل شاعر جا دارد.
– زلفهای محبوب به آرامی بر روی گردنش افتاده و چهرهاش مانند ماه در آسمان درخشان است.
5. احساسات شاعر:
– شاعر احساس میکند که محبوبش خوابیده و در دنیای خود غرق شده است. او در حالی که بیقرار است، به زیباییهای محبوبش فکر میکند.
– در نهایت، با طلوع صبح، صدای خروسها بیدار کننده است و شاعر خسته از شب عاشقانهاش به سمت محبوبش میرود.
این شعر به زیبایی احساسات عمیق عشق و اشتیاق را به تصویر میکشد. شاعر با توصیف شب و زیبایی محبوبش، حس تنهایی و انتظار را به خوبی منتقل میکند. همچنین، تضاد بین شب عاشقانه و روز بیداری نیز نشاندهنده گذر زمان و تغییر حالتهاست.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ صبح می خندد و باغ از نفس ِ گرم ِ بهار می گشاید …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ عمری به سر دویدم در جست وجوی یار …










