شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ برچید مهر دامن زربفت و خون گریست …

شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. ابتهاج در آثارش به عواطف انسانی مانند عشق، درد، رنج و نوستالژی پرداخته است. توانایی او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن می‌یابند و با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که اشعار او در دل خوانندگان جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. همچنین شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می رفت آفتاب و به دنبال می کشید دامن … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ برچید مهر دامن زربفت و خون گریست ...

شعر شماره ۳۴

برچید مهر دامن زربفت و خون گریست

چشم افق به ماتم روز سیاه بخت

وز هول خون چو کودک ترسیده مرغ شب

نالید بر درخت

شب

سایه برفشاند و کلاغان خسته بال

از راههای دور رسیدند تشنه کام

رنگ شفق پرید و سیاهی فرو خزید

از گوشه های بام

من در شکنجه تب و جانم به پیچ و تاب

در دیده پر آبم عکس جمال اوست

بر می جهد ز چشمه جوشان مغز من

هر دم خیال دوست

چون ماهتاب بر سر ویران های

دل

مستانه پای کوبد در جامه سپید

پیچد صدای خنده او در دل خراب

لرزد تنم چو بید

این مطرب از کجاست ؟ که از نغمه های او

بر خانه خراب دلم سیل درد ریخت

این زخمه دست کیست که بر تار می زند ؟

تار دلم گسیخت

چون وای مرگ جگر سوز و دل خراش

چون ناله

وداع غم انگیز

و جانگزاست

اندوهناک و شوم چو فریاد مرغ حق

این نغمه عزاست

ایننغمه عزاست که منعشق مرده را

امشب به گور می برم و خاک می کنم

وز اشک غم که می چکد از چشم آرزو

رخ پاک می کنم

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در زیر ِ سایه روشن ِ مهتاب ِ خوابناک …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیدم و می آمد از مقابل من دوش …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر عمیق و احساسی، به بیان غم و اندوه شاعر می‌پردازد. حالا بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. مهر و دلتنگی: در ابتدای شعر، شاعر از مهر (عشق) و دلتنگی‌اش صحبت می‌کند. او می‌گوید که عشقش مانند دامن زربفت (زیبا و با ارزش) برچیده شده و او به شدت گریه می‌کند. این نشان‌دهنده فقدان یا جدایی از کسی است که برایش ارزشمند بوده.

2. ماتم و سیاهی: چشم افق به خاطر روزهای بد و سیاه بختی شاعر در حال ماتم است. اینجا شاعر به ناامیدی و مشکلاتی که در زندگی‌اش دارد اشاره می‌کند.

3. ترس و تنهایی: او به تصویر یک کودک ترسیده اشاره می‌کند که مانند مرغ شب ناله می‌زند. این تصویر نشان‌دهنده احساس تنهایی و ترس در دل شاعر است.

4. شب و خستگی: شب سایه‌اش را بر زمین می‌افکند و کلاغان خسته از سفرهای دور به خانه می‌رسند. اینجا شب به عنوان نماد غم و خستگی مطرح شده است.

5. عشق و درد: شاعر در حال تجربه تب و درد است و در چشمانش تصویری از محبوبش وجود دارد. او هر لحظه با خیال دوستش درگیر است.

6. خاطرات و شادی: یاد محبوبش مانند ماهتاب بر ویرانه‌های دلش می‌تابد و صدای خنده او در دل خرابش پیچیده می‌شود. این نشان‌دهنده شادی‌های گذشته است که با غم‌های حال آمیخته شده‌اند.

7. موسیقی غم: شاعر از موسیقی‌ای صحبت می‌کند که بر دل خرابش تأثیر می‌گذارد. این موسیقی، نماد درد و رنجی است که او احساس می‌کند.

8. فراق و مرگ: شاعر به مرگ و وداع غم‌انگیز اشاره می‌کند و نغمه‌ای را توصیف می‌کند که شبیه فریاد مرغ حق (نماد حقیقت) است. این نغمه، حسی از اندوه عمیق را به تصویر می‌کشد.

9. خاکسپاری عشق: در پایان، شاعر می‌گوید که او امشب عشق مرده‌اش را به گور خواهد برد و با اشک‌هایش، یاد او را پاک خواهد کرد. این نشان‌دهنده تلاش برای فراموش کردن عشق از دست رفته است.

به طور کلی، این شعر به بیان عواطف عمیق شاعر درباره عشق، غم، فقدان و تلاش برای فراموشی می‌پردازد. شاعر با تصاویری زیبا و احساسی، دنیای درونی خود را به تصویر کشیده است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ ز چشمی که چون چشمه ی آرزو ر آشوب و افسونگر و دلرباست …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ صبح می خندد و باغ از نفس ِ گرم ِ بهار می گشاید …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.