شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیدم و می آمد از مقابل من دوش …

شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه خوانده و لذت ببرید. ابتهاج علاوه بر شعر، در ترانه‌سرایی نیز تأثیرگذار بوده است. بسیاری از ترانه‌های معروف ایرانی برگرفته از اشعار او هستند که نشان‌دهنده توانایی او در بهره‌گیری از زبان شعر در موسیقی است. همچنین شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در زیر ِ سایه روشن ِ مهتاب ِ خوابناک … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیدم و می آمد از مقابل من دوش ...

شعر شماره ۳۲

دیدم و می آمد از مقابل من دوش

خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش

غم زده چون ماهتاب آخر پاییز

دوخته برروی من نگاه غم

انگیز

من به خیال گذشته بسته دل و هوش

ماه درخشنده بود و دریا آرام

ساحل مرداب در خموشی و ابهام

شب ز طرب می شکفت چون گل رویا

عکس رخ مه در آبگینه دریا

چون رخ ساقی که واژگون شده در جام

او به بر مننشسته عابد ومعبود

دوخته بر چشم من دو چشم غم

آلود

زورق ما می گذشت بر سر مرداب

چهره او زیر سایه روشن مهتاب

لذت اندوه بود و مستی غم بود

سر به سر دوش من نهاده و دل شاد

زمزمه می کرد و زلفش از نفس باد

بر لب من می گذشت نرم و هوس خیز

چون می شیرین بهبوسه های دل انگیز

هوش مرا می ربود و سمتی می داد

مست طرب بود و چون شکوفه سیراب

بر رخ من خنده می زد آن گل شاداب

خنده او جلوه امید و صفا بود

راحت جان بود عشق بود وفا بود

لذت غم می نشست در دل بی تاب

دیدم و می آمد از مقابل من دوش

خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش

آه کز آن خنده آشکار شکفتم

بنگر رفتم

دگر ز دست تو رفتم

ناله فرو ماند در پس لب خاموش

غم زده چون ماهتاب آخر پاییز

دوخته بر روی من نگاه غم انگیز

دیگر در خنده اش امید و صفا نیست

راحت جان نیست عشق نیست وفا نیست

دیگر این خنده نیست نغز و دلاویز

می نگرم در خیال و می شنوم باز

می رود و می

دهد به گوش من آواز

بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ ز چشمی که چون چشمه ی آرزو ر آشوب و افسونگر و دلرباست …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ صبح می خندد و باغ از نفس ِ گرم ِ بهار می گشاید …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا و عاطفی از شاعر ایرانی، “هوشنگ ابتهاج” است و احساسات عمیق عشق و جدایی را به تصویر می‌کشد. حالا بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

توضیحات شعر:

شاعر در ابتدای شعر می‌گوید که دیشب شخصی را دید که از مقابل او می‌گذشت. این شخص لبخندی تلخ بر لب داشت و حالتی غمگین مانند ماهتاب در آخر پاییز داشت. نگاه او پر از غم بود و شاعر به یاد گذشته‌های شیرینش افتاد.

او به یاد می‌آورد که زمانی که عشق در زندگی‌اش وجود داشت، ماه درخشان بود و دریا آرام. همه چیز زیبا و دلنشین بود، اما اکنون همه چیز تغییر کرده است. شاعر تصویر زیبایی از عشق را در ذهنش دارد، مانند گل‌هایی که در شب شکوفا می‌شوند.

شاعر به یاد می‌آورد که چگونه این شخص در کنار او نشسته بود و با چشمان غمگینش به او نگاه می‌کرد. آنها در قایق بر روی مرداب می‌گذشتند و چهره آن شخص زیر نور مهتاب زیبا به نظر می‌رسید. این لحظه‌ها برای شاعر هم لذت‌بخش و هم غم‌انگیز بود.

شاعر به زیبایی زلف آن شخص اشاره می‌کند که نرم و لطیف بر روی لب‌های او می‌گذشت، مانند بوسه‌های شیرین. این لحظات او را مست و شاداب می‌کرد. اما ناگهان همه چیز تغییر کرد و آن لبخند تلخ شد. شاعر حس می‌کند که از عشق آن شخص دور شده و دیگر امید و شادی‌ای در آن لبخند نیست.

در پایان، شاعر بیان می‌کند که دیگر نمی‌تواند با آن شخص باشد و احساس غم و جدایی عمیقی دارد. او به یاد می‌آورد که چگونه از دست رفته و دیگر نمی‌تواند به آن لحظات زیبا برگردد.

خلاصه:

این شعر درباره عشق، جدایی و حسرت است. شاعر با تصاویری زیبا از عشق گذشته‌اش، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه یک لحظه خوشحال‌کننده می‌تواند به یک خاطره غم‌انگیز تبدیل شود.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ عمری به سر دویدم در جست وجوی یار …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ چه فکر می کنی؟ که بادبان شکسته زورق …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.