غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات حافظ / روز وصلِ دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران، یاد باد
غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات حافظ شیرازی، با مطلعِ نوستالژیک و حسرتآمیزِ «روز وصالِ دوستداران یاد باد…»، یکی از غزلهای تأملبرانگیزِ لسانالغیب است که در آن، شاعر با زبانی ساده و در عین حال شورانگیز، از خاطراتِ شیرینِ گذشته و حسرتِ روزگارِ ازدسترفته سخن میگوید. حافظ در این سروده، با تکرارِ «یاد باد» و «یاد باد» در پایان هر مصراع، فضایی از نوستالژی و سوگواری برای ایامِ خوشِ سپریشده را بر غزل حاکم میکند و با تصاویری از «روز وصل» و «شب وصال» و «عیسیِ دم»، به تسلیمِ عاشقانه در برابرِ ناگزیریِ فراق اشاره مینماید. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ حسرتِ عشقهای گذشته، نوستالژیِ عارفانه، و نگاهِ رندانهٔ حافظ به مقولهٔ «یاد» و «فراموشی» خواهیم پرداخت.

غزل شماره صد و سه از حافظ شیرازی
روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت
بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارِغَند از یادِ من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حقگزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مُدام
زنده رودِ باغِ کاران یاد باد
رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۲ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۱ از غزلیات حافظ
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۹۹ از غزلیات حافظ
تفسیر این شعر

این غزل از حافظ شیرازی، یکی از غمانگیزترین، نوستالژیکترین و تأملبرانگیزترین سرودههای اوست. حافظ در این شعر با زبانی ساده و سوزناک، از روزگار وصال، از تلخی غم، از یاران و دوستان، و از راز ناگفتهی خود سخن میگوید. او با تکرار «یاد باد» در ابیات مختلف، فضایی از حسرت و یادآوری گذشته را ایجاد میکند. در پایان، به راز ناگفتهی حافظ اشاره میکند و از رازداران یاد میکند.
فضای کلی غزل
حافظ در این غزل با لحنی غمانگین و نوستالژیک، به چند نکته اشاره میکند:
– روز وصل دوستداران – روزگار وصال و عشق.
– تلخی غم و زهر – غم عشق که چون زهر تلخ است.
– یاران فارغ – دوستانی که از یاد او فارغاند.
– بند و بلا – گرفتاری و رنج عشق.
– رود چشم – اشکهای همیشگی.
– راز ناگفته – رازی که حافظ آن را فاش نمیکند.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«روز وصلِ دوستداران یاد باد / یاد باد آن روزگاران، یاد باد»
– روز وصل دوستداران (عاشقان و معشوقان) به یاد باد.
– آن روزگاران (روزهای خوش گذشته) به یاد باد.
نکته: حافظ با تکرار «یاد باد»، حسرت روزهای خوش وصال و عشق را ابراز میکند.
بیت دوم:
«کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت / بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد»
– کام (طعم) من از تلخی غم، چون زهر شد.
– بانگ نوش (فریاد شادمانی) شادخواران (مینوشان) به یاد باد.
نکته: شاعر از تلخی غم میگوید و آرزوی روزهای شاد و خوش را دارد.
بیت سوم:
«گر چه یاران فارِغَند از یادِ من / از من ایشان را هزاران یاد باد»
– هر چند یاران از یاد من فارغاند (مرا فراموش کردهاند)،
– از من، هزاران (بار) به یاد آنان باد.
نکته: با وجود اینکه یاران او را فراموش کردهاند، او همچنان به یاد آنان است.
بیت چهارم:
«مبتلا گشتم در این بند و بلا / کوشش آن حقگزاران یاد باد»
– در این بند و بلا (زنجیر و رنج) گرفتار شدم.
– کوشش آن حقگزاران (کسانی که حق را به جای آوردند) به یاد باد.
نکته: شاعر از گرفتاری خود در بند عشق سخن میگوید و از کوشش حقگزاران یاد میکند.
بیت پنجم:
«گر چه صد رود است در چشمم مُدام / زنده رودِ باغِ کاران یاد باد»
– هر چند صد رود (اشک) همیشه در چشم من جاری است،
– زندهرودِ باغکاران (رودخانهی زندگیبخش) به یاد باد.
نکته: با وجود اشکهای همیشگی، شاعر از زندهرود باغکاران (نماد زندگی و طراوت) یاد میکند.
بیت ششم (مقطع):
«رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند / ای دریغا رازداران یاد باد»
– راز حافظ پس از این ناگفته ماند.
– ای دریغ! رازداران (کسانی که راز او را میدانستند) به یاد باد.
نکته: حافظ میگوید که راز خود را فاش نمیکند و از رازدارانی که آن را میدانستند، یاد میکند.
تحلیل عمیقتر
۱. روز وصل دوستداران
حافظ با تکرار «یاد باد»، حسرت روزهای خوش وصال و عشق را ابراز میکند. او از روزگارانی سخن میگوید که با دوستداران و عاشقان سپری شده است.
۲. تلخی غم
شاعر از تلخی غم میگوید که طعم زندگی را برای او تلخ کرده است. او آرزوی روزهای شاد و خوش را دارد که در آن، شادخواران با فریاد «نوش» مینوشیدند.
۳. یاران فارغ
با وجود اینکه یاران او را فراموش کردهاند، او همچنان به یاد آنان است. این نشان از وفاداری و عشق عمیق او دارد.
۴. بند و بلا
شاعر از گرفتاری خود در بند عشق سخن میگوید و از کوشش حقگزاران یاد میکند.
۵. رود چشم
با وجود اشکهای همیشگی، شاعر از زندهرود باغکاران (نماد زندگی و طراوت) یاد میکند. این نشان از امید او به زندگی دارد.
۶. راز ناگفته
حافظ میگوید که راز خود را فاش نمیکند و از رازدارانی که آن را میدانستند، یاد میکند. این نشان از پنهانکاری و رازداری او دارد.
خلاصه به زبان ساده
حافظ میگوید:
روز وصل دوستداران به یاد باد. آن روزگاران خوش به یاد باد.
طعم من از تلخی غم، چون زهر شد. فریاد شادمانی شادخواران به یاد باد.
هر چند یاران از یاد من فارغاند، از من هزاران بار به یاد آنان باد.
در این بند و بلا گرفتار شدم. کوشش حقگزاران به یاد باد.
هر چند صد رود اشک در چشم من جاری است، زندهرود باغکاران به یاد باد.
راز حافظ پس از این ناگفته ماند. ای دریغ، رازداران به یاد باد.
نکته پایانی
این غزل حافظ، سرود حسرت، وفاداری و رازداری است. حافظ در این شعر، با زبانی ساده و سوزناک، از روزگار وصال، از تلخی غم، از یاران فارغ، و از راز ناگفتهی خود سخن میگوید. او با تکرار «یاد باد»، فضایی از حسرت و یادآوری گذشته را ایجاد میکند. در پایان، به راز ناگفتهی خود اشاره میکند و از رازداران یاد میکند. این غزل، یکی از بهترین نمونههای شعر نوستالژیک و غمانگین حافظ است که در آن، حسرت گذشته و وفاداری به یاران به زیبایی به تصویر کشیده شده است.
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۹۸ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۹۷ از غزلیات حافظ
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۹۶ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۹۵ از غزلیات حافظ










