حکایت وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند گلستان سعدی
حکایت «وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، حکایتی است کوتاه اما پرمغز از نقشِ مشورت و تدبیرِ جمعی در ادارهٔ مملکت و تفاوتِ نگاهِ عالمان و اهلِ ظاهر در حلِّ مسائل. در این حکایت، وزرای انوشیروان (پادشاهِ دادگرِ ساسانی) در موردِ مسئلهای مهم از مصالحِ کشور، به مشورت مینشینند و هر یک، رأی و نظری میدهند. اما در میانِ آنان، شخصی ظاهراً بیخبر و دور از این مباحث، با یک جملهٔ کوتاه و حکیمانه، به راهحلی میرسد که تمامِ رأیهای پیشین را بیاثر میسازد. سعدی در پایان این حکایت، با بیان این نکته که «مشورت، هرچند که با خردمندانِ بسیار باشد، اما گاه، یک نگاهِ ساده و بیپیرایه، کارگشاتر است» ، به نقشِ «فطرتِ سلیم» و نگاهِ بیآلایش در برابرِ پیچیدگیِ دانشِ ظاهری اشاره میکند و این نکته را با ضربالمثلی کهن همراه میسازد که «یک سادهدلِ هوشیار، از هزار خردمندِ ظاهراً دانا، کارآمدتر است».

تفسیر و نثر ساده
وزرای نوشیروان (انوشیروان، پادشاه دادگر ساسانی) در مورد یکی از مسائل مهم و مصالح کشور به مشورت نشسته بودند. هر یک از وزرا، رأی و نظری میداد و هر کس از ظن خود، راهحلی ارائه میکرد. اما در میان آنها، شخصی بود که ظاهراً بیخبر و دور از این مباحث به نظر میرسید. او با یک جمله کوتاه و حکیمانه، راهحلی ارائه کرد که تمام رأیهای پیشین را بیاثر ساخت.
سعدی در پایان این حکایت، به این نکته اشاره میکند که مشورت، هرچند با خردمندان بسیار باشد، اما گاهی یک نگاه ساده و بیپیرایه، کارگشاتر است. او به نقش «فطرت سلیم» و نگاه بیآلایش در برابر پیچیدگی دانش ظاهری تأکید میکند و این نکته را با ضربالمثلی کهن همراه میسازد که «یک سادهدل هوشیار، از هزار خردمند ظاهراً دانا، کارآمدتر است.»
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت پادشاهی به کشتنِ بیگناهی فرمان داد | حکایت یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت
تفسیر حکایت سعدی

وزرای نوشیروان برای حل مسئلهای مهم از مصالح کشور، به مشورت نشستهاند. هر یک از آنها رأی و نظری میدهد، اما هیچکدام به راهحل قطعی نمیرسند. در این میان، شخصی که ظاهراً بیخبر و دور از این مباحث به نظر میرسد، با یک جمله کوتاه و حکیمانه، راهحلی ارائه میکند که تمام رأیهای پیشین را بیاثر میسازد. سعدی از این حکایت نتیجه میگیرد که گاهی یک نگاه ساده و بیپیرایه، کارگشاتر از هزاران رأی و نظر پیچیده است.
شخصیتها و نمادها
– وزرای نوشیروان → نماد خردمندان و دانشمندانی که با تکیه بر دانش ظاهری، به دنبال راهحل هستند.
– شخص بیخبر → نماد فطرت سلیم و نگاه بیآلایش که از پیچیدگیهای دانش ظاهری رهاست.
– مسئله مهم → نماد هر چالش و مشکلی که در زندگی با آن روبرو میشویم.
– مشورت → نماد اهمیت همفکری و جمعآوری نظرات.
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت درویشی مجرّد به گوشهای نشسته بود | حکایت یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود
تحلیل عمیقتر
۱. مشورت با خردمندان
وزرای نوشیروان، همگی خردمند و دانا بودند، اما مشورت آنها به راهحل قطعی نرسید. این نشان میدهد که دانش ظاهری و تکیه بر عقل محاسبهگر، همیشه کافی نیست.
۲. نگاه ساده و بیپیرایه
شخصی که ظاهراً بیخبر بود، با یک جملهی کوتاه و حکیمانه، راهحل را پیدا کرد. این نشان میدهد که گاهی نگاه ساده و بیآلایش، از پیچیدگیهای دانش ظاهری کارآمدتر است.
۳. فطرت سلیم
فطرت پاک و سالم، میتواند راهحلی ساده و مؤثر ارائه دهد که از هزاران رأی و نظر پیچیده بهتر است.
۴. تفاوت دانش ظاهری و باطنی
دانش ظاهری گاهی پیچیده و بینتیجه است، اما دانش باطنی و فطرت، ساده و کارآمد است. این تفاوت، یکی از آموزههای کلیدی سعدی است.
۵. یک سادهدل هوشیار
سعدی با ضربالمثل «یک سادهدل هوشیار، از هزار خردمند ظاهراً دانا کارآمدتر است»، به نقش فطرت سلیم در حل مسائل تأکید میکند.
—
خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)
این حکایت سعدی به ما میآموزد که:
۱. مشورت با خردمندان، هرچند مفید است، اما همیشه به راهحل قطعی نمیانجامد.
۲. نگاه ساده و بیپیرایه، گاهی کارگشاتر از هزاران رأی و نظر پیچیده است.
۳. فطرت سلیم میتواند راهحلی ساده و مؤثر ارائه دهد.
۴. دانش ظاهری گاهی پیچیده و بینتیجه است، اما دانش باطنی و فطرت، ساده و کارآمد است.
۵. یک سادهدل هوشیار، از هزار خردمند ظاهراً دانا کارآمدتر است.
سعدی در این حکایت، با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به ما یادآوری میکند که در حل مسائل، نباید تنها به دانش ظاهری و تکیه بر عقل محاسبهگر بسنده کنیم، بلکه باید به فطرت سلیم و نگاه بیآلایش نیز توجه داشته باشیم.
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت ظالمی را حکایت کنند که هیزمِ درویشان | حکایت یکی از ملوکِ عرب شنیدم که متعلّقان
در این حکایت وزیران درباره چه موضوعی به مشورت پرداختند و نظر هر کدام چگونه بود؟
پاسخ: درباره یکی از مصالح مملکت با یکدیگر مشورت کردند و هر کدام رأیی متفاوت داشتند و شاه نیز نظری خاص خود را مطرح کرد
بزرگمهر کدام رأی را برگزید و وزیران چه پرسشی از او کردند؟
پاسخ: بزرگمهر رأی شاه را بر همه نظرات دیگر ترجیح داد. وزیران در نهان از او پرسیدند که رأی شاه چه برتری بر اندیشه چندین حکیم دارد
پاسخ بزرگمهر به وزیران چه بود و بر چه منطقی استوار است؟
پاسخ: گفت که انجام کارها معلوم نیست و خطا و صواب در مشیت خداست؛ پس موافقت با رأی شاه اولیتر است، زیرا اگر کار به خطا رود، به دلیل پیروی از شاه از سرزنش او ایمن خواهد بود
ابیات پایانی حکایت چه پیامی برای مخاطب امروز دارند؟
پاسخ: «خلاف رای سلطان رای جستن به خون خویش باشد دست شستن / اگر خود روز را گوید شب است این بباید گفتن آنک ماه و پروین» نشاندهنده مصلحتاندیشی و احتیاط در برابر قدرت است
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










