رباعی شماره ۳۹ از رباعیات خیام / فصل گل و طرف جویبار و لب کشت با تفسیر

رباعی شماره ۳۹ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ شورانگیزِ «فصل گل و طرف جویبار و لب کشت...»، یکی از زیباترین و امیدبخش‌ترین سروده‌های این فیلسوف و ریاضیدان بزرگ است که در آن، به غنیمت شمردنِ لحظاتِ نابِ بهاری و همنشینی با یارِ زیبا دعوت شده است.

رباعی شماره ۳۹ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ شورانگیزِ «فصل گل و طرف جویبار و لب کشت…»، یکی از زیباترین و امیدبخش‌ترین سروده‌های این فیلسوف و ریاضیدان بزرگ است که در آن، به غنیمت شمردنِ لحظاتِ نابِ بهاری و همنشینی با یارِ زیبا دعوت شده است. خیام در این رباعی، با زبانی ساده و دلنشین، از «فصل گل»، «طرف جویبار» و «لب کشت» سخن می‌گوید و با تأکید بر «یک دو سه روزی» (زمانی کوتاه و گذرا)، به مخاطب یادآوری می‌شود که این فرصتِ ناب را غنیمت بشمارد و از آن بهره‌مند شود، پیش از آنکه «گل» (زندگی و جوانی) پژمرده شود و «خاک» (مرگ) بر آن بپوشد. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این رباعی و تفسیر روان و ساده از آن، به بررسی درونمایهٔ غنیمت‌شماریِ لحظات، زیباییِ بهار و همنشینی با یار، و دعوتِ خیام به شادی و بهره‌جویی از نعمت‌های زندگی خواهیم پرداخت.

رباعی شماره ۳۹ از رباعیات خیام / فصل گل و طرف جویبار و لب کشت با تفسیر

رباعی 39 خیام

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دو سه اهل و لعبتی حور‌سرشت

پیش آر قدح که باده‌نوشان صبوح

آسوده ز مسجد‌ند و فارغ ز کنشت

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۸ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۷ از رباعیات خیام

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۶ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۵ از رباعیات خیام

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، یکی از شادترین، عاشقانه‌ترین و رندانه‌ترین سروده‌های اوست. خیام در این شعر با زبانی ساده و شورانگیز، از بهار، از گل، از جویبار، از کشتزار، از یاران، و از معشوق سخن می‌گوید. او می‌گوید که در فصل گل و در کنار جویبار و لب کشت، با یک دو سه یار و معشوقی حورسرشت، جام باده را پیش آور، زیرا باده‌نوشان صبحگاه، از مسجد و کنشت (کلیسا) آسوده و فارغ‌اند.

 فضای کلی رباعی

خیام در این رباعی به چند نکته اساسی اشاره می‌کند:

– فصل گل و طبیعت – بهار، گل، جویبار و کشتزار، فضایی شاد و دل‌انگیز است.

– یاران و معشوق – با یک دو سه یار و معشوقی حورسرشت.

– قدح باده – جام باده را پیش آور.

– آسودگی از مسجد و کنشت – باده‌نوشان صبحگاه، از مسجد و کلیسا فارغ‌اند.

 تفسیر بیت‌به‌بیت

 مصراع اول:

«فصل گل و طرف جویبار و لب کشت»

– فصل گل (بهار) و کنار جویبار و لب کشتزار.

– این تصویر، فضایی از طبیعت شاد و دل‌انگیز را نشان می‌دهد.

 مصراع دوم:

«با یک دو سه اهل و لعبتی حور‌سرشت»

– با یک دو سه یار اهل (هم‌دل) و معشوقی حورسرشت (زیبا و پاک).

– «لعبتی» به معنای معشوق و دلبر است.

 مصراع سوم:

«پیش آر قدح که باده‌نوشان صبوح»

– جام (قدح) باده را پیش آور، زیرا باده‌نوشان صبحگاه،

– «صبوح» به معنای باده‌ای است که صبحگاه می‌نوشند.

 مصراع چهارم:

«آسوده ز مسجد‌ند و فارغ ز کنشت»

– از مسجد آسوده‌اند و از کنشت (کلیسا و آتشکده) فارغ.

– یعنی باده‌نوشان، از قید و بند مکان‌های عبادی ظاهری آزادند.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. فصل گل و طبیعت

خیام با توصیف بهار، گل، جویبار و کشتزار، فضایی از شادی و طراوت را ایجاد می‌کند. این فضا، برای لذت بردن از زندگی آماده است.

 ۲. یاران و معشوق

خیام از یاران هم‌دل و معشوقی زیبا سخن می‌گوید. این نشان می‌دهد که شادی حقیقی، در جمع دوستان و در کنار معشوق است.

 ۳. قدح باده

خیام از مخاطب می‌خواهد که جام باده را پیش آورد. باده، نماد شادی و غنیمت شمردن دم است.

 ۴. آسودگی از مسجد و کنشت

خیام می‌گوید که باده‌نوشان صبحگاه، از مسجد و کنشت (کلیسا) آسوده و فارغ‌اند. این اشاره به رهایی از قید مکان‌های عبادی ظاهری و رسیدن به شادی حقیقی دارد.

 خلاصه به زبان ساده

خیام می‌گوید:

در فصل گل و در کنار جویبار و لب کشتزار، با یک دو سه یار هم‌دل و معشوقی زیبا، جام باده را پیش آور، زیرا باده‌نوشان صبحگاه، از مسجد و کلیسا آسوده و فارغ‌اند.

 نکته پایانی

این رباعی خیام، سرود شادی، طبیعت و رهایی از قید ظاهری است. خیام در این شعر، با زبانی ساده و شورانگیز، از بهار، از گل، از جویبار، از کشتزار، از یاران، و از معشوق سخن می‌گوید. او می‌گوید که در این فصل شاد، باید جام باده را پیش آورد، زیرا باده‌نوشان صبحگاه، از مسجد و کنشت آسوده و فارغ‌اند. این رباعی، یکی از بهترین نمونه‌های شعر شاد و رندانه‌ی خیام است که در آن، شادی و طبیعت و رهایی به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۴ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۳ از رباعیات خیام

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۲ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۱ از رباعیات خیام

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.