رباعی شماره ۳۸ از رباعیات خیام (عمریست مرا تیره و کاریست نه راست با تفسیر)

رباعی شماره ۳۸ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ تأملبرانگیزِ «عمریست مرا تیره و کاریست نه راست…»، یکی از غزلهای پرمغز و اندوهناکِ این شاعر بزرگ است که در آن، از تلخیِ روزگار، ناکامیهای پیدرپی و بیقراریِ جانِ خسته سخن به میان آمده است. خیام در این رباعی، با زبانی ساده و در عین حال عمیق، از «عمرِ تیره» و «کارِ ناراست» سخن میگوید و با تصویری از «مطربِ چنگزن» که با نوای خود، او را به «راستی» و «رهایی از غم» فرا میخواند، به ناپایداریِ شادی و لزومِ غنیمتشمردنِ لحظهها اشاره میکند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این رباعی و تفسیر روان و ساده از آن، به بررسی درونمایهٔ تلخیِ روزگار، ناکامیهای زندگی، و دعوتِ خیام به رهایی از غم و بهرهجویی از لحظهها خواهیم پرداخت.
رباعی زیبا از خیام
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۷ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۶ از رباعیات خیام
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۵ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۴ از رباعیات خیام
تفسیر این شعر

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، یکی از تلخترین، واقعبینانهترین و در عین حال شکرگزارانهترین سرودههای اوست. خیام در این شعر با زبانی ساده و صادقانه، از تیرگی عمر، از نادرستی کارها، از افزایش محنت و کاهش راحت سخن میگوید. اما در پایان، با لحنی طنزآمیز و حکیمانه، شکر ایزد را به جا میآورد که آنچه اسباب بلاست، از کس دیگر نمیباید خواست.
فضای کلی رباعی
خیام در این رباعی به چند نکته اساسی اشاره میکند:
– تیرگی عمر – عمری تیره و ناخوش داشته است.
– کاری ناراست – کارهایش درست و راست نبوده است.
– محنت افزون و راحت کم – رنجهایش افزوده و آسایشش کاهش یافته است.
– شکر ایزد – شکر خدا که اسباب بلا، از کس دیگر نمیباید خواست.
تفسیر بیتبهبیت
مصراع اول:
«عمریست مرا تیره و کاریست نه راست»
– عمری است که برای من تیره و ناخوش بوده است.
– و کاری است که راست و درست نبوده است.
نکته: خیام از تیرگی عمر و نادرستی کارهای خود سخن میگوید.
مصراع دوم:
«محنت همه افزوده و راحت کم و کاست»
– رنج و محنت من افزوده شده است.
– و آسایش و راحت من کاهش یافته است.
نکته: خیام از افزایش رنج و کاهش آسایش خود شکایت دارد.
مصراع سوم:
«شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست»
– شکر خدا را که آنچه اسباب بلا (رنج و سختی) است،
نکته: خیام با لحنی طنزآمیز، شکر خدا را به جا میآورد.
مصراع چهارم:
«ما را ز کس دگر نمیباید خواست»
– ما را از کس دیگر نمیباید خواست.
– یعنی اسباب بلا (رنجها) از خود ماست، نه از دیگران.
نکته: خیام میگوید که رنجهای ما از خود ماست و نباید آن را از دیگران طلب کرد.
تحلیل عمیقتر
۱. تیرگی عمر
خیام از تیرگی و ناخوشی عمر خود سخن میگوید. این نشان از نگاه واقعبینانه و صادقانه او به زندگی دارد.
۲. کاری ناراست
خیام میگوید که کارهایش راست و درست نبوده است. این اشاره به ناکامیها و خطاهای او دارد.
۳. محنت افزون و راحت کم
رنجهای خیام افزوده و آسایشش کاهش یافته است. این نشان از سختیهای زندگی او دارد.
۴. شکر ایزد
خیام با لحنی طنزآمیز، شکر خدا را به جا میآورد که اسباب بلا از خود ماست، نه از دیگران. این نگاه، نوعی پذیرش مسئولیت و رهایی از شکایت از دیگران است.
۵. نبود نیاز به دیگری
خیام میگوید که رنجهای ما از خود ماست و نباید آن را از دیگران طلب کرد. این نشان از استقلال و خودشناسی او دارد.
خلاصه به زبان ساده
خیام میگوید:
عمری تیره و کاری ناراست داشتهام. رنجهایم افزوده و آسایشم کاهش یافته است. شکر خدا که آنچه اسباب بلاست، از خود ماست و نباید آن را از کس دیگر خواست.
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۳ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۲ از رباعیات خیام
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۱ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۰ از رباعیات خیام
نکته پایانی
این رباعی خیام، سرود تیرگی عمر، ناکامی و شکرگزاری است. خیام در این شعر، با زبانی ساده و صادقانه، از تیرگی عمر، از نادرستی کارها، از افزایش رنج و کاهش آسایش سخن میگوید. اما در پایان، با لحنی طنزآمیز و حکیمانه، شکر خدا را به جا میآورد که اسباب بلا از خود ماست، نه از دیگران. این نگاه، نوعی پذیرش مسئولیت و رهایی از شکایت از دیگران است. این رباعی، یکی از بهترین نمونههای شعر واقعبینانه و فلسفی خیام است که در آن، رنج و شکرگزاری به زیبایی به تصویر کشیده شده است.










