رباعی شماره ۳۱ از رباعیات خیام؛ دارنده چو ترکیب طبایع آراست با تفسیر
رباعی شماره ۳۱ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ تأملبرانگیزِ «دارنده چو ترکیب طبایع آراست…»، یکی از عمیقترین سرودههای این فیلسوف و ریاضیدان بزرگ است که در آن، به رازِ آفرینش و دگرگونیِ نهاییِ انسان اشاره شده است. خیام در این رباعی، با نگاهی شاعرانه، از «دارنده» (خالق) سخن میگوید که ترکیبِ عناصرِ چهارگانه (طبایع) را آراسته و به کمال رسانده است، اما در نهایت، همین ترکیبِ شگفتانگیز به تفرقه و پراکندگی بازمیگردد و «هر جزوی به مکانی» میرود. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این رباعی و تفسیر روان و ساده از آن، به بررسی درونمایهٔ آفرینشِ هدفمند، مرگ و بازگشت به طبیعت، و نگاهِ فلسفیِ خیام به هستی خواهیم پرداخت.

رباعی شماره سی و یک خیام
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه افکندش اندر کم و کاست؟
گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود؟
ور نیک نیامد این صُوَر، عیب که راست؟
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۰ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۲۹ از رباعیات خیام
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۲۸ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۲۷ از رباعیات خیام
تفسیر این شعر

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، یکی از عمیقترین، پرسشبرانگیزترین و فلسفیترین سرودههای اوست. خیام در این شعر با زبانی پرسشگر و نگاهی شکآمیز، به یکی از بنیادیترین پرسشهای فلسفی و کلامی دربارهی هدف آفرینش، رنج و نقصان هستی میپردازد. او میپرسد که اگر خداوند (دارنده) این ترکیب طبایع (انسان یا جهان) را آراسته است، چرا آن را در کم و کاست (نقص و رنج) افکنده است؟ اگر نیک و کامل آفریده شده، چرا باید شکسته شود؟ و اگر نیک نیامده، تقصیر کیست؟
فضای کلی رباعی
خیام در این رباعی به چند نکته اساسی اشاره میکند:
1. ترکیب طبایع (انسان یا جهان) توسط خداوند آراسته شده است.
2. اما این ترکیب در کم و کاست (نقص، رنج و زوال) قرار گرفته است.
3. اگر این ترکیب نیک است، چرا باید شکسته و نابود شود؟
4. اگر نیک نیست، این نقص و عیب به گردن کیست؟
تفسیر بیتبهبیت
مصراع اول:
«دارنده چو ترکیب طبایع آراست»
– زمانی که دارنده (خداوند) ترکیب طبایع (عناصر چهارگانه یا ساختار انسان و جهان) را آراست و پیراست.
– «ترکیب طبایع» اشاره به نظریهی چهار عنصر (خاک، آب، آتش، هوا) و یا ساختار وجودی انسان است.
مصراع دوم:
«از بهر چه افکندش اندر کم و کاست؟»
– چرا آن را (این ترکیب) در کم و کاست (نقص، رنج و زوال) افکند؟
– یعنی اگر خداوند این ترکیب را آراسته است، چرا آن را در معرض نقص و رنج قرار داده است؟
مصراع سوم:
«گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود؟»
– اگر این ترکیب نیک و کامل آفریده شده است، پس شکستن و نابودی آن برای چه بود؟
مصراع چهارم:
«ور نیک نیامد این صُوَر، عیب که راست؟»
– و اگر این صور (اشکال و ترکیب) نیک نیامده (ناقص و نادرست است)، پس عیب و تقصیر به گردن کیست (خدا یا انسان)؟
تحلیل عمیقتر
۱. مسئلهی شر و رنج
خیام در این رباعی، به یکی از دشوارترین پرسشهای فلسفه و کلام اشاره میکند: «اگر خداوند نیک و تواناست، چرا شر و رنج در جهان وجود دارد؟» این پرسش که در فلسفه با عنوان «مسئلهی شر» (Problem of Evil) شناخته میشود، در این رباعی به زیبایی بیان شده است.
۲. ترکیب طبایع
«ترکیب طبایع» اشاره به نظریهی چهار عنصر (خاک، آب، آتش، هوا) دارد که در فلسفه و طب قدیم، مبنای ساختار جهان و انسان بوده است. خیام میگوید که خداوند این ترکیب را آراسته، اما چرا آن را در نقص و رنج افکنده است؟
۳. نیک و بد بودن ترکیب
خیام دو حالت را مطرح میکند:
– اگر ترکیب نیک است، چرا باید شکسته شود؟ (این اشاره به مرگ و زوال دارد).
– اگر ترکیب نیک نیست، این عیب به گردن کیست؟ (آیا خداوند نقص را آفریده یا این نقص از جای دیگر آمده است؟)
۴. نگاه شکآمیز
این رباعی، نشان از نگاه شکآمیز و پرسشگر خیام دارد. او به جای پاسخ دادن، پرسش را مطرح میکند و خواننده را به تفکر وا میدارد.
خلاصه به زبان ساده
خیام میگوید:
وقتی خداوند (دارنده) این ترکیب عناصر (انسان و جهان) را آراست، چرا آن را در نقص و رنج (کم و کاست) قرار داد؟
اگر این ترکیب نیک و کامل است، چرا باید شکسته و نابود شود؟
و اگر نیک نیست و ناقص آفریده شده، این عیب به گردن کیست؟
نکته پایانی
این رباعی خیام، یکی از فلسفیترین و پرسشبرانگیزترین سرودههای او دربارهی رنج و شرور هستی است. خیام با نگاهی شکآمیز و صادقانه، به یکی از دشوارترین پرسشهای بشر اشاره میکند که چرا در جهانی که خداوند آن را آفریده، رنج و نقص وجود دارد. او پاسخ قطعی نمیدهد، بلکه با مطرح کردن این پرسش، خواننده را به تفکر و تأمل در مورد ماهیت هستی، عدالت الهی و رنج انسان دعوت میکند. این رباعی، یکی از بهترین نمونههای شعر فلسفی-اعتراضی خیام است که در آن، عقل و ایمان در برابر یکدیگر قرار میگیرند و انسان را به حیرت و تفکر وامیدارند.
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۲۶ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۲۵ از رباعیات خیام
رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۲۴ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۲۳ از رباعیات خیام










