رباعی شماره ۲۷ از رباعیات خیام؛ چون لاله به نوروز قدح گیر به دست به همراه تفسیر

رباعی شماره ۲۷ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ شورانگیزِ «چون لاله به نوروز قدح گیر به دست…»، یکی از زیباترین و امیدبخش‌ترین سروده‌های این فیلسوف و ریاضیدان بزرگ است که در آن، شاعر با تصویری دلنشین از نوروز و لاله، انسان را به غنیمت شمردن لحظهٔ حال، نوشیدن جامِ شادی و دوری از غمِ فردا فرامی‌خواند . خیام در این رباعی، با اشاره به ناپایداری جهان و فرجامِ حتمیِ خاک شدنِ انسان، بر زیستن در «اکنون» و بهره‌جویی از نعمت‌های زندگی تأکید می‌کند . در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این رباعی و تفسیر روان و ساده از آن، به بررسی درونمایهٔ نوروز و طبیعت، نگاهِ خوش‌باشیِ خیام، و رمزگشایی از عناصر نمادین مانند «لاله»، «قدح» و «چرخ کهن» خواهیم پرداخت. پیشنهاد می کنیم شما عزیزان رباعی شماره ۲۸ از رباعیات خیام | چون نیست حقیقت و یقین اندر دست… را هم بخوانید.

رباعی شماره ۲۷ از رباعیات خیام؛ چون لاله به نوروز قدح گیر به دست به همراه تفسیر

رباعی خیام

چون لاله به نوروز قدح گیر به دست

با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

مِی نوش به خرمی که این چرخ کهن

ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

رباعی شماره ۲۶ از رباعیات خیام | چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت

رباعی شماره ۲۵ از رباعیات خیام؛ چون بلبل مست راه در بستان یافت… با تفسیر

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، یکی از زیباترین و فلسفی‌ترین سروده‌های او در ستایش «غنیمت شمردن دم» و بهره‌گیری از فرصت‌های زندگی است. خیام در این شعر با زبانی شاعرانه و هشداری آمیخته به شادی، از بهار، لاله، نوروز، و جام باده سخن می‌گوید و در پایان، با یادآوری مرگ و پستی خاک، به مخاطب می‌آموزد که لحظه را دریابد.

 فضای کلی رباعی

خیام در این رباعی به چند نکته اساسی اشاره می‌کند:

1. بهار و نوروز فرصتی برای شادی و می‌گساری است.

2. اگر معشوقی لاله‌رخ (زیبا) در کنار داری، این فرصت را غنیمت شمار.

3. با خرمی و شادی باده بنوش.

4. این چرخ کهن (فلک و روزگار) ناگهان تو را چون خاک پست خواهد کرد – پس پیش از آن، از زندگی لذت ببر.

 تفسیر بیت‌به‌بیت

 مصراع اول:

«چون لاله به نوروز قدح گیر به دست»

– چون لاله در نوروز (بهار) جام باده را به دست بگیر.

– «لاله» نماد زیبایی و شکنندگی است. نوروز نیز نماد نوزایی و طراوت. خیام می‌گوید در آغاز بهار، که طبیعت تازه می‌شود، تو نیز جام می به دست بگیر و از زندگی لذت ببر.

 مصراع دوم:

«با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست»

– اگر فرصت داری که با لاله‌رخی (معشوقی با چهره‌ای چون لاله، زیبا و سرخ‌رو) همدم شوی.

– «لاله‌رخ» یعنی کسی که چهره‌اش چون لاله سرخ و زیباست. خیام می‌گوید اگر چنین معشوقی در کنار داری، قدر این فرصت را بدان.

 مصراع سوم:

«مِی نوش به خرمی که این چرخ کهن»

– با شادمانی و خرمی باده بنوش، زیرا این چرخ کهن (فلک و روزگار)…

– «چرخ کهن» یعنی آسمان و گردش روزگار که همواره در حال تغییر است.

 مصراع چهارم:

«ناگاه تو را چو خاک گرداند پست»

– ناگهان تو را چون خاک، پست و نابود می‌گرداند.

– یعنی روزگار، ناگهان تو را از اوج زندگی به خاک می‌رساند. پس پیش از آن، از لحظه‌ات بهره ببر.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. «لاله» و «نوروز»

خیام از دو عنصر طبیعت (لاله و نوروز) برای انتقال پیام خود استفاده می‌کند. لاله، گلی است که در بهار می‌روید و عمری کوتاه دارد. نوروز نیز آغاز سال و نماد تازگی است. این دو در کنار هم، نماد زندگی کوتاه اما زیبا هستند. خیام می‌گوید: همچون لاله که در بهار می‌شکفد و می‌درخشد، تو نیز در این فرصت کوتاه، جام می به دست بگیر.

 ۲. «لاله‌رخ»

لاله‌رخ به معنی کسی که چهره‌ای سرخ و زیبا دارد. این تعبیر، علاوه بر اشاره به معشوق، می‌تواند نماد نشاط و شادابی خود انسان نیز باشد. خیام می‌گوید اگر این فرصت را داری، از آن بهره ببر.

 ۳. «چرخ کهن»

چرخ کهن همان فلک و روزگار است که در نگاه خیام، سخت‌دل و بی‌وفاست. او بارها از «چرخ» به عنوان نیرویی یاد کرده که بر خلاف میل انسان حرکت می‌کند. در اینجا نیز می‌گوید این چرخ، ناگهان تو را پست می‌کند.

 ۴. «خاک گرداند پست»

این تعبیر، تلخ‌ترین بخش رباعی است. خیام با صراحت می‌گوید که روزگار، تو را به خاک بازمی‌گرداند. این یادآوری مرگ، نه برای ترساندن، که برای بیدار کردن و دعوت به زیستن در لحظه است. اگر همه می‌میریم، پس چرا اکنون را غنیمت نشماریم؟

 خلاصه به زبان ساده

خیام می‌گوید:

بهار آمده است. مانند لاله که در نوروز می‌شکفد، جام باده را به دست بگیر. اگر معشوقی زیبا و لاله‌رخ در کنار داری، این فرصت را غنیمت بشمار. با شادمانی باده بنوش، زیرا این چرخ کهن و روزگار، ناگهان تو را چون خاک به زمین خواهد زد و پست خواهد کرد.

 نکته پایانی

این رباعی خیام، خلاصه‌ای از فلسفه‌ی «کارپه دیم» (غنیمت شمردن دم) در شعر فارسی است. خیام با ظرافت تمام، از یک سو به زیبایی‌های زندگی (بهار، لاله، معشوق، باده) اشاره می‌کند و از سوی دیگر، با یادآوری مرگ، انسان را به شادی و بهره‌گیری از لحظه دعوت می‌نماید. این نگاه، نه یأس‌آلود است و نه فریبنده؛ بلکه واقع‌بینانه، شاعرانه و در عین حال دلگرم‌کننده است. خیام به ما می‌آموزد که زندگی کوتاه است، مرگ حتمی است، اما همین «اکنون» فرصتی است که می‌توان آن را به شادی و عشق گذراند.

رباعی شماره ۲۴ از رباعیات خیام | چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت + تفسیر

رباعی شماره ۲۳ از رباعیات خیام / ترکیب طبایع چو به کام تو دمی‌ست…

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.