شعر شماره ۴۹ از اشعار هوشنگ ابتهاج / کودک من کودک مسکین از برای تو، دردهایی کور…

شعر شماره ۴۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه آماده شده است. ابتهاج در شعرهایش به عواطف انسانی، عشق، درد و رنج، و نوستالژی می‌پردازد. اشعار او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن می‌یابند و با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. همچنین شعر شماره ۵۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در نهفت پرده شب، دختر خورشید… را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج / کودک من کودک مسکین از برای تو، دردهایی کور...

شعر شماره ۴۹ ابتهاج

کودک من کودک مسکین

از برای تو

دردهایی کور

چشم می پاید

در شکیب انتظار سالهای دور

وینک اینجا من

با تلاش طاقت رنج آزمای خویش

چشم می پایم برای تو

شادی فردای خندان را

کودک من کودک شیرین

شعر شماره ۴۸ از اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بگشاییم کفتران را بال بفروزیم شعله بر سر کوه …

شعر شماره ۴۷ از اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می خوانم و می ستایمت پر شور …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) از منظری عمیقاً انسانی و اجتماعی قابل تفسیر است. شاعر در قالب خطاب به یک «کودک»، نگرانی و امید نسل پیشین را نسبت به آینده و نسل بعد بیان می‌کند.

تفسیر ابیات:

«کودک من کودک مسکین / از برای تو / دردهایی کور / چشم می‌پاید»

شاعر کودک را «مسکین» خطاب می‌کند، نه از سر ترحم، بلکه از سر دلسوزی عمیق. «دردهایی کور» استعاره از گرفتاری‌ها، ظلم‌ها، نابسامانی‌ها و مصیبت‌هایی است که بی‌هدف و بی‌امان در کمین آینده‌ی این کودک هستند. «چشم می‌پاید» یعنی این دردها در انتظارند، همچون شکارچی پنهان.

«در شکیب انتظار سالهای دور»

شاعر یا به‌طورکلی نسل بزرگ‌تر، در «شکیب» یا صبری سنگین به سر می‌برد و چشم به راه سال‌هایی دور است که این کودک بزرگ می‌شود. اما همین انتظار، آمیخته با ترس از همان «دردهای کور» است.

«وینک اینجا من / با تلاش طاقت رنج آزمای خویش / چشم می‌پایم برای تو / شادی فردای خندان را»

تضاد در این بخش شکل می‌گیرد: از یک سو «دردهای کور» در کمینند، از سوی دیگر «من» (نسل فعلی یا پدر/مادرِ نمادین) با تمام طاقت فرسوده و رنج‌آزموده‌اش، چشم به راه «شادی فردای خندان» برای کودک است. یعنی همان نسلِ رنج‌دیده، باز هم امیدوار است و برای فردای کودک تلاش می‌کند.

«کودک من کودک شیرین»

تکرار «کودک من» با صفت «شیرین» در بند آخر، عاطفه‌ی عمیق را نشان می‌دهد. گویی شاعر با تغییر صفت از «مسکین» به «شیرین» می‌خواهد بگوید: تو با آن‌که در معرض رنجی، معصوم و دوست‌داشتنی هستی و من به خاطر همین شیرینی تو، این رنج را تحمل می‌کنم.

درون‌مایه اصلی شعر:

1. مسئولیت نسلی: بزرگ‌ترها خود رنج دیده‌اند، اما نمی‌خواهند آن رنج به کودک منتقل شود.

2. امید در عین ناامیدی: علی‌رغم اشاره به «دردهای کور»، شاعر از «شادی فردای خندان» سخن می‌گوید؛ امیدی که از سر وظیفه و عشق است، نه ساده‌انگاری.

3. تصویری از جامعه‌ی پس از بحران: این شعر احتمالاً در فضای سیاسی-اجتماعی دهه‌های پرالتهاب ایران سروده شده؛ جایی که روشنفکران و پدران و مادران دغدغه‌ی آینده‌ی فرزندان را در کشاکش استبداد، جنگ یا فقر داشتند.

به عبارت ساده‌تر: سایه در این شعر کوتاه، تمام امید و اندوه یک نسل را در نگاه به کودکی خلاصه می‌کند؛ نسلی که خود زیر بار رنج خم شده، اما برای فردای کودک، هنوز انتظار «شادی خندان» را می‌کشد.

شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیگر این پنجره بگشای که من …

شعر شماره ۴۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دختری خوابیده در مهتاب چون گل …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.