غزل شماره ۶۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را …

غزل شماره ۶۳ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۶۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را ...

غزل شماره ۶۳

چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را

داغِ بی‌تابی چراغان کرد کوهِ طور را

از سرِ پر شور ما ای عقل ناقص در‌گذر

پاسبانی نیست حاجت خانهٔ زنبور را

بر گلِ رخسار او آن خالِ دلکش را ببین

بر کفِ دستِ سلیمان گر ندیدی مور را

بلبلِ بی‌شرم گرمِ ناله بیجا گشته است

عاشق خاموش باید غنچهٔ مستور را

ای خطِ بی‌رحم، دست از دانهٔ خالش بدار

از نظر پنهان مکن، دلخوش کن صد مور را

پیش ازین خالش چنین بی‌رحم و سنگین‌دل نبود

خط مشکین کرد خاک‌آلود این زنبور را

درد را با دردمندان التفاتِ دیگرست

با سرِ بندست پیوندِ دگر ساطور را

هر متاعی را خریداری است صائب در جهان

بهرِ زخمِ عاشقان دارد قیامت شور را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به توصیف احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق می‌پردازد. در زیر هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را

   وقتی که تو با شراب، آن چهره‌ی پرنور را روشن کردی، 

   داغِ بی‌تابی چراغان کرد کوهِ طور را 

   این عشق و اشتیاق، کوه طور (جایی مقدس) را نیز روشن کرد.

   • شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشقش چقدر شدید است.

2. از سرِ پر شور ما ای عقل ناقص در‌گذر

   ای عقل ناقص، از شور و شوق ما بگذر، 

   پاسبانی نیست حاجت خانهٔ زنبور را 

   در این خانه (دل عاشق)، پاسبانی وجود ندارد.

   • شاعر به عقل خود اشاره می‌کند که نمی‌تواند درک کند و از او می‌خواهد که از احساسات عاطفی او بگذرد.

3. بر گلِ رخسار او آن خالِ دلکش را ببین

   بر روی گل مانند چهره‌ی او، آن خال زیبا را نگاه کن، 

   بر کفِ دستِ سلیمان گر ندیدی مور را 

   اگر بر کف دست سلیمان (پادشاه) مور (حشره‌ای کوچک) را ندیده‌ای.

   • شاعر به زیبایی معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در مقایسه با بزرگ‌ترین چیزها، زیبایی او بی‌نظیر است.

4. بلبلِ بی‌شرم گرمِ ناله بیجا گشته است

   بلبل بی‌شرم (پرنده‌ای عاشق) در حال ناله و فریاد بی‌دلیل است، 

   عاشقِ خاموش باید غنچهٔ مستور را 

   عاشق باید مانند غنچه‌ای پنهان باشد.

   • شاعر به حال عاشقان اشاره می‌کند که گاهی باید خاموش باشند و در دل خود عشق را نگه دارند.

5. ای خطِ بی‌رحم، دست از دانهٔ خالش بدار

   ای خط زیبا و بی‌رحم، از دانه‌ی خال (زیبایی) او دست بردار، 

   از نظر پنهان مکن، دلخوش کن صد مور را 

   او را از نظر پنهان نکن و دل هزاران عاشق را خوشحال کن.

   • شاعر به زیبایی معشوقش اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که زیبایی‌اش را پنهان نکند.

6. پیش ازین خالش چنین بی‌رحم و سنگین‌دل نبود

   قبل از این، آن خال (زیبایی) اینقدر بی‌رحم و سنگدل نبود، 

   خط مشکین کرد خاک‌آلود این زنبور را 

   این خط زیبا باعث شده که زنبور (عاشق) خاک‌آلود شود.

   • شاعر به تغییر رفتار معشوقش اشاره می‌کند و از غم عاشقانه خود سخن می‌گوید.

7. درد را با دردمندان التفاتِ دیگرست

   درد برای دردمندان معنای دیگری دارد، 

   با سرِ بندست پیوندِ دگر ساطور را 

   پیوند درد با سر بند (عاشق) نوع دیگری از ارتباط دارد.

   • شاعر بیان می‌کند که درد عاشقانه برای کسانی که در عشق رنج می‌کشند، متفاوت است.

8. هر متاعی را خریداری است صائب در جهان

   هر چیزی در جهان خریدار دارد، صائب، 

   بهرِ زخمِ عاشقان دارد قیامت شور را 

   برای زخم‌های عاشقان، قیامت و شور و شوق وجود دارد.

   • شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عشق و درد عاشقانه نیز ارزشمند است و برای آن‌ها همیشه شوری وجود دارد.

به طور کلی، این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه، درد جدایی و زیبایی معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات خود را به تصویر کشیده و نشان می‌دهد که عشق چه تأثیری بر زندگی انسان‌ها دارد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ داد سیلِ گریه‌ من غوطه در گِل بحر را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.