غزل شماره ۶۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را …

غزل شماره ۶۱ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تنها به عشق محدود نمی‌شود بلکه موضوعاتی چون عرفان، طبیعت، زندگی اجتماعی و فلسفه را نیز در بر می‌گیرد. این تنوع باعث می‌شود که آثار او برای طیف وسیعی از خوانندگان جذاب باشد. همچنین غزل شماره ۶۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را ...

غزل شماره ۶۱

نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را

کس نترسانده است از رطلِ گران مخمور را

ما به داغِ خود خوشیم ای صبح دست از ما بدار

صرفِ داغِ مُهر کن این مرهمِ کافور را

چرخِ عاجز‌کُش چرا در خاک و خونم می‌کشد؟

پای من دستِ حمایت بود دایم مور را

قهرمانِ عشق هر جا مجلس‌آرایی کند

چینی مودار می‌داند سرِ فغفور را

نفس را بدخو به ناز و نعمتِ دنیا مکن

آب و نانِ سیر، کاهل می‌کند مزدور را

حسن اگر این است و عالمسوزیِ رخسار این

می‌کُشد بی‌تابیِ غیرت چراغِ طور را

رتبهٔ افکار صائب را چه می‌داند حسود؟

بهره‌ای از حُسنِ یوسف نیست چشمِ کور را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ داد سیلِ گریه‌ من غوطه در گِل بحر را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، به بیان احساسات عمیق و تفکرات فلسفی او در مورد عشق، درد و زندگی می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. بیت اول: شاعر می‌گوید که هیچ چیزی نمی‌تواند او را از عشق و شورش بترساند. حتی ملامت‌ها و سرزنش‌ها هم نمی‌توانند او را از این احساس دور کنند. او مانند کسی است که در برابر بار سنگین غم، مقاوم است.

2. بیت دوم: شاعر به صبح (نماد جدیدی و امید) می‌گوید که از او دست بکشد، زیرا آن‌ها به داغ و غم خود عادت کرده‌اند و این داغ برایشان مانند مرهمی است که بر زخم‌هایشان گذاشته‌اند.

3. بیت سوم: شاعر از چرخ روزگار (زمان) می‌پرسد که چرا او را در خاک و خون می‌کشد. او به یاد می‌آورد که همیشه پای او (یعنی حمایت او) در کنار او بوده است و حالا چطور این چنین رنج می‌کشد.

4. بیت چهارم: شاعر می‌گوید که قهرمان عشق هر جا که برود، مجلس را با زیبایی خود زینت می‌بخشد. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند که مانند چینی زیبا و دلنشین است.

5. بیت پنجم: شاعر هشدار می‌دهد که نباید نفس خود را به ناز و نعمت دنیا مشغول کرد، زیرا این کار باعث تنبلی و کاهلی می‌شود. زندگی راحت و بی‌دغدغه ممکن است انسان را از تلاش دور کند.

6. بیت ششم: شاعر درباره زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید اگر این زیبایی واقعاً وجود دارد، باید مراقب باشد که غیرت و شجاعت او را نکشد. این غیرت مانند چراغی است که روشنایی می‌بخشد.

7. بیت هفتم: شاعر به حسودان اشاره می‌کند و می‌گوید که آن‌ها نمی‌توانند درک کنند که افکار صائب (درست) چه ارزشی دارند. حسودان مانند چشم‌های کور هستند که از زیبایی‌های واقعی بی‌بهره‌اند.

این شعر نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات عاشقانه، دردهای ناشی از عشق و همچنین تفکرات فلسفی حافظ درباره زندگی و زیبایی است. او با استفاده از تشبیهات زیبا و عبارات پرمعنا، عشق، غم، زیبایی و حقیقت را به تصویر می‌کشد و به خواننده یادآوری می‌کند که زندگی پر از چالش‌ها و زیبایی‌هاست.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.