غزل شماره ۵۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را …
غزل شماره ۵۷ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه میخوانید. غزلیات صائب تنها به عشق محدود نمیشود بلکه موضوعاتی چون عرفان، طبیعت، زندگی اجتماعی و فلسفه را نیز در بر میگیرد. این تنوع باعث میشود که آثار او برای طیف وسیعی از خوانندگان جذاب باشد. همچنین غزل شماره ۵۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۷
کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
داس صیقل ندرود این سبزهٔ زنگار را
در میان دارد دلِ تنگِ مرا سرگشتگی
بر سرِ این نقطه جولان است این پرگار را
دردسر خواهی کشیدن از هجومِ بلبلان
جلوهگاهِ گل مکن آن گوشهٔ دستار را
در دیارِ ما که کفر و دین ز یک سررشتهاند
سبحه در آغوش گیرد رشتهٔ زنّار را
از نظربازی به مژگانِ سخنپردازِ او
آنچنان گشتم که میفهمم زبانِ مار را!
کار خامان میتوان از پختهگویی ساختن
گرمیِ آتش کند کوته، زبانِ خار را
به که طفل اشکِ خود را رخصتِ بازی دهم
چند دارم در گره این اخترِ سیّار را
بر حریفان چون گوارا نیست صائب طرزِ تو
به که بفرستی به ایران نسخهٔ اشعار را
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ آه میباشد مسلسل خاطرِ افگار را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را …
تفسیر این شعر

این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، است و در آن به موضوعاتی چون عشق، درد و رنج، زیبایی و فلسفه زندگی پرداخته شده است. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح میدهیم:
1. جام می و دل افگار: شاعر در این بیت به “جام می” اشاره میکند که نماد شادی و لذت است، اما دل او در عذاب و غم است. او میگوید که این شادی نمیتواند دل غمگین او را تسکین دهد.
2. سرگشتگی دل تنگ: در اینجا شاعر از دل تنگ و سرگشتگی خود صحبت میکند. او احساس میکند که در میان مشکلات و چالشها گم شده است و مانند پرگار (ابزاری برای ترسیم دایره) در یک نقطه میچرخد.
3. بلبلان و گل: شاعر به هجوم بلبلان (پرندگان عاشق) اشاره میکند که ممکن است به گلها آسیب برسانند. او به دیگران توصیه میکند که از زیباییهای خاص خود محافظت کنند.
4. کفر و دین: شاعر در این بیت به تضاد بین کفر و دین اشاره میکند و بیان میکند که در دیار او این دو موضوع به هم پیوستهاند. او به نوعی به بیمعنایی این دو مفهوم اشاره دارد.
5. زبان مار: شاعر بیان میکند که از نظر بازی و زیباییهای چشمنواز معشوقش، آنقدر شگفتزده شده که مانند زبانی مار (زبان خطرناک) میتواند بفهمد.
6. کار خامان و پختهگویی: شاعر میگوید که کارهای ناپخته را میتوان با صحبتهای پخته درست کرد. او به این نکته اشاره دارد که گاهی باید با حکمت و تدبیر عمل کرد.
7. اشک طفل: در اینجا شاعر به اشکهای یک کودک اشاره میکند و میگوید که نمیخواهد اجازه دهد این اشکها به بازی گرفته شوند، زیرا این اشکها نشانهی احساسات عمیق هستند.
8. طرز تو: شاعر در پایان به طرز خاص خود اشاره میکند و میگوید که اشعارش برای دیگران خوشایند نیست. او از فرستادن اشعارش به ایران (محل زندگی دیگر شاعران) صحبت میکند.
این شعر ترکیبی از احساسات عمیق انسانی، عشق، زیبایی و فلسفه زندگی است. صائب تبریزی با استفاده از زبان استعاری و مجازی، تجربیات و نگرانیهای خود را بیان کرده و خواننده را به تفکر دربارهی زندگی و عشق دعوت میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تنگدستی راست سازد نفسِ کجرفتار را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نالهٔ من میزند ناخن به دل ناهید را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










