غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را …
غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگیها باعث میشود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد.

غزل شماره ۵۵
کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین میگذاشت
آن که میبندد به روی من درِ گلزار را
هر سری دارد درین بازار سودای دگر
هر کسی بندد به آیینِ دگر دستار را
میکند از طوقِ قمری دامها در خاک، سرو
تا به دام آرد مگر آن سروِ خوش رفتار را
رشتهها همتاب چون شد، زود میگردد یکی
با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را
این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل
میکند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را
یا خطِ عنبرفشان، یا زلفِ مشکین میشود
پای رفتن نیست دودِ آتشِ رخسار را
از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق
میگذارد نعل در آتش لبِ اظهار را
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تنگدستی راست سازد نفسِ کجرفتار را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نالهٔ من میزند ناخن به دل ناهید را …
تفسیر این شعر

این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، به بررسی موضوعات عشق، رفتار انسانی و تضادهای زندگی میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
▎بیت اول:
**کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را**
توضیح: در اینجا شاعر میگوید که افرادی که بدرفتار هستند، مانند پرندهای هستند که به سوی نادرست پرواز میکند. او همچنین اشاره میکند که حقیقت و راستگویی میتواند برای آنها مانند سنگی سخت باشد که در مسیرشان قرار دارد.
▎بیت دوم:
**کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین میگذاشت
آن که میبندد به روی من درِ گلزار را**
توضیح: شاعر آرزو میکند که کسی که در را به روی او در باغ گل میبندد، یک بند از حیرت بر دست خود داشته باشد. این نشاندهندهی آرزوی او برای درک زیباییها و عشق است.
▎بیت سوم:
**هر سری دارد درین بازار سودای دگر
هر کسی بندد به آیینِ دگر دستار را**
توضیح: در این بیت، شاعر میگوید که هر فردی در این دنیا (بازار) هدف و آرزوی خاصی دارد. هر کسی به شیوهای متفاوت زندگی میکند و به دنبال چیزهای مختلف است.
▎بیت چهارم:
**میکند از طوقِ قمری دامها در خاک، سرو
تا به دام آرد مگر آن سروِ خوش رفتار را**
توضیح: شاعر به تصویری از یک قمر (پرنده) اشاره میکند که با استفاده از دامها، سعی میکند یک سرو زیبا و خوش رفتار را به دام بیندازد. این تصویر نمادی از تلاش برای جلب توجه یا عشق است.
▎بیت پنجم:
**رشتهها همتاب چون شد، زود میگردد یکی
با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را**
توضیح: در اینجا شاعر بیان میکند که وقتی رشتهها (پیوندها) به هم نزدیک میشوند، به سرعت یکی میشوند. این اشاره به ارتباطات انسانی و پیوندهای عاطفی دارد.
▎بیت ششم:
**این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل
میکند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را**
توضیح: شاعر به زلفهای پریشان و خوشبو اشاره میکند که ممکن است باعث درد یا زخم شوند. این نشاندهندهی تضاد بین زیبایی و آسیب است.
▎بیت هفتم:
**یا خطِ عنبرفشان، یا زلفِ مشکین میشود
پای رفتن نیست دودِ آتشِ رخسار را**
توضیح: در اینجا شاعر به زیباییهای صورت اشاره میکند که یا با خطی معطر (عنبر) یا با زلفهای مشکی توصیف شدهاند. او میگوید که زیباییهای ظاهری نمیتوانند مانع از درد و رنج شوند.
▎بیت هشتم:
**از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق
میگذارد نعل در آتش لبِ اظهار را**
توضیح: در پایان، شاعر (صائب) بیان میکند که از نور و زیبایی خود، راز عشق را سریعاً درمییابد. او اشاره دارد که باید با صداقت و شجاعت احساسات خود را بیان کند.
در کل، این شعر به زیباییهایی از عشق و تضادهای انسانی پرداخته و نشاندهندهی عمق احساسات و تجربیات انسانهاست.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیدهبان حسنِ عتابآلود را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










