غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را …

غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تنها به عشق محدود نمی‌شود بلکه موضوعاتی چون عرفان، طبیعت، زندگی اجتماعی و فلسفه را نیز در بر می‌گیرد. این تنوع باعث می‌شود که آثار او برای طیف وسیعی از خوانندگان جذاب باشد. همچنین غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را ...

غزل شماره ۵۴

تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را

پیچ و تاب از وسعتِ ره می‌فزاید مار را

یک جو از دل‌دردِ دیدن‌های رسمی برنداشت

پرسشِ ظاهر گرانتر می‌کند بیمار را

از سرِ خوانِ تهی سرپوش یک‌ جانب کند

هر سبک‌مغزی که بر سر کج نهد دستار را

از نصیحت کج‌نهادان برنگردند از کجی

راست نتوان کرد چون مایل شود، دیوار را

در عذابم بس که چون آیینه از نادیدنی

آیهٔ رحمت شمارم سبزهٔ زنگار را

کرد یکسر را ادا در روزگارِ بختِ ما

بود هر خواب قضایی دولتِ بیدار را

بوی گل در عذرخواهی از چمن بیرون دوید

باغبان گر بست بر رویم درِ گلزار را

کرد از داغِ عزیزان سینه‌ات را لاله‌زار

دوست می‌داری همان این عالمِ غدّار را

از صدف صد تشنه‌لب را سر به جانش می‌دهد

بحر اگر سیراب سازد ابرِ گوهربار را

آبِ کوثر جلوهٔ موجِ سرابی بیش نیست

در بیابانِ قیامت تشنهٔ دیدار را

برقرارِ دل بود صائب مدارِ دورِ عیش

نیست غیر از نقطهٔ دل مرکز این پرگار را

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به موضوعات مختلفی از جمله فقر، درد و رنج انسانی، عشق و امید پرداخته است. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهیم:

1. تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را: فقر و تنگدستی باعث می‌شود که انسان‌ها به رفتارهای نادرست و کج‌روانه روی آورند.

2. پیچ و تاب از وسعتِ ره می‌فزاید مار را: وقتی راه‌ها وسیع‌تر می‌شوند، پیچیدگی و مشکلات بیشتری به وجود می‌آید (شاید اشاره به زندگی و چالش‌های آن باشد).

3. یک جو از دل‌دردِ دیدن‌های رسمی برنداشت: هیچ چیزی از درد دلِ ناشی از دیدن واقعیت‌های رسمی و ظاهری کم نمی‌کند.

4. پرسشِ ظاهر گرانتر می‌کند بیمار را: سوالات سطحی و ظاهری تنها به درد و رنج بیمار اضافه می‌کند.

5. از سرِ خوانِ تهی سرپوش یک‌ جانب کند: کسانی که از علم و دانش خالی هستند، سعی می‌کنند خود را با ظاهری فریبنده بپوشانند.

6. هر سبک‌مغزی که بر سر کج نهد دستار را: افرادی که فکر سطحی دارند، به راحتی از حقیقت دور می‌شوند.

7. از نصیحت کج‌نهادان برنگردند از کجی: کسانی که به راه نادرست رفته‌اند، حتی با نصیحت هم نمی‌توانند از کجی خود برگردند.

8. راست نتوان کرد چون مایل شود، دیوار را: اگر دیواری کج باشد، نمی‌توان آن را راست کرد مگر اینکه خود بخواهد.

9. در عذابم بس که چون آیینه از نادیدنی: من در عذاب هستم چون مانند آیینه‌ای هستم که نمی‌توانم چیزهایی را که نمی‌بینم مشاهده کنم.

10. آیهٔ رحمت شمارم سبزهٔ زنگار را: من زنگار را به عنوان نشانه‌ای از رحمت می‌بینم، شاید اشاره به زیبایی‌هایی باشد که در سختی‌ها نیز وجود دارند.

11. کرد یکسر را ادا در روزگارِ بختِ ما: در زمانه‌ای که بخت ما خوب نیست، همه چیز به صورت نمایشی انجام می‌شود.

12. بود هر خواب قضایی دولتِ بیدار را: هر خواب و خیال در واقعیت، نشانه‌ای از دولت بیداری است که در آن زندگی می‌کنیم.

13. بوی گل در عذرخواهی از چمن بیرون دوید: وقتی گل‌ها عذرخواهی می‌کنند، بوی خوش آن‌ها در فضا پخش می‌شود.

14. باغبان گر بست بر رویم درِ گلزار را: اگر باغبان درِ گلزار را بر روی من ببندد، نشان‌دهنده‌ی دوری از زیبایی‌هاست.

15. کرد از داغِ عزیزان سینه‌ات را لاله‌زار: داغ عزیزان باعث شده که سینه‌ام مانند لاله‌زار پر از غم شود.

16. دوست می‌داری همان این عالمِ غدّار را: با وجود همه‌ی مشکلات، هنوز این دنیا را دوست دارم.

17. از صدف صد تشنه‌لب را سر به جانش می‌دهد: صدف‌ها برای صدها تشنه‌لب، جان خود را فدای آب می‌کنند.

18. بحر اگر سیراب سازد ابرِ گوهربار را: اگر دریا ابرهای پر از گوهر را سیراب کند، باز هم به نوعی ناپایدار است.

19. آبِ کوثر جلوهٔ موجِ سرابی بیش نیست: آب کوثر (نماد زندگی) در واقع تنها یک سراب است و حقیقت ندارد.

20. در بیابانِ قیامت تشنهٔ دیدار را: در روز قیامت، انسان‌ها تشنه‌ی دیدار حقایق هستند.

21. برقرارِ دل بود صائب مدارِ دورِ عیش: برای صائب (شاعر)، مرکز شادی و خوشبختی، دل است و نه چیز دیگری.

این شعر به بررسی موضوعات انسانی و اجتماعی می‌پردازد و نشان‌دهنده‌ی عمق تفکر شاعر درباره‌ی زندگی و چالش‌های آن است. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر زیبا، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.