غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را …

غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوه‌ای نوین بیان کند. او در ساختار غزل‌ها از قافیه‌ها و وزن‌های مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است. همچنین غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را ...

غزل شماره ۵۱

نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را

دور باش از خود بود حسن حجاب‌آلود را

پشت این تیغِ سیه‌تاب است از دم تیزتر

کیست بیند خیره آن مژگانِ خواب‌آلود را

نوشِ خالص را بوَد در چاشنی آماده‌ نیش

لذتِ دیگر بود لطفِ عتاب‌آلود را

در مذاقش شیشهٔ خشک است آبِ زندگی

هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

می‌چکد آب [از] خطِ ریحانِ آن آتش‌عذار

گر‌چه باران نیست ابرِ آفتاب‌آلود را

تن به اقرارِ گناه کرده ده، آسوده شو

چند گویی عذرهای اضطراب‌آلود را

پردهٔ غفلت شود از خوابگاهِ نرم بیش

کی کند بیدار دامن پایِ خواب‌آلود را

راهِ ناهموار را سوهان بود آهستگی

پا به سنگ آید ز همواری شتاب‌آلود را

می‌کند کوته زبانِ لاف را روشندلی

کم بود پرتو چراغِ ماهتاب‌آلود را

دیدهٔ پاک است صائب شرطِ اربابِ نظر

چند بر مصحف نهی دستِ شراب‌آلود را؟

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، صائب تبریزی، به زیبایی احساسات و مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی را بیان می‌کند. حالا بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را

   (نیازی به نگهبانی از زیبایی با نگاه عتاب‌آلود نیست) 

   در اینجا شاعر می‌گوید نیازی نیست که کسی زیبایی را با نگاه تند و عتاب‌آلودش محافظت کند.

2. دور باش از خود بود حسن حجاب‌آلود را

   (باید دور بود از زیبایی که در حجاب پنهان است) 

   شاعر به زیبایی‌ای اشاره می‌کند که در حجاب است و می‌گوید باید از آن دوری کرد.

3. پشت این تیغِ سیه‌تاب است از دم تیزتر

   (پشت این تیغ تیره، چیزی تیزتر از آن وجود دارد) 

   این بیت به عمق و خطر زیبایی اشاره دارد؛ چیزی که ممکن است فراتر از ظاهر باشد.

4. کیست بیند خیره آن مژگانِ خواب‌آلود را

   (کیست که بتواند آن مژگان خواب‌آلود را ببیند؟) 

   شاعر به مژگان زیبا و خواب‌آلود اشاره می‌کند که جذابیت خاصی دارند.

5. نوشِ خالص را بوَد در چاشنی آماده‌ نیش

   (نوشیدنی خالص با چاشنی نیش آماده است) 

   اینجا به لذت‌های زندگی اشاره می‌شود که ممکن است با درد و رنج همراه باشد.

6. لذتِ دیگر بود لطفِ عتاب‌آلود را

   (لذت دیگری است که در عتاب وجود دارد) 

   شاعر می‌گوید که لذت‌های ناشی از عشق و عتاب نیز خاص و دلپذیر هستند.

7. در مذاقش شیشهٔ خشک است آبِ زندگی

   (آب زندگی در طعم شیشهٔ خشک وجود دارد) 

   این بیت به تلخی زندگی و نداشتن طعم واقعی اشاره می‌کند.

8. هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

   (هر کسی که لب‌های شراب‌آلود را بوسیده) 

   اشاره به عشق و لذت‌هایی که از آن ناشی می‌شود.

9. می‌چکد آب [از] خطِ ریحانِ آن آتش‌عذار

   (آب از خط ریحان آن معشوق می‌چکد) 

   شاعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره می‌کند.

10. گر‌چه باران نیست ابرِ آفتاب‌آلود را

    (اگرچه بارانی نیست، اما ابر آفتاب‌آلود وجود دارد) 

    در اینجا به تضاد میان زیبایی و واقعیت‌های تلخ اشاره شده است.

11. تن به اقرارِ گناهِ کرده ده، آسوده شو

    (بدنت را به اعتراف گناه بسپار و راحت باش) 

    شاعر می‌گوید که بهتر است انسان به گناهان خود اعتراف کند و آرامش یابد.

12. چند گویی عذرهای اضطراب‌آلود را

    (چرا مدام عذر و بهانه‌های اضطراب‌آور می‌گویی؟) 

    شاعر از کسی می‌خواهد که دیگر عذر و بهانه نیاورد.

13. پردهٔ غفلت شود از خوابگاهِ نرم بیش

    (پرده غفلت بر خوابگاه نرم بیشتر می‌شود) 

    به خواب و غفلت اشاره دارد که انسان را از واقعیت دور می‌کند.

14. کی کند بیدار دامن پایِ خواب‌آلود را

    (چه کسی دامن خواب‌آلود را بیدار خواهد کرد؟) 

    اینجا سوالی فلسفی مطرح می‌شود که چه کسی می‌تواند از خواب بیدار شود.

15. راهِ ناهموار را سوهان بود آهستگی

    (آهستگی مانند سوهان برای راه ناهموار است) 

    آهسته رفتن در زندگی ممکن است مشکلات را کاهش دهد.

16. پا به سنگ آید ز همواری شتاب‌آلود را

    (پا به سنگ خواهد خورد اگر شتابزده حرکت کند) 

    اینجا به خطرات شتابزدگی در زندگی اشاره شده است.

17. می‌کند کوته زبانِ لاف را روشندلی

    (روشندلی زبان لاف را کوتاه می‌کند) 

    حقیقت و روشن‌بینی باعث می‌شود که لاف زدن بی‌معنا شود.

18. کم بود پرتو چراغِ ماهتاب‌آلود را

    (نور چراغ ماهتاب کمتر است) 

    شاعر به عدم روشنایی واقعی و کمبود نور اشاره می‌کند.

19. دیدهٔ پاک است صائب شرطِ اربابِ نظر

    (چشم پاک شرط بینش درست است) 

    اشاره به این دارد که برای دیدن حقیقت باید دیدگاه پاکی داشت.

20. چند بر مصحف نهی دستِ شراب‌آلود را؟

    (چرا باید دست شراب‌آلود بر قرآن بگذاری؟) 

    اینجا سوالی اخلاقی مطرح می‌شود که چرا باید دست آلوده بر کتاب مقدس گذاشت؟

در کل، این شعر با استفاده از نمادها و تصاویر زیبا، احساسات عمیق انسانی، عشق، زیبایی، درد و حقیقت را به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ از شکست ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.