غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ میگدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را …
غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب پر از احساسات عمیق انسانی، عشق، تنهایی و تفکر فلسفی هستند. او به خوبی توانسته است تجربیات شخصی و اجتماعی خود را در شعرش منعکس کند. همچنین غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ از شکست ماست گردش، چرخِ بیبنیاد را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۷
میگدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
میکند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را
سرو از قمری به سر صد مشتِ خاکستر فشاند
تا به سنبل راه دادی شانهٔ شمشاد را
این گلِ روی عرقناکی که من دیدم ازو
دستهٔ گل میکند آیینهٔ فولاد را
چرخ را آرامگاهِ عافیت پنداشتم
آشیان کردم تصّور، خانهٔ صیاد را
گرچه بی رحم است اما بیبصیرت نیست حسن
نعلِ گلگون مینماید تیشهٔ فرهاد را
باز صائب عندلیبان را به شور آوردهای
بر همآوازانِ خود مپسند این بیداد را
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، صائب تبریزی است و به زبان ساده میتوان آن را به این صورت توضیح داد:
بیت اول:
شاعر میگوید که خون گرم او مانند نیشتری (نشتری که در پزشکی برای بریدن استفاده میشود) دردناک است و به نوعی دلیلی برای عذاب و رنج اوست. او همچنین اشاره میکند که این درد باعث میشود که از آب (شاید نماد زندگی یا آرامش) جدا شود و مانند دشنهای از فولاد (نماد سختی و تندی) عمل کند.
بیت دوم:
در اینجا شاعر به تصویرسازی پرداخته و میگوید که سرو (درختی بلند و زیبا) از پرندهای به نام قمری (پرندهای زیبا) خاکستر میریزد. این عمل به نوعی نشاندهندهٔ غم و اندوه است. سپس به سنبل (گل خوشبو) اشاره میکند که در نتیجهٔ این غم به شانهٔ شمشاد (درختی باریک و بلند) راه داده شده است.
بیت سوم:
شاعر به گل زیبایی اشاره میکند که از عرق (عرق به معنای عرق کردن یا تلاش) او به وجود آمده است. او میگوید که این گل، مانند دسته گلی است که در آینه فولادین (آینهای که از فلز ساخته شده) نمایان است.
بیت چهارم:
شاعر در این بیت میگوید که او چرخ زندگی را مانند آرامگاهی برای آسایش تصور کرده است. او در این تصور، خانهای برای خود ساخته است، اما این خانه در واقع خانهٔ صیاد (شکارچی) است که به نوعی نشاندهندهٔ خطر و عدم امنیت است.
بیت پنجم:
شاعر به حسن (شخصیتی در ادبیات که ممکن است نماد زیبایی باشد) اشاره میکند و میگوید که هرچند او بیرحم است، اما بیبصیرت نیست. نعل گلگون (نعل اسب که نماد زیبایی و قدرت است) در واقع تیشهٔ فرهاد (شخصیتی عاشق و جویای عشق) را نشان میدهد که به نوعی به عشق و تلاش اشاره دارد.
بیت ششم:
در پایان، شاعر دوباره به عندلیبان (پرندگان خوشآواز) اشاره میکند و میگوید که آنها را به شور آوردهای. او از همآوازان خود میخواهد که این بیعدالتی را نپذیرند.
این شعر به موضوعاتی چون عشق، درد، زیبایی، تلاش و بیعدالتی میپردازد و با تصاویری زیبا و عمیق احساسات انسانی را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر مختلف، احساسات خود را بیان کرده و خواننده را به تفکر دربارهٔ زندگی و روابط انسانی دعوت میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ غمزهاش افزود در ایامِ خط بیداد را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ گریهٔ مستانه میسازم شرابِ تلخ را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










