غزل شماره ۴۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
غزل شماره ۴۶ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه قرار دادهایم. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگیها باعث میشود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ میگدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۶
ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
کس قلم داخل نمیسازد خطِ استاد را
سرو از فریادِ قمری ترکِ رعنایی نکرد
نیست از حالِ گرفتاران خبر آزاد را
زینهار ایمن ز نیرنگِ خشنپوشان مشو
کز خس و خارست منزل بیشتر صیاد را
روی سختِ آسمان را امتحان در کار نیست
چند بر دندان زنی این بیضهٔ فولاد را
عاشقان را شکوهای از سختیِ ایام نیست
مهرهٔ موم است کوهِ بیستون فرهاد را
سیل را جوشِ بهاران میکند مطلقعنان
حسن در ایامِ خط افزون کند بیداد را
خنده بیدرد سازد دردمندان را ملول
سِیرِ گلشن میکند غمگین دلِ ناشاد را
در گُشادِ کارِ خود مشکلگشایان عاجزند
شانه نتواند گشودن طرّهٔ شمشاد را
از قبولِ سکه گردد سیم و زر صاحب رواج
از هوا گیرد هنرور سیلی استاد را
سایلان را میکند گستاخ امیدِ جواب
سیل در کهسار از حد میبرد فریاد را
از خرابی میشود دل صاحبِ گنجِ گهر
نیست معماری به از ویرانیِ این بنیاد را
خاکیان صائب چه میکردند در این تنگنا؟
گر فضای دل نبودی عالَمِ ایجاد را
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ غمزهاش افزود در ایامِ خط بیداد را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، سختیهای زندگی، و زیباییهای طبیعی میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: شاعر میگوید که در مسیر عشق (خطِ مشکین)، شانهٔ شمشاد (نماد زیبایی و ظرافت) را رها کن؛ زیرا هیچ کس نمیتواند به خوبی استاد (عاشق واقعی) در این مسیر قلم بزند. یعنی عشق واقعی نیاز به مهارت و تجربه دارد.
2. بیت دوم: سرو (نماد زیبایی) از فریاد قمری (پرندهای عاشق) هیچ تغییری نمیکند. این نشاندهنده این است که آزادگان از حال گرفتارانی که در عشق رنج میکشند، بیخبرند.
3. بیت سوم: شاعر هشدار میدهد که از نیرنگ و فریب افراد بدجنس دوری کن؛ زیرا منزلت واقعی در زندگی بیشتر از خس و خار (چیزهای بیارزش) است.
4. بیت چهارم: در آسمان سختی وجود ندارد که امتحانش کنی؛ پس چرا دندانهایت را بر این بیضهٔ فولاد (چیزهای سخت و دشوار) بسایی؟ یعنی نباید به سختیها اهمیت زیادی بدهی.
5. بیت پنجم: عاشقان از سختیهای زندگی شکایت نمیکنند؛ زیرا با عشق، مانند مهرهٔ موم (چیزی نرم و قابل تغییر) میتوانند کوه بیستون (نماد استقامت) را نیز جابهجا کنند.
6. بیت ششم: سیل بهاری با قدرت و شدت میآید و زیبایی را در روزهای سخت بیشتر میکند؛ این نشاندهنده این است که حتی در زمانهای دشوار، زیباییها بیشتر نمایان میشوند.
7. بیت هفتم: کسانی که درد ندارند، نمیتوانند دردمندان را خوشحال کنند؛ زیرا گلشن (باغ زیبا) هم نمیتواند دل غمگین را شاد کند.
8. بیت هشتم: در کارهای بزرگ، مشکلگشایان هم عاجز هستند؛ هیچ کس نمیتواند به راحتی شانهٔ شمشاد (موهای معشوق) را باز کند.
9. بیت نهم: اگر کسی سکهای را قبول کند، ممکن است تبدیل به سیم و زر شود؛ یعنی در زندگی هنرمندان، استادان واقعی ارزش و اعتبار بیشتری دارند.
10. بیت دهم: سایلان (سوالکنندگان) با امید به پاسخ گستاخ میشوند؛ مانند سیلی که در کوهها فریاد میزند و از حد خود فراتر میرود.
11. بیت یازدهم: دل صاحب گنجهای گرانبها از خرابی ناراحت میشود؛ زیرا هیچ معمار بهتری از ویرانی این بنیاد (زندگی) نیست.
12. بیت دوازدهم: خاکیان (مردم عادی) صائب چه کار میکردند در این تنگنا؟ اگر فضای دل وجود نداشت، عالم ایجاد (وجود) معنا نداشت.
در کل، این شعر به زیباییهایی که در عشق و زندگی وجود دارد اشاره میکند و همچنین سختیهای آن را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارهها، احساسات عمیق انسانی را بیان کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ گریهٔ مستانه میسازم شرابِ تلخ را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ مد احسان است بسم الله دیوان صبح را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










