غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

غزل شماره ۵۰

دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

زآتشِ سوزان عنانداری نیاید دود را

تشنگی در خواب ممکن نیست کم گردد ز آب

نیست سیرابی ز خون آن چشمِ خواب‌آلود را

از نصیحت خشکیِ سودا نگردد بر‌طرف

برنیارد آتشِ سوزان ز خامی عود را

مردمِ کم‌مایه را اسراف برقِ خرمن است

حفظ کن از پوچ‌گویی‌ها دَمِ معدود را

وقتِ بی‌برگی شود گوهرفشان از اشک، تاک

تنگدستی مانعِ ریزش نگردد جود را

حلقهٔ خط، چشمِ حیران شد به دورِ عارضش

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

سبز گردد از بناگوشِ بتان پیش از ذَقَن

خطِ عنبرفام، حسنِ عاقبت محمود را

شیشهٔ خشک است صائب در مذاقش آبِ خضر

هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ از شکست ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و به زیبایی احساسات عمیق انسانی و عشق را بیان می‌کند. بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. بیت اول: شاعر از خود می‌پرسد که چگونه می‌تواند درد و آهی که در دل دارد را کنترل کند؟ او به آتش سوزان عشق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که از آن آتش دودی بلند نمی‌شود.

2. بیت دوم: او می‌گوید که تشنگی در خواب نمی‌تواند کم شود، زیرا چشم خواب‌آلودش هیچگاه سیراب نمی‌شود و خون عشقش نمی‌تواند او را سیراب کند.

3. بیت سوم: نصیحت‌های خشک و بی‌فایده نمی‌تواند آتش عشق را خاموش کند. او می‌گوید که خامی و ناپختگی مانند عود خامی است که آتش نمی‌گیرد.

4. بیت چهارم: او به مردم کم‌مایه اشاره می‌کند و می‌گوید که این افراد مانند اسراف در خرمن هستند. او توصیه می‌کند که از بیهوده‌گویی‌ها دوری کنند.

5. بیت پنجم: شاعر می‌گوید که در زمان بی‌برگی، اشک‌ها مانند جواهر می‌درخشند و تنگدستی نمی‌تواند مانع از بخشش و جود شود.

6. بیت ششم: او به حلقهٔ خط (محبت) اشاره می‌کند و می‌گوید که چشم‌ها به دور معشوق حیران شده‌اند و آه از آتش عشق او که در زنجیر است.

7. بیت هفتم: شاعر می‌گوید که خط زیبای معشوق، پیش از اینکه به ذقن برسد، سبز می‌شود و حسن عاقبت او را زیبا می‌کند.

8. بیت هشتم: در نهایت، او به شیشهٔ خشک اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کسی لب‌های شراب‌آلود را بوسیده باشد، طعم آب حیات (آبِ خضر) را خواهد چشید.

در کل، این شعر احساسات عاشقانه، درد و تشنگی روحی را با زبانی زیبا و شاعرانه بیان می‌کند. شاعر در تلاش است تا عمق عشق و دردهای ناشی از آن را به تصویر بکشد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.