غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ از شکست ماست گردش، چرخِ بیبنیاد را …
غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. شعرهای صائب معمولاً حاوی تحلیلهای روانشناختی عمیق از انسان و روابط انسانی هستند که میتواند مورد توجه پژوهشگران علوم انسانی قرار گیرد. همچنین غزل شماره ۴۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشکاندود را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۸
از شکست ماست گردش، چرخِ بیبنیاد را
نیست غیر از دانه آب این آسیای باد را
آب شد پیکانِ او تا از دلِ گرمم گذشت
میگدازد نامهٔ من خامهٔ فولاد را
طوقِ قمری سروِ بستان را کمندِ وحدت است
نیست از زنجیر پروا مردمِ آزاد را
می کند هر کس که بر عمرِ سبکرو اعتماد
میگذارد بر سرِ ریگِ روان بنیاد را
سختجانان را نمیگردد ملامت سنگِ راه
بیستون سنگِ فَسان شد تیشهٔ فرهاد را
نالهام بسیار بیرحمانه بر آهنگ زد
سخت میترسم به رحم آرد دلِ صیاد را
قوّتِ دستِ دعا گردد ز بیبرگی زیاد
هست در خشکی گشایش پنجهٔ شمشاد را
حاجتِ پا سنگ نبود، سنگ چون باشد تمام
بر غمِ خود چند افزایی غمِ اولاد را
چشم در صُنعِ الهی بازکن، لب را ببند
بهتر از خواندن بود، دیدن خطِ استاد را
سخت تر گردد گره هرگاه صائب تر شود
کی گشاید بادهٔ گلگون دلِ ناشاد را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ میگدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به بررسی موضوعاتی چون عشق، زندگی، رنج، و جستجوی حقیقت میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: شاعر میگوید که چرخ زندگی ما به خاطر شکستها و ناکامیها میچرخد. در واقع، زندگی بدون معنای واقعی است و تنها چیزی که داریم، دانهای از آب (امید) در آسیاب باد (زندگی ناپایدار) است.
2. بیت دوم: آب به پیکان تبدیل میشود و از دل گرم او عبور میکند. این نشاندهندهی احساسات عمیق و دردهایی است که در دل دارد. نامهاش (احساساتش) به شدت تحت تأثیر این دردها قرار میگیرد.
3. بیت سوم: طوق قمری (پرندهای عاشق) نماد عشق است و سرو بستان نماد زیبایی. این عشق باعث اتحاد میشود و مردم آزاد از زنجیرها نمیترسند.
4. بیت چهارم: کسانی که به عمر کوتاه خود اعتماد دارند، بر روی ریگ روان (زندگی ناپایدار) بنیاد میگذارند و این کار اشتباه است.
5. بیت پنجم: سنگهای سخت در راه زندگی نمیتوانند سختجانان را ملامت کنند. بیستون (کوهی در ایران) نماد تلاش و استقامت فرهاد است.
6. بیت ششم: شاعر نالهای بیرحمانه دارد و از اینکه دل صیاد (کسی که شکار میکند) به او رحم کند، میترسد. این نشاندهندهی ترس از آسیبپذیری است.
7. بیت هفتم: دعا کردن در زمان بیبرگی و ناامیدی میتواند قویتر شود. در خشکی، شمشاد (درختی با برگهای باریک) میتواند راهگشایی باشد.
8. بیت هشتم: حاجت پا سنگ نیست و سنگ نمیتواند کامل باشد. پس چرا غم خود را بیشتر کنی وقتی غم فرزندان نیز وجود دارد؟
9. بیت نهم: شاعر به بینایی و مشاهدهی الهی اشاره میکند و میگوید که بهتر است به جای صحبت کردن، به آثار خداوند نگاه کنی.
10. بیت دهم: اگر گرهها (مشکلات) سختتر شوند، این نشاندهندهی آن است که صائب (شاعر) به درستی بیان کرده است. پس چه کسی میتواند دل ناشاد را شاد کند؟
در کل، این شعر به عمق احساسات انسانی، چالشهای زندگی، و نیاز به امید و بینش الهی پرداخته و نشاندهندهی زیباییهای زندگی با تمام رنجها و مشکلاتش است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ غمزهاش افزود در ایامِ خط بیداد را …










