غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را …

غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۵۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را ...

غزل شماره ۵۲

از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را

تکمه از شبنم مکن پیراهنِ خورشید را

در بهشتِ عافیت افتادم از بی حاصلی

شد حصاری بی بری از سنگِ طفلان بید را

نورِ معنی می‌درخشد از جبینِ لفظِ من

بالِ خفاشی چه ستاری کند خورشید را

جام را بهر تُنُک‌ظرفان به دور انداخته است

هیچ حقّی نیست بر دریاکشان جمشید را

چون دلِ شب می زنم صائب بر آهنگِ فغان

می‌کشانم بر زمین از آسمان ناهید را

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و در آن احساسات عمیق و مفاهیم فلسفی به زیبایی بیان شده است. بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. مصرع اول: شاعر از زیبایی معشوق (عذار) صحبت می‌کند و می‌گوید که باید امید را از دیدگان خود پنهان کند. این به معنای آن است که وقتی به زیبایی معشوق نگاه می‌کند، نباید به امید رسیدن به او دلخوش باشد.

2. مصرع دوم: شاعر به شبنم اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید پیراهن خورشید (نور و روشنی) را با شبنم (چیزی ناچیز) لکه‌دار کرد. این نشان‌دهنده ارزش و اهمیت زیبایی واقعی در زندگی است.

3. مصرع سوم: شاعر می‌گوید که از بی‌حاصلی و ناکامی، در بهشت آرامش افتاده است. او در اینجا به نوعی حس ناامیدی و بی‌فایده بودن زندگی اشاره می‌کند.

4. مصرع چهارم: شاعر از حصاری بی‌برکت صحبت می‌کند که مانند سنگی سخت، او را احاطه کرده و این حصار از بی‌حاصلی او ناشی شده است.

5. مصرع پنجم: نور معنای واقعی از کلمات شاعرانه او می‌درخشد. او به قدرت کلماتش اشاره می‌کند که چقدر می‌تواند عمیق و معنی‌دار باشد.

6. مصرع ششم: شاعر می‌گوید که بال خفاشی (که در تاریکی پرواز می‌کند) نمی‌تواند خورشید (نور و روشنی) را بپوشاند. این نشان‌دهنده این است که حقیقت و نور نمی‌توانند پنهان شوند.

7. مصرع هفتم: شاعر اشاره می‌کند که جام (شراب) را برای ظرف‌های کوچک دور انداخته‌اند. این به معنای نادیده گرفتن ارزش‌های بزرگ به خاطر چیزهای کوچک است.

8. مصرع هشتم: او همچنین می‌گوید که هیچ حقی بر دریانوردان جمشید (پادشاه افسانه‌ای) وجود ندارد، که می‌تواند به معنای نادیده گرفتن ارزش‌های واقعی زندگی باشد.

9. مصرع نهم: شاعر در شب، مانند دل شب، آهنگ فریاد سر می‌دهد. او در اینجا احساس تنهایی و غم را بیان می‌کند.

10. مصرع دهم: او در نهایت می‌گوید که ناهید (سیاره زهره) را از آسمان به زمین می‌کشد، که نشان‌دهنده قدرت احساسات و آرزوهای اوست.

در کل، شعر صائب تبریزی درباره عشق، ناامیدی، زیبایی و حقیقت زندگی است. او با زبانی زیبا و استعاره‌های قوی، عمق احساسات خود را بیان کرده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ از شکست ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.