غزل شماره ۵۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ آه میباشد مسلسل خاطرِ افگار را …
غزل شماره ۵۶ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تنها به عشق محدود نمیشود بلکه موضوعاتی چون عرفان، طبیعت، زندگی اجتماعی و فلسفه را نیز در بر میگیرد. این تنوع باعث میشود که آثار او برای طیف وسیعی از خوانندگان جذاب باشد. همچینن غزل شماره ۵۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۶
آه میباشد مسلسل خاطرِ افگار را
در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
عشق میآرد دلِ افسردهٔ ما را به شور
مطرب از طوفان سِزَد دریای لنگردار را
نیست ممکن عشق را در سینه پنهان داشتن
قُربِ این آیینه طوطی میکند زَنگار را
سایهٔ مژگان گرانی میکند بر چشمِ یار
از پرستاران بود بیماری این بیمار را
نیست ممکن فرقکردن، گر نباشد پیچ و تاب
از میانِ نازکِ او رشتهٔ زنّار را
بینیاز از مِیْ بوَد رخسارِ شرمآلودِ یار
نیست حاجت شبنمِ بیگانه این گلزار را
بوالهوس را دایم از تیغِ تغافل خستهدار
برمیاور زینهار از دستِ گلچین خار را
از همان راهی که آمد گل مسافر میشود
باغبان بیهوده میبندد درِ گلزار را
در بهاران پوست بر تن پردهٔ بیگانگی است
یا بسوزان، یا به مِیْ ده جُبّه و دستار را
برق را در خندهای طی گشت طومارِ حیات
زندگی کوتاه باشد چون شرر اشرار را
گرچه بتوان از زبانِ خوش دهانِ خصم بست
هیچ افسون چون ندیدن نیست رویِ مار را
خلق در مهدِ زمین از خوابِ غفلت ماندهاند
ور نه گهواره است زندان مردمِ بیدار را
آیهٔ رحمت کند اهلِ معاصی را دلیر
شد ز خطِ سبزِ گستاخی فزون اغیار را
میزند از شرم صائب سینه را بر تیغِ کوه
دید تا کبکِ دَری آن سروِ خوش رفتار را
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تنگدستی راست سازد نفسِ کجرفتار را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و به زیبایی عواطف انسانی، عشق و زندگی میپردازد. بیایید این شعر را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. آه و غم: شاعر در ابتدا به غم و اندوهی که در دلش وجود دارد اشاره میکند. او میگوید که این اندوه مانند یک مسلسل (سلاح) به او فشار میآورد و شبهای بیمار و طولانی را تحمل میکند.
2. عشق و شادی: عشق، دل افسردهی او را به شور و هیجان میآورد. شاعر میگوید که موسیقی (مطرب) باید از طوفان و آشفتگی دریا بگذرد تا بتواند زیبایی را نشان دهد.
3. پنهان کردن عشق: او بیان میکند که نمیتوان عشق را در دل پنهان کرد. عشق مانند آینهای است که زنگار میگیرد و نمیتوان آن را مخفی کرد.
4. عشق و چشم یار: سایه مژگان (چشمها) یار بر دل او سنگینی میکند و این نشانهای از بیماری عشق است.
5. پیچ و تاب عشق: شاعر به ما یادآوری میکند که نمیتوان عشق را بدون پیچ و تابهای آن شناخت. این پیچ و تابها همانند رشتهای نازک هستند که بین عاشق و معشوق وجود دارد.
6. نیاز به زیبایی: او میگوید که زیبایی یار به خودی خود نیازی به شبنم (نماد لطافت) ندارد و این گلزار (محیط عاشقانه) به خودی خود زیباست.
7. عشق و درد: شاعر از درد و رنج ناشی از عشق صحبت میکند و میگوید که گاهی اوقات باید از گلچین (عاشق) دوری کرد تا از خارهای عشق آسیب نبیند.
8. مرگ گل: او اشاره میکند که گلها نیز مسافران هستند و باغبان بیهوده درب گلزار را میبندد، زیرا گلها بالاخره خواهند رفت.
9. زندگی و غفلت: در ادامه، شاعر به زندگی اشاره میکند و میگوید که زندگی کوتاه است و انسانها در خواب غفلت ماندهاند، در حالی که بیداری واقعی در شناخت عشق است.
10. رحمت و معصیت: شاعر بیان میکند که اهل معصیت نیز ممکن است مورد رحمت قرار گیرند، زیرا خط سبز (نشانه زندگی) ممکن است برای همه باشد.
11. شرم و زیبایی: در پایان، او از شرم خود صحبت میکند و به زیباییهای طبیعت اشاره میکند.
به طور کلی، این شعر به موضوعات عمیق انسانی مانند عشق، رنج، زیبایی و غفلت پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به این مسائل بیان میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نالهٔ من میزند ناخن به دل ناهید را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










