غزل شماره ۵۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ داد سیلِ گریه‌ من غوطه در گِل بحر را …

غزل شماره ۵۹ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۶۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ داد سیلِ گریه‌ من غوطه در گِل بحر را ...

غزل شماره ۵۹

داد سیلِ گریه‌ من غوطه در گِل بحر را

گوهر از گَردِ یتیمی کرد ساحل بحر را

همتِ سرشار از بی سایلی خون می‌خورد

کز گهر باشد هزاران عقده در دل بحر را

عشقِ دریا‌دل نمی‌اندیشد از زخمِ زبان

کی خَلَد در دل خس و خاشاک ساحل بحر را

در غریبی کی فتند از جستجو روشندلان؟

در سفر‌کردن به جز خود نیست منزل بحر را

قاصدان از ابرِ گوهربار دارد هر طرف

کی کند دوری ز خاکِ خشک غافل بحر را

هر کجا دفتر گشاید دیدهٔ پر شورِ من

از نظرها افکند چون فردِ باطل بحر را

کی شود زنجیر صائب مانعِ شورِ جنون؟

موج نتواند کشیدن در سلاسل بحر را

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و به زیبایی احساسات عمیق و فلسفی را دربارهٔ عشق، تنهایی و جستجوی حقیقت بیان می‌کند. بیایید این شعر را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. سیل گریه: شاعر می‌گوید که اشک‌های او مانند سیلی است که در دریا غوطه‌ور شده و این اشک‌ها باعث می‌شود که دریا (بحر) از گِل و کثیفی پاک شود. او احساس یتیمی و تنهایی می‌کند.

2. همت سرشار: شاعر به تلاش و همت خود اشاره می‌کند که از بی‌سایگی و تنهایی رنج می‌برد. او می‌گوید که دل دریا (بحر) پر از رازها و عقده‌هاست که ناشی از همین تنهایی است.

3. عشق دریا دل: عشق واقعی به زخم زبان دیگران توجهی ندارد. عشق واقعی نمی‌تواند تحت تأثیر حرف‌های منفی قرار بگیرد و به همین خاطر، دل دریا (بحر) را در نظر می‌گیرد.

4. غریبی و روشندلان: شاعر می‌پرسد که چرا روشن‌دل‌ها در غریبی و جستجو هستند؟ او به این نکته اشاره می‌کند که در سفر کردن، تنها خود فرد است که می‌تواند منزلگاه را پیدا کند.

5. قاصدان و ابر گوهر بار: پیام‌آوران عشق مانند ابرهایی هستند که باران گوهر (عشق) را به همه جا می‌پاشند. اما آیا کسی می‌تواند از خاک خشک (زندگی بی‌عشق) دور شود؟

6. دفتر گشایی: هر جا که شاعر نگاه کند، چشم پرشور او مانند دفتری است که نوشته‌هایش را به دیگران نشان می‌دهد. او احساس می‌کند که نمی‌تواند به سادگی از زندگی بی‌عشق دور شود.

7. زنجیر صائب: در نهایت، شاعر می‌گوید که هیچ زنجیری نمی‌تواند مانع شور و جنون عشق او شود. حتی اگر در قید و بند باشد، امواج عشق نمی‌توانند او را متوقف کنند.

به طور کلی، این شعر به بررسی عمیق احساسات انسانی، عشق، تنهایی و تلاش برای یافتن حقیقت در زندگی می‌پردازد. شاعر با تصاویری زیبا و استعارات عمیق، احساسات خود را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که عشق واقعی فراتر از مشکلات و موانع است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.