شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ هیچ جز حسرت نباشد کار من بخت بد …

شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ نه تنها در زمان خود تأثیرگذار بود، بلکه آثارش الهام‌بخش شاعران و نویسندگان نسل‌های بعدی نیز بوده است. بسیاری از شاعران معاصر تحت تأثیر سبک و مضامین او قرار گرفتند و تلاش کردند تا از دیدگاه‌های او بهره ببرند. همچنین شعر شماره ۴۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ هیچ جز حسرت نباشد کار من بخت بد ...

شعر شماره ۴۶

هیچ جز حسرت نباشد کار من

بخت بد بیگانه ای شد یار من

بی گنه زنجیر بر پایم زدند

وای از این زندان محنت بار من

وای از این چشمی که می کاود نهان

روز و شب در چشم

من راز مرا

گوش بر در مینهد تا بشنود

شاید آن گمگشته آواز مرا

گاه می پرسد که اندوهت ز چیست

فکرت آخر از چه رو آشفته است

بی سبب پنهان مکن این راز را

درد گنگی در نگاهت خفته است

گاه می نالد به نزد دیگران

کو دگر آن دختر دیروز نیست

آه آن خندان لب شاداب من

این زن افسرده مرموز نیست

گاه میکوشد که با جادوی عشق

ره به قلبم برده افسونم کند

گاه می خواهد که با فریاد خشم

زین حصار راز بیرونم کند

گاه میگوید که : کو ‚ آخر چه شد

آن نگاه مست و افسونکار تو ؟

دیگر آن لبخند شادی بخش و گرم

نیست پیدا بر لب تبدار تو

من پریشان دیده می دوزم بر او

بی صدا نالم که : اینست آنچه هست

خود نمیدانم که اندوهم ز چیست

زیر لب گویم : چه خوش رفتم ز دست

همزبانی نیست تا برگویمش

راز این اندوه وحشتبار خویش

بیگمان هرگز کسی چون من نکرد

خویشتن را مایه آزار خویش

از منست این غم که بر جان منست

دیگر این خود کرده را تدبیر نیست

پای در زنجیر می نالم که هیچ

الفتم با حلقه زنجیر نیست

آه اینست آنچه می جستی به شوق

راز من راز نی دیوانه خو

راز موجودی که در فکرش نبود

ذره ای سودای نام و آبرو

راز موجودی که دیگر هیچ نیست

جز وجودی نفرت آور بهر تو

آه

نیست آنچه رنجم میدهد

ورنه کی ترسم ز خشم و قهر تو

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ لای لای ای پسر کوچک من دیده بربند که …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ به زمین میزنی و میشکنی عاقبت شیشه امیدی را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر، شعری از شاعر بزرگ ایرانی، فروغ است که در آن احساسات عمیق و دردهای روحی را به تصویر می‌کشد. حالا به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب آن را بررسی می‌کنیم:

1. حسرت و بخت بد:

   – شاعر می‌گوید که زندگی‌اش پر از حسرت و ناامیدی است. او احساس می‌کند که شانس و بختش به او خیانت کرده‌اند.

2. زنجیر و زندان:

   – او به نوعی زندانی در زندگی خود شده است، به خاطر مشکلات و دردهایی که بدون اینکه تقصیری داشته باشد، بر او تحمیل شده‌اند.

3. چشم‌های کنجکاو:

   – شاعر به چشمی اشاره می‌کند که همیشه در جستجوی رازهای اوست. این چشم ممکن است نماد افرادی باشد که به او نزدیک هستند و سعی دارند درکش کنند.

4. درد و اندوه:

   – او از دردهایی صحبت می‌کند که در نگاهش نهفته است و به دیگران نمی‌تواند بگوید. این دردها ناشی از احساس تنهایی و ناتوانی در بیان احساساتش هستند.

5. تغییرات در شخصیت:

   – شاعر به تغییراتی که در خود و دیگران رخ داده، اشاره می‌کند. او از روزهای شاداب و خندان خود یاد می‌کند و حالا خود را افسرده و مرموز می‌بیند.

6. محبت و خشم:

   – در برخی مواقع، دیگران سعی می‌کنند با عشق یا خشم او را از این حالت بیرون بیاورند، اما او نمی‌تواند خود را از این زنجیرهای درونی رها کند.

7. راز اندوه:

   – شاعر نمی‌داند که دلیل واقعی اندوهش چیست و احساس می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند او را درک کند. او خودش را مسبب دردهایش می‌داند و معتقد است که هیچ تدبیری برای رهایی از این وضعیت ندارد.

8. وجود نفرت‌آور:

   – در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که وجودش برای دیگران بار سنگینی است و تنها چیزی که برایش مانده، احساس تنهایی و نفرت است.

نتیجه‌گیری:

این شعر، بازتابی از احساسات عمیق انسانی مانند ناامیدی، تنهایی، تغییرات درونی و تلاش برای ارتباط با دیگران است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، عمق درد و رنج خود را به تصویر کشیده و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها ممکن است در دنیای خود احساس زندانی بودن کنند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و میدانم …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ یکروز بلند آفتابی در آبی بیکران دریا …

مطلب مشابه: کلیپ اشعار فروغ فرخزاد (ویدیوی های کوتاه احساسی از اشعار فروغ)

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.