شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ یکروز بلند آفتابی در آبی بیکران دریا …
شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. شعر فروغ بسیار خودمانی و صمیمی است. او از تجربیات شخصی، احساسات و دردهای خود میگوید که به شعرش یک حالت زندگینامهای و خودزندگینامهای میبخشد. این صداقت در بیان احساسات، خواننده را به شدت درگیر میکند. همچنین شعر شماره ۴۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و میدانم … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۲
یکروز بلند آفتابی
در آبی بیکران دریا
امواج ترا به من رساندند
امواج ترا بار تنها
چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که ترا در آب دیدم
در غربت آن جهان بی
شکل
گویی که ترا بخواب دیدم
از تو تا من سکوت و حیرت
از من تا تو نگاه و تردید
ما را می خواند مرغی از دور
در ما تب تند بوسه میسوخت
ما تشنه خون شور بودیم
در زورق آبهای لرزان
بازیچه عطر و نور بودیم
می زد ‚ می زد درون دریا
از دلهره فرو کشیدن
امواج ‚ امواج نا شکیبا
در طغیان بهم رسیدن
دستانت را دراز کردی
جریان های بی سرانجام
لبهایت با سلام بوسه
ویران گشتند …
یک لحظه تمام آسمان را
در هاله ای از بلور دیدم
خود را و ترا و زندگی را
در دایره های نور دیدم
گویی که نسیم داغ دوزخ
پیچیده میان گیسوانم
چون قطره ای از طلای سوزان
عشق تو چکید بر لبانم
آنگاه ز دوردست دریا
امواج بسوی ما خزیدند
بی آنکه مرا بخویش آرند
آرام ترا فرو کشیدند
پنداشتم آن زمان که عطری
باز از گل خوابها تراوید
یا دست خیال
من تنت را
از مرمر آبها تراشید
پنداشتم آن زمان که رازیست
در زاری و هایهای دریا
شاید که مرا بخویش می خواند
در غربت خود خدای دریا
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا …
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت …
تفسیر این شعر

این شعر به توصیف یک لحظه عاشقانه و زیبا در کنار دریا میپردازد. شاعر از یک روز آفتابی و آرامش دریا صحبت میکند که در آن امواج دریا معشوق را به او میرسانند.
توضیحات و تحلیل شعر:
1. آفتاب و دریا: شاعر از یک روز زیبا و آفتابی در کنار دریا صحبت میکند. این تصویر به ما احساس آرامش و زیبایی را منتقل میکند.
2. چشمان معشوق: چشمان معشوق به رنگ آب هستند که این موضوع به زیبایی و عمق احساسات اشاره دارد.
3. غربت و خواب: شاعر احساس غربت میکند و تصور میکند که شاید معشوق را در خواب دیده است. این نشاندهندهی حس تنهایی و آرزوی وصال است.
4. مرغی از دور: صدای مرغی که از دور میخواند، نماد امید و دعوت به زندگی و عشق است.
5. بوسه و عشق: شاعر به شدت تشنه عشق و بوسه است و این احساسات را به زیبایی توصیف میکند.
6. دستها و لبها: وقتی دستان معشوق دراز میشود، این حرکت نمادین است و نشاندهندهی ارتباط عمیق بین آنهاست.
7. آسمان و نور: شاعر در یک لحظه تمام آسمان را در هالهای از بلور میبیند که نماد زیبایی و شگفتی است.
8. عشق و درد: عشق به معشوق برای شاعر هم زیباست و هم دردناک، زیرا او احساس میکند که امواج دریا معشوق را از او دور میکنند.
در کل، شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، تنهایی، امید و آرزو را به تصویر میکشد و خواننده را با خود به دنیای عاطفی شاعر میبرد.
مطلب مشابه:شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ شب بر روی شیشیه های تار مینشست آرام …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










