شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم …

شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه قرار داده‌ایم. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و ادبی ایران شناخته می‌شود. اشعار او بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب می‌شود و هنوز هم مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ شب بر روی شیشیه های تار مینشست آرام … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم ...

شعر شماره ۳۸

از بیم و امید عشق رنجورم

آرامش جاودانه می خواهم

بر حسرت دل دگر نیفزایم

آسایش بیکرانه می خواهم

پا بر سر دل نهاده می گویم

بگذاشتن از آن ستیزه جو خوشتر

یک بوسه ز جام زهر بگرفتن

از بوسه آتشین خوشتر

پنداشت اگر شبی به سرمستی

در بستر عشق او سحر کردم

شبهای دگر که رفته از عمرم

در دامن دیگران به سر کردم

دیگر نکنم ز روی نادانی

قربانی عشق او غرورم را

شاید که چو بگذرم از او یابم

آن گمشده شادی و سرورم را

آنکس که مرا نشاط و مستی داد

آنکس که مرا امید و شادی بود

هر جا که نشست بی تامل گفت

او یک +زن ساده لوح عادی بود

می سوزم از این دو رویی و نیرنگ

یکرنگی کودکانه می خواهم

ای مرگ از آن لبان خاموشت

یک بوسه جاودانه می خواهم

رو پیش زنی ببر غرورت را

کو

عشق ترا به هیچ نشمارد

آن پیکر داغ و دردمندت را

با مهر به روی سینه نفشارد

عشقی که ترا نثار ره کردم

در سینه دیگری نخواهی یافت

زان بوسه که بر لبانت افشاندم

سوزنده تر آذری نخواهی یافت

در جستجوی تو و نگاه تو

دیگر ندود نگاه بی تابم

اندیشه آن دو چشم رویایی

هرگز نبرد ز دیدگان خوابم

دیگر به هوای لحظه ای دیدار

دنبال تو در بدر نمیگردم

دنبال تو ای امید بی حاصل

دیوانه و بی خبر نمی گردم

در ظلمت آن اطاقک خاموش

بیچاره و منتظر نمی مانم

هر لحظه نظر به در نمی دوزم

وان آه نهان به لب نمیرانم

ای زن که دلی پر از

صفا داری

از مرد وفا مجو مجو هرگز

او معنی عشق را نمی داند

راز دل خود به او مگو هرگز

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر در مورد عشق و ناامیدی می‌پردازد. در ادامه، به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب، مضامین اصلی شعر را بررسی می‌کنیم:

1. رنج و امید: شاعر از درد و رنجی که عشق به او داده صحبت می‌کند و به دنبال آرامش و آسایش است. او نمی‌خواهد بیشتر از این حسرت بخورد.

2. دل شکسته: شاعر در تلاش است تا از یک عشق ستیزه‌جو و آزاردهنده فاصله بگیرد. او به این نتیجه می‌رسد که یک بوسه که ممکن است دردناک باشد، بهتر از عشق آتشین و پر از مشکل است.

3. گذشته و حسرت: او به شب‌هایی فکر می‌کند که در کنار عشقش بوده، اما اکنون متوجه شده که زندگی‌اش را صرف عشق‌های دیگر کرده است. او دیگر نمی‌خواهد قربانی عشق شود و به دنبال شادی و سرور گمشده‌اش می‌گردد.

4. دو رویی و نیرنگ: شاعر از دو رویی و فریب خوردن در عشق رنج می‌برد و آرزو دارد که مانند یک کودک، ساده و بی‌ریا باشد.

5. مرگ و بوسه جاودانه: او از مرگ خواسته‌ای دارد؛ یک بوسه جاودانه که نشان‌دهنده عشق واقعی باشد.

6. عشق بی‌فایده: شاعر به زنان توصیه می‌کند که به مردان وفادار اعتماد نکنند، زیرا آن‌ها معنی واقعی عشق را نمی‌دانند.

7. عدم انتظار: در پایان، شاعر می‌گوید که دیگر منتظر کسی نخواهد ماند و در تاریکی نمی‌نشیند تا به او فکر کند. او به این نتیجه رسیده که دنبال امیدهای بی‌فایده نرود و دیگر به عشق‌های گذشته فکر نکند.

شعر به طور کلی درباره‌ی تجربه‌ی تلخ عشق، ناامیدی، و جستجوی آرامش و شادی است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، به خواننده یادآوری می‌کند که عشق گاهی می‌تواند دردناک باشد و نباید به سادگی فریب آن را خورد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از من رمیده یی و من ساده دل هنوز …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.