شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ شب بر روی شیشیه های تار مینشست آرام …
شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ فرخزاد با زبان و سبک جدیدی به شعر فارسی وارد شد. او از قالبهای کلاسیک فاصله گرفت و به سمت شعر نیمایی و سپید رفت. این تغییر سبک به تحول شعر فارسی در قرن بیستم کمک کرد. همچنین شعر شماره ۴۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۹
شب بر روی شیشیه های تار
مینشست آرام چون خاکستری تبدار
باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میکرد
پیچ نیلوفر چو دودی موج می زد بر سر دیوار
در میان کاجها
جادوگر مهتاب
با چراغ بی فروغش می خزید آرام
گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد
من خزیدم در دل بستر
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغهای سبز
چشمهایت برکه تاریک ماهی های آرامش
کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا
و
ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا به توصیف یک شب آرام و پر از راز و رمز میپردازد. در ادامه، به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، بخشهای مختلف آن را بررسی میکنم:
1. شب بر روی شیشههای تار مینشیند:
– در اینجا، شاعر به توصیف شب میپردازد که بر روی شیشههای پنجره نشسته و آنها را تیره و تار کرده است. این تصویر حس آرامش و سکوت شب را منتقل میکند.
2. باد نقش سایهها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میکرد:
– باد در حال حرکت است و سایهها را در حیاط جابهجا میکند. این تصویر نشاندهنده زندگی و تحرک در دل سکوت شب است.
3. پیچ نیلوفر چو دودی موج میزد بر سر دیوار:
– نیلوفر آبی (گل) به آرامی در باد حرکت میکند و تصویری از زیبایی طبیعت را به نمایش میگذارد. این تصویر به حس لطافت و زیبایی شب اضافه میکند.
4. جادوگر مهتاب با چراغ بیفروغش میخزید آرام:
– مهتاب به عنوان یک جادوگر توصیف شده که با نوری کمنور و آرام به زمین نزدیک میشود. این تصویر نشاندهنده زیبایی و اسرارآمیز بودن نور ماه است.
5. گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد:
– شاعر احساس میکند که نور ماه در تلاش است تا چیزی را در دل تاریکی پیدا کند. این تصویر به حس تنهایی و جستجوی معنا اشاره دارد.
6. من خزیدم در دل بستر خسته از تشویش و خاموشی:
– شاعر به خواب رفتن اشاره میکند و از خستگی و نگرانیهای روزمره صحبت میکند. او میخواهد از این تشویشها دور شود.
7. گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغهای سبز:
– شاعر به خواب خطاب میکند و از آن میخواهد که او را به دنیای زیبای خواب ببرد، جایی که همه چیز سبز و زیباست.
8. چشمهایت برکه تاریک ماهیهای آرامش:
– اینجا خواب به عنوان یک برکه آرام توصیف شده که در آن ماهیهایی وجود دارند، نماد آرامش و سکون.
9. کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا:
– شاعر از خواب میخواهد که بارش (کولهبارش) را برای کودک گریان او باز کند، شاید به این معنا که او را به دنیای آرامش و خوشی ببرد.
10. و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پریهای فراموشی:
▪ در پایان، شاعر آرزو دارد که به دنیای خیالی و زیبا برود، جایی که پریها وجود دارند و همه چیز فراموشی و آرامش است.
نتیجهگیری:
این شعر با استفاده از تصاویری زیبا و خیالانگیز، احساسات عمیق شاعر را درباره شب، خواب، آرامش و جستجوی معنا بیان میکند. شاعر با توصیف جزئیات شب و جادوگری مهتاب، خواننده را به دنیای خیال و زیبایی دعوت میکند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر …
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










