شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت …
شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. شعرهای فروغ فرخزاد بسیار شخصی و صمیمی هستند. او با صداقت و بیپردهگویی، تجربیات خود را به تصویر میکشد و خواننده را به دنیای درونی خود دعوت میکند. این نوع بیان احساسات، ارتباط عمیقی با خواننده برقرار میکند و او را درگیر میسازد. همچنین شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۶
باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم
آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از من رمیده یی و من ساده دل هنوز …
تفسیر این شعر

این شعر به موضوع عشق، حسرت و تنهایی میپردازد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به یک عشق از دست رفته بیان میکند. در ادامه، با زبانی سادهتر به توضیح هر بخش میپردازیم:
1. چهره خاموش خیال:
– شاعر به یاد چهره محبوبش میافتد که در خیال او زنده است. این چهره خاموش و بیصداست، اما هنوز احساساتی را در او برمیانگیزد.
2. حسرت بوسه هستی سوزت:
– او به حسرت و آرزوی بوسهای از محبوبش اشاره میکند که برایش بسیار ارزشمند بوده و هنوز در دلش سوزان است.
3. یک مشت هوس و امید:
– شاعر از احساسات متناقضی صحبت میکند؛ هوس و امیدی که در دلش وجود دارد، اما این احساسات او را در غربت و تنهایی نگه میدارد.
4. پرتو سوزنده عشق:
– او یادآور عشق سوزانی است که از چشمان محبوبش به دل او تابیده و او را تحت تأثیر قرار داده است.
5. خلوت من و خیال تو:
– در تنهایی خود، او تصویر محبوبش را میبیند و احساساتی مانند هوس و عطش را تجربه میکند.
6. یاد آن شب:
– شاعر به شبی اشاره میکند که محبوبش را دیده و احساس عشق عمیقی را تجربه کرده است. این عشق در چشمان محبوبش نمایان بوده است.
7. بوسه وداع:
– او به بوسهای که هنگام جدایی از محبوبش بر لبانش نشسته، اشاره میکند. این بوسه حسرت و شعلهای در دل او ایجاد کرده است.
8. عشق آلوده به نومیدی:
– پس از رفتن محبوب، عشق او به نوعی آلوده به نومیدی و درد شده است. او هنوز در دلش حسرت و اشک دارد.
9. آرزو برای بازگشت:
– شاعر آرزو دارد که اگر محبوبش دوباره به سوی او بیاید، دیگر او را از دست ندهد. او از ترس آتش عشق که ممکن است آسیب بزند، صحبت میکند.
در کل، این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهای است که شاعر نسبت به عشق از دست رفتهاش دارد. او با حسرت به یاد لحظات شیرین و تلخ گذشته میافتد و آرزو دارد که دوباره آن عشق را تجربه کند، اما در عین حال از درد و رنجی که ممکن است دوباره به سراغش بیاید، نگران است.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ طفلی غنوده در بر من بیمار با گونه های …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید …










