شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ طفلی غنوده در بر من بیمار با گونه های …
شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ فرخزاد با زبان و سبک جدیدی به شعر فارسی وارد شد. او از قالبهای کلاسیک فاصله گرفت و به سمت شعر نیمایی و سپید رفت. این تغییر سبک به تحول شعر فارسی در قرن بیستم کمک کرد. همچنین شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از من رمیده یی و من ساده دل هنوز … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۳
طفلی غنوده در بر من بیمار
با گونه های سرخ تب آلوده
با گیسوان در هم آشفته
تا نیمه شب ز درد نیاسوده
هر دم میان پنجهٔ من لرزد
انگشتهای لاغر و تبدارش
من ناله می کنم که خداوندا
جانم بگیر و کم بده آزارش
گاهی میان وحشت تنهایی
پرسم ز خود که چیست سرانجامش
اشکم به روی گونه فرو غلتد
چون بشنوم ز نالهٔ خود نامش
ای اختران که غرق تماشایید
این کودک منست که بیمارست
شب تا سحر نخفتم و می بینید
این دیدهٔ منست که بیدارست
یاد آیدم که بوسه طلب میکرد
با خنده های دلکش مستانه
یا می نشست با نگهی بی تاب
در انتظار خوردن صبحانه
گاهی به گوش من رسد آوایش
ماما دلم ز فرط تعب سوزد
بینم درون بستر مغشوشی
طفلی میان آتش تب سوزد
شب خامُش است و در بر من نالد
او خسته جان ز شدت بیماری
بر اضطراب و وحشت من خندد
تک ضربه های ساعت دیواری
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ …
تفسیر این شعر

این شعر از یک والد (مادر یا پدر) است که در کنار فرزند بیمار خود نشسته و احساسات عمیق و دردناک خود را بیان میکند. بیایید این شعر را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. بخش اول: شاعر از حال فرزندش صحبت میکند که در آغوش او خوابیده و بیمار است. صورتش قرمز و تبدار است و موهایش به هم ریخته است. او تا نیمه شب از درد آرام نمیگیرد.
2. بخش دوم: والد نگران است و میبیند که انگشتان لاغر و ضعیف فرزندش در حال لرزیدن هستند. او از خداوند میخواهد که جانش را بگیرد اما به فرزندش آسیبی نرساند.
3. بخش سوم: در تنهایی و وحشت، والد به این فکر میکند که سرانجام این بیماری چه خواهد شد. اشکهایش بر گونهاش میغلتند وقتی نام فرزندش را از نالههای خود میشنود.
4. بخش چهارم: والد به ستارهها اشاره میکند و میگوید که این کودک اوست که بیمار است. او شب را بیدار مانده و فقط خودش بیدار است.
5. بخش پنجم: یادآوری میکند که فرزندش قبلاً لبخند میزد و بوسه میخواست و در انتظار صبحانه بود. اکنون اما او بیمار است و در رنج به سر میبرد.
6. بخش ششم: صدای نالههای فرزندش را میشنود و احساس ناراحتی میکند. درون بستر، کودک در حال سوختن از تب است.
7. بخش پایانی: شب ساکت است و کودک در آغوش والد ناله میکند. او خسته و بیمار است، در حالی که والد با اضطراب و ترس به وضعیت او نگاه میکند. صدای تیکتیک ساعت دیواری نیز در پسزمینه حس تنهایی و اضطراب را تشدید میکند.
این شعر عواطف عمیق یک والد را نسبت به فرزند بیمار خود نشان میدهد؛ نگرانی، عشق، درد و امید. والد در تلاش است تا با وجود تمام مشکلات، از فرزندش مراقبت کند و به او آرامش بدهد.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کارون چو گیسوان پریشان دختری …










