شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره …
شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. شعر فروغ بسیار خودمانی و صمیمی است. او از تجربیات شخصی، احساسات و دردهای خود میگوید که به شعرش یک حالت زندگینامهای و خودزندگینامهای میبخشد. این صداقت در بیان احساسات، خواننده را به شدت درگیر میکند. همچنین شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۰
ای ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب
نامه
های عاشقانه پاره میکنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است
جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط
ونغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهی
سر نهاده ام به روی نامه های او
سر نهاده ام که در میان این سطور
جستجو کنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای
ساکنان خاک
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک سربدار
سر بدامن سیاه شب
نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کارون چو گیسوان پریشان دختری …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، فروغ فرخزاد است و به زیبایی احساسات عاشقانه و غم و اندوه ناشی از جدایی را بیان میکند. حالا بیایید این شعر را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
▎توضیح شعر
بیت اول:
شاعر به ستارهها اشاره میکند که در آسمان نشستهاند و با نگاه خود به زمین اشاره میکنند. او از ستارهها میخواهد که به او کمک کنند.
بیت دوم:
شاعر میگوید که او در دل سکوت شب، نامههای عاشقانهاش را پاره میکند. این نشاندهندهی ناامیدی و غم اوست.
بیت سوم:
شاعر از ستارهها میخواهد که اگر به او کمک کنند، دامن غم خود را پر از ستاره کند. او میخواهد غم را با زیبایی پر کند.
بیت چهارم:
او با دلی که وفا ندارد، به زندگی ادامه میدهد. او میگوید که در کنار دوستان خودپسند، ناز و عشوههای زیرکانه برایش خوشتر است.
بیت پنجم:
شاعر از ستارهها میپرسد که چرا دیگر در نگاه او نشاط و شادی وجود ندارد. او احساس میکند که چیزی در زندگیاش گم شده است.
بیت ششم:
شاعر به یاد عشقش میافتد و میگوید که دیگر آن صدای گرم عاشقانه را نمیشنود. او احساس تنهایی و فقدان میکند.
بیت هفتم:
او در حال نوشیدن بادهای است و بر روی نامههای عشقش سر گذاشته است. در اینجا، او به دنبال نشانی از وفای عشقش است.
بیت هشتم:
شاعر از ستارهها میپرسد که آیا آنها هم از دو رویی و خیانت ساکنان زمین خبر دارند؟ او احساس میکند که قلبش درد میکند.
بیت نهم:
شاعر به ستارهها میگوید که او همه چیز را رها کرده تا عشقش را خوشحال کند. او خود را نفرین میکند اگر به کسی جز عاشقان وفادار جفا کند.
بیت دهم:
شاعر به ستارهها اشاره میکند که مانند قطرههای اشک بر دامن شب نشستهاند. این نشاندهندهی غم و اندوه اوست.
بیت یازدهم:
او از ستارهها میپرسد که چرا عشقش را نمیخواهد و مهر او از دلش نمیرود. این نشاندهندهی درد جدایی است.
بیت دوازدهم:
در نهایت، شاعر از ستارهها میپرسد که دیار عاشقان جاودان کجاست؟ او به دنبال جایی است که عشق واقعی وجود داشته باشد.
▎نتیجهگیری
این شعر عواطف عمیق عاشقانه، غم جدایی و ناامیدی را به زیبایی بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات خود را نسبت به عشق و فقدان آن ابراز میکند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تو را می خواهم و دانم که هرگز …










