شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند …

شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ فرخزاد با استفاده از زبان و فرم‌های جدید، به ویژه شعر نیمایی و سپید، به بازتعریف شعر فارسی کمک کرد. او از قید و بندهای قالب‌های کلاسیک فراتر رفت و با زبانی ساده و صریح، احساسات عمیق خود را بیان کرد. این نوآوری باعث شد تا شعر فارسی به سمت مدرنیته حرکت کند و فضایی جدید برای بیان اندیشه‌ها و احساسات فراهم آورد. همچنین شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کارون چو گیسوان پریشان دختری … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند ...

شعر شماره ۲۸

باز کن از سر گیسویم بند

پند بس کن که نمیگیرم پند

در امید عبثی دل بستن

تو بگو تا به کی آخر تا چند

از تنم جامه برآر و بنوش

شهد سوزنده لبهایم را

تا یکی

در عطشی دردآلود

بسر آرم همه شبهایم را

خوب دانم که مرا برده زیاد

من هم از دل بکنم بنیادش

باده ای ‚ ای که ز من بی خبری

باده ای تا ببرم از یادش

شاید از روزنه چشمی شوخ

برق عشقی به دلش تافته است

من اگر تازه و زیبا بودم

او ز من تازه تری یافته است

شاید از کام زنی نوشیده است

گرمی و عطر نفسهای مرا

دل به او داده و برده است زیاد

عشق عصیانی و زیبای مرا

گر تو دانی و جز اینست بگو

پس چه شد نامه چه شد پیغامش

خوب دانم که مرا برده ز یاد

زآنکه شیرین شده از من کامش

منشین غافل و سنگین و خموش

زنی امشب ز تو می

جوید کام

در تمنای تن و آغوشی است

تا نهد پای هوس بر سر نام

عشق طوفانی بگذشته او

در دلش ناله کنان می میرد

چون غریقی است که با دست نیاز

دامن عشق ترا می گیرد

دست پیش آر و در آغوش گیر

این لبش این لب گرمش ای مرد

این سر و سینه سوزنده او

این تنش

این تن نرمش ای مرد

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تو را می خواهم و دانم که هرگز …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، حافظ، به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. حالا بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. باز کردن بند گیسو: شاعر از محبوبش می‌خواهد که بند موهایش را باز کند. این نماد آزادی و رهایی است.

2. پند و نصیحت: شاعر به محبوبش می‌گوید که نصیحت‌ها و پندها را کنار بگذارد، زیرا او دیگر به آن‌ها توجه نمی‌کند.

3. امید عبث: شاعر اشاره می‌کند که امید به عشق و رابطه‌ای که ممکن است بی‌فایده باشد، او را آزار می‌دهد.

4. نوشیدن شهد لب‌ها: او می‌خواهد از زیبایی و شیرینی عشق بهره‌مند شود و از دردهایش رهایی یابد.

5. عشق و جدایی: شاعر می‌داند که محبوبش او را فراموش کرده و به دیگران توجه دارد. او از این جدایی رنج می‌برد.

6. عشق طوفانی: شاعر به شدت به عشق خود وابسته است و این عشق برایش مانند طوفانی است که آرامش را از او گرفته است.

7. دعوت به نزدیکی: در پایان، شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او نزدیک شود و عشق را تجربه کنند، زیرا این نزدیکی و عشق برای او بسیار ارزشمند است.

به طور کلی، این شعر احساسات عمیق عاشقانه، درد جدایی و تمایل به نزدیکی را به زیبایی بیان می‌کند. شاعر در تلاش است تا نشان دهد که عشق چه تأثیری بر زندگی انسان دارد و چگونه می‌تواند هم لذت‌بخش و هم دردناک باشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ یاد بگذشته به دل ماند و دریغ …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.