شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی …
شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه خوانده و لذت ببرید. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و ادبی ایران شناخته میشود. اشعار او بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب میشود و هنوز هم مورد مطالعه و تحلیل قرار میگیرد. همچنین شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۷
نه امیدی که بر آن خوش کنم دل
نه پیغامی نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی
ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت
سحر گاهی زنی دامن
کشان رفت
پریشان مرغ ره گم کرده ای بود
که زار و خسته سوی آشیان رفت
کجا کس در قفایش اشک غم ریخت
کجا کس با زبانش آشنا بود
ندانستند این بیگانه مردم
که بانگ او طنین ناله ها بود
به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را
به او جز از هوس چیزی نگفتند
در او جز جلوه ظاهر ندیدند
به هرجا رفت در گوشش سرودند
که زن را بهر عشرت آفریدند
شبی در دامنی افتاد و نالید
مرو ! بگذار در این واپسین دم
ز دیدارت دلم سیراب گردد
شبح پنهان شد و در خورد بر هم
چرا
امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟
چرا؟…او شبنم پاکیزه ای بود
که در دام گل خورشید افتاد
سحرگاهی چو خورشیدش بر آمد
به کام تشنه اش لغزید و جان داد
به جامی باده شور افکنی بود
که در عشق
لبانی تشنه می سوخت
چو می آمد ز ره پیمانه نوشی
بقلب جام از شادی می افروخت
شبی نا گه سر آمد انتظارش
لبش در کام سوزانی هوس ریخت
چرا آن مرد بر جانش غضب کرد ؟
چرا بر ذره های جامش آویخت ؟
کنون این او و این خاموشی سرد
نه پیغامی نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه
فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تو را می خواهم و دانم که هرگز …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ یاد بگذشته به دل ماند و دریغ …
تفسیر این شعر

این شعر به نوعی داستان غمانگیز و تلخی از عشق و ناامیدی را روایت میکند. در زیر، به زبان ساده و با توضیحات مناسب، محتوای شعر را بررسی میکنیم:
▎موضوع شعر:
شاعر در این شعر احساسات عمیق و دردناک یک زن را توصیف میکند که در جستجوی عشق و امید است، اما در نهایت با ناامیدی و تنهایی روبرو میشود.
▎بخشهای اصلی شعر:
1. ناامیدی و فقدان ارتباط:
– شاعر از عدم وجود امید، پیغام یا نشانهای از عشق صحبت میکند. این نشاندهندهی تنهایی و عدم ارتباط عاطفی است.
2. تصویر زن:
– زنی توصیف میشود که به نظر میرسد در جستجوی عشق و آرامش است، اما به دلیل شرایط زندگیاش، به سمت ناامیدی میرود. او شبیه پرندهای است که راهش را گم کرده و خسته به خانهاش برمیگردد.
3. عدم درک دیگران:
– دیگران نمیتوانند احساسات او را درک کنند و او را به عنوان یک بیگانه میبینند. صدای او تنها نالهای از غم است که کسی نمیشنود.
4. چشمان پرآتش:
– شاعر به چشمان زن اشاره میکند که پر از امید و آرزو هستند، اما در عوض به دامان گناه و هوس افتادهاند.
5. عشق و هوس:
– زن در عشق خود دچار سردرگمی شده است و از او خواسته میشود که در آخرین لحظات با او بماند تا دلش سیراب شود. این نشاندهندهی نیاز عاطفی اوست.
6. ناامیدی نهایی:
– در نهایت، زن در جستجوی عشق و امید به بنبست میرسد و هیچ نشانهای از ارتباط یا عشق واقعی پیدا نمیکند.
نتیجهگیری:
شعر به خوبی احساسات پیچیده انسانی مانند عشق، ناامیدی و تنهایی را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، ما را به دنیای درونی زن میبرد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند هم خوشبختی بیاورد و هم درد و رنج.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نمی دانم چه می خواهم خدا یا …










