شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نمی دانم چه می خواهم خدا یا …

شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و ادبی ایران شناخته می‌شود. اشعار او بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب می‌شود و هنوز هم مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌گیرد.همچنین شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ نمی دانم چه می خواهم خدا یا ...

شعر شماره ۲۳

نمی دانم چه می خواهم خدا یا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان میگریزم

به کنجی می خزم

آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگیها

به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

بدامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در

خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند

دل من ای دل دیوانه من

که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد

خدا را بس کن این دیوانگی ها

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ امشب آن حسرت دیرینه من …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کسی به فکر گل ها نیست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به احساسات عمیق و درونی شاعر پرداخته و به نوعی از سردرگمی، تنهایی و ناامیدی او در برابر جامعه و روابط انسانی سخن می‌گوید. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. نمی دانم چه می خواهم خدا یا 

   شاعر نمی‌داند که در زندگی‌اش چه چیزی را می‌خواهد یا به دنبال چه چیزی است.

2. به دنبال چه می گردم شب و روز 

   او از خود می‌پرسد که در طول روز و شب، به دنبال چه چیزی می‌گردد.

3. چه می جوید نگاه خسته من 

   نگاه او خسته است و نمی‌داند که به دنبال چه چیزی است.

4. چرا افسرده است این قلب پر سوز 

   قلب او پر از درد و سوزش است و نمی‌داند چرا اینقدر افسرده است.

5. ز جمع آشنایان میگریزم 

   او از جمع دوستان و آشنایان فرار می‌کند.

6. به کنجی می خزم آرام و خاموش 

   به گوشه‌ای می‌رود تا آرام و بی‌صدا بماند.

7. نگاهم غوطه ور در تیرگی‌ها 

   نگاه او در تاریکی‌ها غوطه‌ور است، یعنی در افکار منفی و ناامیدی غرق شده است.

8. به بیمار دل خود می دهم گوش 

   او به دل بیمار و رنجور خود گوش می‌دهد و احساساتش را درک می‌کند.

9. گریزانم از این مردم که با من 

   او از مردمی که به ظاهر با او دوست هستند فرار می‌کند.

10. به ظاهر همدم و یکرنگ هستند 

    این مردم به نظر دوستانی صمیمی و یکرنگ هستند، اما…

11. ولی در باطن از فرط حقارت 

    در واقع، آن‌ها به خاطر حس حقارت خود، او را تحقیر می‌کنند.

12. بدامانم دو صد پیرایه بستند 

    آن‌ها به او زخم‌هایی زده‌اند و بار سنگینی بر دوش او گذاشته‌اند.

13. از این مردم که تا شعرم شنیدند 

    وقتی این مردم شعر او را شنیدند…

14. برویم چون گلی خوشبو شکفتند 

    آن‌ها مانند گل‌های خوشبو شاداب شدند و به او احترام گذاشتند.

15. ولی آن دم که در خلوت نشستند 

    اما وقتی که در تنهایی نشستند…

16. مرا دیوانه‌ای بد نام گفتند 

    آن‌ها او را به عنوان دیوانه‌ای بد نام خطاب کردند.

17. دل من ای دل دیوانه من 

    شاعر با دل خود صحبت می‌کند و از آن می‌خواهد که آرام باشد.

18. که می سوزی از این بیگانگی‌ها 

    دل او به خاطر بیگانگی‌ها و تنهایی‌ها می‌سوزد.

19. مکن دیگر ز دست غیر فریاد 

    از دیگران فریاد نزن و نگران نباش.

20. خدا را بس کن این دیوانگی‌ها 

    از خدا بخواه که این دیوانگی‌ها و سردرگمی‌ها را تمام کند.

شاعر در این شعر از احساس تنهایی، سردرگمی و بیگانگی خود در جامعه سخن می‌گوید. او نمی‌داند که چه می‌خواهد و از روابط سطحی اطرافیانش ناامید است. همچنین، او احساس می‌کند که دیگران به ظاهر با او هستند، اما در باطن او را تحقیر می‌کنند. این شعر نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات انسانی و جستجوی معنا در زندگی است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ای هفت سالگی ای لحظه های شگفت عزیمت …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.