شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ میان لحظه و خاک ، ساقه گرانبار هراسی نیست …
شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه خوانده و لذت ببرید. ویژگیهای اشعار نیما یوشیج نشاندهندهی نوآوری، عمق احساسی و توجه به واقعیتهای اجتماعی است که او را به یکی از مهمترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی تبدیل کرده است. همچنین شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۸
میان لحظه و خاک ، ساقه گرانبار هراسی نیست.
همراه! ما به ابدیت گل ها پیوسته ایم.
تابش چشمانت را به ریگ و ستاره سپار:
تراوش رمزی در شیار تماشا نیست.
نه در این خاک رس نشانه ترس
و نه بر لاجورد بالا نقش شگفت.
در صدای پرنده فروشو.
اضطراب بال و پری سیمای ترا سایه نمی کند.
در پرواز عقاب
تصویر ورطه نمی افتد.
سیاهی خاری میان چشم و تماشا نمی گذرد.
و فراتر:
میان خوشه و خورشید
نهیب داس از هم درید.
میان لبخند و لب
خنجر زمان در هم شکست.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ پنجره را به پهنای جهان می گشایم …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ایوان تهی است ، و باغ از یاد مسافر سرشار …
تفسیر این شعر

این شعر با زبان شاعرانه و عمیق به موضوعاتی چون زندگی، عشق، زمان و جاودانگی پرداخته است. بیایید آن را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. بخش اول: شاعر میگوید که در میان لحظههای زندگی و خاک (نماد مرگ)، هیچ ترسی وجود ندارد. این نشاندهندهی آرامش و پذیرش زندگی است.
2. بخش دوم: شاعر به همراهی با طبیعت و زیباییهای آن اشاره میکند و میگوید که ما به ابدیت گلها پیوستهایم. این بیانگر اتصال انسان به زیباییهای طبیعی و جاودانگی آنهاست.
3. بخش سوم: شاعر از تابش چشمان معشوق صحبت میکند و میگوید که این تابش باید به ریگ و ستاره سپرده شود. یعنی زیبایی و نور چشمان معشوق باید در دنیا پخش شود.
4. بخش چهارم: او بیان میکند که در این خاک، نشانهای از ترس وجود ندارد و همچنین در آسمان لاجوردی (آسمان آبی) نیز هیچ چیز شگفتانگیزی نیست. این به نوعی نشاندهندهی آرامش و سکون در زندگی است.
5. بخش پنجم: شاعر به صدای پرندهها اشاره میکند و میگوید که اضطراب و نگرانی بر زیبایی چهره معشوق سایه نمیاندازد. یعنی عشق و زیبایی بر هر نوع نگرانی غلبه دارد.
6. بخش ششم: در پرواز عقاب، تصویر وحشت یا سقوط وجود ندارد. این نشاندهندهی قدرت و آزادی است.
7. بخش هفتم: شاعر ادامه میدهد که هیچ مانعی (مثل سیاهی یا خاری) بین چشم و تماشا وجود ندارد. این به معنای وضوح دید و دوری از موانع است.
8. بخش پایانی: در نهایت، شاعر از پیوند بین خوشه (محصولات زمین) و خورشید (نور و زندگی) صحبت میکند و میگوید که صدای داس (ابزار برداشت) از هم جدا شده است. همچنین، بین لبخند و لب، خنجر زمان شکسته است؛ یعنی زمان نمیتواند بر عشق و زیبایی تأثیر بگذارد.
این شعر به نوعی فلسفی و عمیق است که به آرامش، جاودانگی عشق و زیباییهای طبیعی اشاره دارد. شاعر سعی دارد نشان دهد که عشق و زیبایی بر هر نوع ترس، اضطراب و حتی زمان غلبه دارند و در نهایت، زندگی و زیبایی همواره ادامه دارد.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










