شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم …

شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه خوانده و لذت ببرید. بسیاری از اشعار سپهری دارای جنبه‌های عرفانی و روحانی هستند. او به جستجوی حقیقت و معنا در زندگی می‌پردازد و این جستجو در اشعارش به وضوح احساس می‌شود. همچنین شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم ...

شعر شماره ۲۴

از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم

ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد رشته عطری گسست آب از سایه

افسوسی پر شد

موجی غم را به لرزش نی ها داد

غم را

از لرزش نی ها چیدم به تارم برآمدم به آیینه رسیدم

غم از دستم در آیینه رها شد : خواب آیینه شکست

از تارم فرود آمدم میان برکه و آیینه گویا گریستم

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به طور کلی احساسات عمیق و تجربیات شاعر را در رابطه با غم، زیبایی و طبیعت به تصویر می‌کشد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. “از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم”: شاعر از جایی که در آن بوده (شاید به معنای دنیای خودش یا دنیای ذهنی‌اش) پایین آمده و به کنار برکه‌ای رسیده است. این می‌تواند نمادی از تغییر فضا یا وضعیت باشد.

2. “ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد”: در اینجا، شاعر تصویری زیبا از ستاره‌ای که به خواب ماهی‌ها افتاده را توصیف می‌کند. این تصویر می‌تواند نمادی از زیبایی و آرامش باشد.

3. “رشته عطری گسست آب از سایه”: این جمله به نوعی اشاره به بوی خوشی دارد که از آب و سایه برکه ناشی می‌شود. این تصویر می‌تواند احساس تازگی و زندگی را منتقل کند.

4. “افسوسی پر شد”: این بخش نشان‌دهنده‌ی تغییر حال و هواست. “افسوس” به معنای حسرت و غم است، بنابراین شاعر به نوعی احساس غم و افسوس را تجربه می‌کند.

5. “موجی غم را به لرزش نی ها داد”: اینجا شاعر می‌گوید که غم او باعث شده تا نی‌های کنار برکه بلرزد. نی‌ها نمادی از لطافت و شکنندگی هستند و لرزش آن‌ها نشان‌دهنده تأثیر غم بر محیط است.

6. “غم را از لرزش نی ها چیدم به تارم برآمدم”: شاعر می‌گوید که غم را از نی‌ها برداشت کرده و آن را به تار خود (شاید تار موسیقی یا زندگی‌اش) منتقل کرده است. این نشان‌دهنده‌ی تلاش شاعر برای درک و بیان احساساتش است.

7. “به آیینه رسیدم، غم از دستم در آیینه رها شد”: شاعر به آیینه‌ای می‌رسد که در آن غم خود را می‌بیند. وقتی غم از دستش رها می‌شود، به نوعی احساس آزادی یا رهایی پیدا می‌کند.

8. “خواب آیینه شکست”: اینجا ممکن است شاعر به شکستن تصورات یا رویاهایش اشاره کند. خواب آیینه می‌تواند نمادی از واقعیت‌های تلخ باشد که شاعر با آن مواجه شده است.

9. “از تارم فرود آمدم میان برکه و آیینه، گویا گریستم”: در پایان، شاعر دوباره به وضعیت اولیه‌اش برمی‌گردد و بیان می‌کند که در این فضای بین برکه و آیینه احساساتی عمیق دارد، و شاید گریه کرده باشد.

به طور کلی، این شعر ترکیبی از زیبایی‌های طبیعی و احساسات عمیق انسانی است که شاعر با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. او در تلاش است تا غم و زیبایی را در کنار هم درک کند و با آن‌ها زندگی کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.