شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید …

شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری تحت تأثیر فرهنگ و فلسفه‌های شرقی، به ویژه بودیسم و تصوف، قرار دارد. این تأثیرات در اشعار او مشهود است و به عمق مفاهیم او افزوده است. همچنین شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید ...

شعر شماره ۲۲

در بیداری لحظه ها

پیکرم کنار نهر خروشان لغزید.

مرغی روشن فرود آمد

و لبخند گیج مرا برچید و پرید.

ابری پیدا شد

و بخار سرشکم را در شتاب شفافش نوشید.

نسیمی برهنه و بی پایان سرکرد

و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت‌.

درختی تابان

پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید.

طوفانی سررسید

و جاپایم را ربود.

نگاهی به روی نهر خروشان خم شد:

تصویری شکست‌.

خیالی از هم گسیخت‌.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و با زبانی شاعرانه، احساسات و تجربیات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد. در ادامه، آن را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

توضیحات شعر:

1. بیداری لحظه‌ها: در اینجا، شاعر به حالتی از آگاهی و حضور در لحظه اشاره دارد. او در حال تجربه کردن زندگی و احساساتش است.

2. پیکرم کنار نهر خروشان لغزید: شاعر در کنار یک نهر پرآب ایستاده است و احساس می‌کند که ممکن است به سمت آب بیفتد یا در حال لغزیدن است. این تصویر می‌تواند نمادی از عدم ثبات و تغییرات زندگی باشد.

3. مرغی روشن فرود آمد: یک پرنده زیبا به سمت او می‌آید. این پرنده ممکن است نماد امید، شادی یا زیبایی باشد.

4. لبخند گیج مرا برچید و پرید: پرنده لبخند شاعر را می‌بیند و آن را می‌گیرد (به نوعی توجه او را جلب می‌کند) و سپس پرواز می‌کند. این لحظه ممکن است نشان‌دهنده گذرا بودن لحظات خوشایند باشد.

5. ابری پیدا شد: ناگهان ابری ظاهر می‌شود که ممکن است نماد غم یا مشکلات باشد.

6. بخار سرشکم را در شتاب شفافش نوشید: ابری که بخار اشک‌های شاعر را می‌نوشد، نشان‌دهنده این است که غم و اندوه او به سرعت از بین می‌رود یا در حال محو شدن است.

7. نسیمی برهنه و بی‌پایان سرکرد: نسیمی که به صورت آزاد و بی‌پایان می‌وزد، احساسات و افکار شاعر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

8. خطوط چهره‌ام را آشفت و گذشت: نسیم باعث می‌شود که احساسات شاعر در هم بریزد و او از حالت آرامش خارج شود.

9. درختی تابان: درختی روشن و زیبا وجود دارد که به نوعی نماد زندگی و طبیعت است.

10. پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید: درخت شاعر را در ریشه‌های خود می‌بلعد، که می‌تواند به معنای این باشد که او در طبیعت غرق شده یا به نوعی به زمین و ریشه‌های خود متصل شده است.

11. طوفانی سررسید: ناگهان طوفانی به وجود می‌آید که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

12. جاپایم را ربود: طوفان آثار او (جای پای او) را از بین می‌برد، نشان‌دهنده فراموشی یا ناپایداری زندگی است.

13. نگاهی به روی نهر خروشان خم شد: شاعر به نهر خروشان نگاه می‌کند.

14. تصویری شکست و خیالی از هم گسیخت: در نهایت، او متوجه می‌شود که تصویر خودش در آب شکسته و خیال‌هایش از هم پاشیده شده‌اند، که نشان‌دهنده ناامیدی یا از دست دادن هویت است.

نتیجه‌گیری:

این شعر به ما یادآوری می‌کند که زندگی پر از تغییرات، لحظات خوشایند و غمناک است. با وجود زیبایی‌ها، گاهی اوقات ما با مشکلات و طوفان‌هایی روبرو می‌شویم که ما را دچار سردرگمی و ناامیدی می‌کند. اما این تجربه‌ها بخشی از زندگی هستند و ما باید با آن‌ها روبرو شویم.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از شب ریشه سر چشمه گرفتم و به گرداب آفتاب ریختم

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ به کنار تپه شب رسید با طنین روشن پایش آینه …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.