شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را …
شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سپهری با استفاده از تصاویر زیبا و خیالانگیز، احساسات و اندیشههای خود را به تصویر میکشد. او از تشبیهات و استعارهها به طور مؤثر استفاده میکند تا عمق احساساتش را منتقل کند. همچنین شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ایوان تهی است ، و باغ از یاد مسافر سرشار … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۵
آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را
ترسان از سایه خویش به نی زار آمده ام
تهی بالا نی ترساند و خنجر برگ ها به روان فرو می رود
دشمنی کو
تا مرا از من بر کند ؟
نفرین به زیست : تپش کور
دچار بودن گشتم و شبیخونی بود نفرین
هستی مرا بر چین ای ندانم چه خدایی موهوم
نیزه من مرمر بس تا را شکافت
و چه سود که این غم را نتواند سینه درید
نفرین به زیست دلهره شیرین
نیزه ام یار بیراهه های خطرر را تن می شکنم
صدای شکست در تهی حادثه می پیچد نی ها به هم می ساید
ترنم سبز می کشافد
نگاه زنی چون خوابی گوارا به چشمانم می نشیند
ترس بی سلاح مرا از پا می فکند
من نیزه دار کهن آتش می شوم
او شمن زیبا شبنم نوازش می افشاند
دستم را می گیرد
و ما دو مردم روزگاران کهن می
گذریم
به نی ها تن می ساییم و به لالایی سبزشان گهواره روان را نوسان می دهیم
آبی بلند خلوت ما را می آراید
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست …
تفسیر این شعر

این شعر به توصیف احساسات عمیق و تجربیات انسانی میپردازد و در عین حال به زیباییهای طبیعت و تضادهای درونی اشاره میکند. بیایید آن را به زبان سادهتر تحلیل کنیم:
1. آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را
– شاعر به آسمان آبی و طبیعت سبز اشاره میکند و در فکر زیباییهای آن است.
2. ترسان از سایه خویش به نی زار آمدهام
– او از خود و سایهاش میترسد و به جایی آرام (نی زار) پناه برده است.
3. تهی بالا نی ترساند و خنجر برگها به روان فرو میرود
– او احساس تنهایی و ترس دارد؛ همچنین، برگها مانند خنجری به روح او آسیب میزنند.
4. دشمنی کو تا مرا از من بر کند؟
– او به دنبال دشمنی است که بتواند او را از خود واقعیاش جدا کند.
5. نفرین به زیست: تپش کور
– شاعر زندگی را نفرین میکند و آن را پر از درد و تپشهای ناخواسته میبیند.
6. دچار بودن گشتم و شبیخونی بود نفرین
– او احساس میکند که در زندگی گرفتار شده و این وضعیت مانند یک حمله ناگهانی است.
7. هستی مرا بر چین ای ندانم چه خدایی موهوم
– او به وجود خود شک دارد و از خدایی که نمیشناسد، ناامید است.
8. نیزه من مرمر بس تا را شکافت
– او احساس میکند که دردش عمیق و قوی است، مانند نیزهای که سنگ را میشکافد.
9. و چه سود که این غم را نتواند سینه درید
– او میگوید که هیچ فایدهای ندارد اگر غم را نتوانیم تحمل کنیم.
10. نفرین به زیست دلهره شیرین
▪ او زندگی را با دلهرههای شیرینش نفرین میکند.
11. نیزهام یار بیراهههای خطر را تن میشکنم
▪ او با نیزهاش (نماد قدرت یا دفاع) به چالشها و خطرها میپردازد.
12. صدای شکست در تهی حادثه میپیچد نیها به هم میساید
▪ صداهای شکست و درد در سکوت فضا پیچیده میشود.
13. ترنم سبز میکشافد
▪ صدای زیبای طبیعت (ترنم سبز) آرامشبخش است.
14. نگاه زنی چون خوابی گوارا به چشمانم مینشیند
▪ او به زیبایی زنی اشاره دارد که نگاهش آرامشبخش و دلپذیر است.
15. ترس بی سلاح مرا از پا میفکند
▪ ترس او را ضعیف کرده و از پا میاندازد.
16. من نیزهدار کهن آتش میشوم
▪ او احساس میکند که با وجود همه دردها، همچنان قوی و آتشین است.
17. او شمن زیبا شبنم نوازش میافشاند
▪ زنی که به او اشاره شده، مانند یک شمن (جادوگر) زیباست که نوازشهای آرامشبخش دارد.
18. دستم را میگیرد و ما دو مردم روزگاران کهن میگذریم
▪ او با این زن ارتباطی عمیق برقرار کرده و با هم به یاد روزهای قدیم میروند.
19. به نیها تن میساییم و به لالایی سبزشان گهواره روان را نوسان میدهیم
▪ آنها در کنار نیها آرامش پیدا کرده و مانند لالاییای برای زندگیشان عمل میکنند.
20. آبی بلند خلوت ما را میآراید
▪ آسمان آبی محیط آرام آنها را زیباتر میکند.
در کل، این شعر ترکیبی از احساسات عمیق، ترس، عشق، زیبایی طبیعت و جستجوی آرامش در میان چالشهای زندگی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات پیچیده انسانی را به تصویر کشیده است.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










