شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است …

شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه قرار داده ایم. سپهری با استفاده از زبانی ساده و روان، مفاهیم عمیق را به راحتی منتقل می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود که اشعارش برای طیف وسیعی از خوانندگان قابل فهم باشد. همچنین شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تردید من برگ نگاه می روی با موج خاموشی کجا ؟ را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است ...

شعر شماره ۲۹

دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است.

جویندگان مروارید . به کرانه های دیگر رفته اند.

پوچی جست و جو بر ماسه ها نقش است.

صدا نیست . دریا – پریان مدهوشند . آب از نفس افتاده است.

لحظه من در راه است. و امشب – بشنوید از من –

امشب ، آب اسطوره ای را به خاک ارمغان خواهد کرد.

امشب ، سری از تیرگی انتظار بدر خواهد آمد.

امشب ، لبخندی به فراترها خواهد ریخت.

بی هیچ صدا ، زورقی تابان ، شب آبها را خواهد شکافت.

زورق رانان توانا ، که سایه اش بر رفت و آمد من افتاده است ،

که چشمانش گام مرا روشن می کند،

که دستانش تردید مرا می شکند،

پارو زنان ، از آن سوی هراس من خواهد رسید.

گریان ، به پیشوازش خواهم شتافت.

در پرتوی یک رنگی ، مروارید بزرگ را در کف من خواهد نهاد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ میان لحظه و خاک ، ساقه گرانبار هراسی نیست …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ پنجره را به پهنای جهان می گشایم …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر با تصاویری زیبا و عاطفی، احساسات عمیق و جستجوی معنای زندگی را به تصویر می‌کشد. بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. دریا و صدف‌ها:

   – دریا پر از صدف‌های خالی است. این تصویر نشان‌دهنده فقدان چیزی ارزشمند است که دیگر وجود ندارد.

   – کسانی که به دنبال مرواریدها بودند، به مکان‌های دیگری رفته‌اند و این نشان‌دهنده ناامیدی و پوچی جستجو است.

2. احساس تنهایی:

   – شاعر به پوچی و بی‌صدایی دریا اشاره می‌کند. دریا به نوعی بی‌حرکت و بی‌جان به نظر می‌رسد و احساس می‌شود که پریان دریایی خواب‌آلود هستند و آب دیگر نفس نمی‌کشد.

3. انتظار و امید:

   – شاعر بیان می‌کند که لحظه‌ای مهم در راه است. او از شنوندگان می‌خواهد که به او گوش دهند، زیرا امشب قرار است اتفاق خاصی بیفتد.

   – او پیش‌بینی می‌کند که آب اسطوره‌ای (شاید نماد زندگی یا عشق) به خاک خواهد آمد و این نشان‌دهنده امید و تغییر است.

4. ظهور یک شخص خاص:

   – شاعر اشاره می‌کند که کسی از تاریکی انتظار بیرون خواهد آمد. این شخص به نوعی نماد امید و روشنی است.

   – او لبخندی خواهد زد که بر همه چیز تأثیر خواهد گذاشت.

5. زورق و سفر:

   – یک زورق تابان در شب به حرکت درمی‌آید. این زورق نماد سفر، تغییر و پیشرفت است.

   – شخصی که در زورق نشسته، سایه‌اش بر روی شاعر افتاده و چشمانش راه را برای شاعر روشن می‌کند. این شخص به او کمک می‌کند تا از تردیدهایش عبور کند.

6. استقبال از تغییر:

   – شاعر با اشتیاق به استقبال این شخص می‌رود. او در انتظار دریافت مروارید بزرگ (نماد ارزشمندی یا حقیقتی عمیق) است.

   – این مروارید در کف او قرار خواهد گرفت و نشان‌دهنده دست‌یابی به آرزوها یا شناخت عمیق‌تر از زندگی است.

این شعر به زیبایی تضاد بین ناامیدی و امید را نشان می‌دهد. شاعر از یک طرف به پوچی و تنهایی اشاره می‌کند و از طرف دیگر به آمدن شخصی خاص که زندگی را تغییر می‌دهد، امید دارد. این اثر نشان‌دهنده جستجوی انسان برای معنا، عشق و حقیقت در زندگی است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ایوان تهی است ، و باغ از یاد مسافر سرشار …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.