شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت …

شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. ابتهاج در آثارش به عواطف انسانی مانند عشق، درد، رنج و نوستالژی پرداخته است. توانایی او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن می‌یابند و با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که اشعار او در دل خوانندگان جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. همچنین شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ این ساکت صبور که چون شمع سر کرده در کنار غم خویش را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت ...

شعر شماره ۲۰

جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت

خیره بر او چشم خون گرفته خورشید

دامن دشت از غبار سوخته پر شد

مرغ شب

از آشیانه پر زد و نالید

جنگل آتش گرفته از نفس افتاد

و آن همه رنگ و ترانه گشت فراموش

ابر سیه خیمه زد گرفته و سنگین

بر سر ویرانه های جنگل خاموش

اما شب ها که جز ستاره کسی نیست

زمزمه ای در میان جنگل خفته ست

خاک نفس می کشد هنوز تو گویی

در نفسش بوی باغ های

شکفته ست

سینه این خاک خشک سوخته حاصل

بستر بس جویبارهای روان است

در دل گسترده اش چو ابر گرانبار

اشک زلال هزار چشمه نهان است

پر ز عطش ریشه های زنده سرکش

چنگ فرو می برند در جگر خاک

قلب زمین می زند ز جنبش رستن

با تپش پر شتاب خون طربناک

در دل

هر دانه ای ز شوق شکفتن

رقص دلاویز ناز می شود آغاز

گویی در باغ آفتابی جانش

آمده ناگه هزار مرغ به پرواز

راه گشایان بذرهایی نهانی

گر شده از زیر سنگ ره بگشایند

نازک جانان سبزپوش بهاری

رقصان رقصان ز خاک و خاره برآیند

جوشش آن رنگ و بو که در تن ساقه ست

تا نشود گل ز کار باز نماند

شیره خورشید در رگش به تکاپوست

تا که چو رنگین کمان شکوفه فشاند

اینک ای باغبان شکوه شکفتن

ساقه جوانه زد و جوانه ترک خورد

شاخه خشکی که در تمام زمستان

زندگیش را نهفته داشت گل آورد

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز باران است و شب چون جنگلی انبوه …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ از هم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر معاصر ایرانی، “هوشنگ ابتهاج” است و به توصیف طبیعت و تغییرات آن می‌پردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

بخش اول:

شاعر از جنگل سرسبز و زیبا صحبت می‌کند که در فصل خزان (پاییز) به آتش می‌سوزد. خورشید که به این صحنه نگاه می‌کند، به حالت غمگینی می‌نگرد. دشت نیز از غبار ناشی از سوختن جنگل پر شده است. در این میان، پرنده‌ای به نام “مرغ شب” از آشیانه‌اش پرواز می‌کند و ناله می‌زند، نشان‌دهنده غم و اندوهی است که بر جنگل حاکم شده.

بخش دوم:

جنگل در حال سوختن است و زیبایی‌ها و رنگ‌هایش فراموش شده‌اند. ابرهای سیاه و سنگین بر ویرانه‌های جنگل سایه افکنده‌اند و همه چیز خاموش و غمگین است. اما در شب، وقتی جز ستاره‌ها کسی نیست، صدایی آرام در دل جنگل شنیده می‌شود. خاک هنوز زنده است و بویی از باغ‌های شکوفه‌دار را در خود حفظ کرده است.

بخش سوم:

خاک خشک و سوخته، هنوز حاصلخیز است و در دلش آب‌های روانی نهفته دارد. اشک‌های زلال چشمه‌ها در دل خاک پنهان شده‌اند. ریشه‌های گیاهان تشنه، به جستجوی آب در دل خاک فرو می‌روند و قلب زمین با تپش، نشان‌دهنده زندگی و شوق برای رشد است.

بخش چهارم:

در دل هر دانه‌ای شوق شکفتن وجود دارد و این آغاز رقص زیبای زندگی است. گویی در باغ آفتابی، هزار پرنده به پرواز درآمده‌اند. بذرهایی که زیر سنگ‌ها پنهان شده‌اند، حالا راه خود را باز می‌کنند و گیاهان سبزپوش بهاری با شوق از خاک بیرون می‌آیند.

بخش پنجم:

شاعر به جوشش رنگ و بوی گیاهان اشاره می‌کند که در ساقه‌ها وجود دارد. او از باغبان می‌خواهد که به جوانه‌ها توجه کند، زیرا جوانه‌ها شکسته و آماده‌ی رشد هستند. شاخه‌هایی که در طول زمستان خاموش بوده‌اند، حالا گل می‌آورند.

این شعر به زیبایی تغییرات طبیعت را توصیف می‌کند و نشان‌دهنده امید و زندگی دوباره پس از سختی‌ها و مشکلات است. سهراب سپهری با استفاده از تصاویری زیبا و احساسی عمیق، زندگی و رشد را در دل طبیعت به تصویر کشیده است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دل چون توان بریدن ازو مشکل است این …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.