شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ من در این تاریکی فکر یک بره‌ی روشن هستم …

شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید و لذت ببرید. یکی از بارزترین ویژگی‌های اشعار سپهری، توجه عمیق او به طبیعت و عناصر آن است. او به زیبایی‌های طبیعی مانند درختان، آب، آسمان و گل‌ها اشاره می‌کند و این عناصر را با احساسات انسانی پیوند می‌زند. همچنین شعر شماره ۴۰ از اشعار سهراب سپهری؛ تا سواد قریه راهی بود چشم های ما پر از … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ من در این تاریکی فکر یک بره‌ی روشن هستم ...

شعر شماره ۳۹ سهراب سپهری

من در این تاریکی

فکر یک بره‌ی روشن هستم

که بیاید علف خستگی‌ام را بچرد.

من در این تاریکی

امتداد تر بازوهایم را

زیر بارانی می‌بینم

که دعاهای نخستین بشر را تر کرد.

من در این تاریکی

درگشودم به چمن‌های قدیم،

به طلایی‌هایی، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم.

من در این تاریکی

ریشه‌ها را دیدم

و برای بته‌ی نورس مرگ، آب را معنی کردم.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سهراب سپهری، شاعر معاصر ایرانی، به بیان احساسات عمیق و تفکرات شاعر در مورد زندگی، امید و طبیعت می‌پردازد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

▎توضیحات شعر:

1. “من در این تاریکی فکر یک بره‌ی روشن هستم”:

   – شاعر در اینجا به تاریکی (نماد ناامیدی یا سردرگمی) اشاره می‌کند و خود را به عنوان یک “بره‌ی روشن” تصور می‌کند. این تصویر نماد امید و پاکی است که در دل تاریکی وجود دارد.

2. “که بیاید علف خستگی‌ام را بچرد.”:

   – او آرزو دارد که این بره‌ی روشن بیاید و خستگی‌اش را از بین ببرد. علف نماد آرامش و تغذیه روح است.

3. “من در این تاریکی امتداد تر بازوهایم را زیر بارانی می‌بینم”:

   – شاعر احساس می‌کند که در تاریکی، بازوهایش (نماد تلاش و آرزو) را زیر بارانی می‌بیند. باران می‌تواند نماد رحمت و زندگی باشد.

4. “که دعاهای نخستین بشر را تر کرد.”:

   – باران در اینجا به دعاها و آرزوهای انسان‌های اولیه اشاره دارد، یعنی امیدها و خواسته‌های بشر از آغاز تاریخ.

5. “من در این تاریکی درگشودم به چمن‌های قدیم”:

   – او در تاریکی به گذشته و زیبایی‌های طبیعی (چمن‌ها) فکر می‌کند و به یاد خاطرات خوبش می‌افتد.

6. “به طلایی‌هایی، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم.”:

   – “طلایی‌ها” نماد زیبایی‌ها و ارزش‌هایی هستند که در داستان‌ها و اساطیر وجود دارند. شاعر به یاد لحظات زیبا و ارزشمند زندگی‌اش می‌افتد.

7. “من در این تاریکی ریشه‌ها را دیدم”:

   – او در این تاریکی به ریشه‌ها (نماد بنیادها و اصول زندگی) توجه می‌کند و می‌خواهد به عمق وجودی خود پی ببرد.

8. “و برای بته‌ی نورس مرگ، آب را معنی کردم.”:

   – شاعر به بته‌ای (گیاهی جوان) اشاره می‌کند که ممکن است با مرگ مواجه شود. او می‌خواهد با آب (نماد زندگی) به آن کمک کند تا زنده بماند، یعنی تلاش می‌کند تا زندگی و امید را حفظ کند.

این شعر نشان‌دهنده تلاش شاعر برای یافتن امید و زندگی در میان تاریکی‌هاست. او با استفاده از تصاویری از طبیعت و مفاهیم عمیق انسانی، احساسات خود را درباره زندگی، مرگ و زیبایی‌ها بیان کرده است. شاعر به دنبال روشنایی و آرامش در دل تاریکی‌هاست و امیدوار است که بتواند خستگی‌ها و ناامیدی‌هایش را کنار بگذارد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سرشاری بود رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.