شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض …
امروز در روزانه برای شما شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را آماده کردهایم. یکی از بارزترین ویژگیهای اشعار سپهری، توجه عمیق او به طبیعت و عناصر آن است. او به زیباییهای طبیعی مانند درختان، آب، آسمان و گلها اشاره میکند و این عناصر را با احساسات انسانی پیوند میزند. همچنین شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ من در این تاریکی فکر یک برهی روشن هستم … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۸ از این شاعر
ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پاکی خوشه زیست
ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست
که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سرشاری بود رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا و عمیق از سهراب سپهری است و در آن شاعر به توصیف احساسات و تجربیات خود در طبیعت و زندگی میپردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. آرامش و سکوت: شاعر در ابتدای شعر به نبود ابر و باد اشاره میکند. این نشاندهنده آرامش و سکوتی است که او احساس میکند. او در کنار حوض نشسته و به ماهیها نگاه میکند که نماد زندگی و حرکت هستند.
2. پاکی و سادگی: او به یاد مادری میافتد که ریحان میچیند و نان و پنیر را با هم میآورد. این تصویر، یادآور سادگی و پاکی زندگی روزمره است. آسمان بدون ابر و گلهای اطلسی، نشاندهنده زیباییهای طبیعی است.
3. رستگاری و نور: شاعر به رستگاری نزدیک اشاره میکند که در میان گلهای حیاط وجود دارد. نور در کاسه مس، نماد زیبایی و نوازش در زندگی است. او به صبح اشاره میکند که با نردبانی از دیوار پایین میآید، نمادی از شروع دوباره و امید.
4. رازهای زندگی: او به دیوار زمان اشاره میکند که پشت هر لبخند پنهان است. این نشان میدهد که هر چیزی در زندگی رازهایی دارد که ممکن است پنهان باشند. او همچنین از چهره خود صحبت میکند که از آن روزنی به بیرون دیده میشود.
5. تجربههای ناشناخته: شاعر به چیزهایی اشاره میکند که نمیداند، اما حس میکند که اگر سبزهای را بکند، ممکن است بمیرد. این نشاندهنده ارتباط عمیق او با طبیعت و زندگی است.
6. پرواز و آزادی: او به اوج خود اشاره میکند و بیان میکند که پر از بال و پر است. این نماد آزادی و پرواز به سمت آرزوهاست. او در ظلمت راهی را میبیند که پر از فانوس است، یعنی امید و نور در دل تاریکی.
7. تنهایی و سرزندگی: شاعر به تنهایی درون خود اشاره میکند، اما در عین حال پر از نور، شن، درخت، راه، پل، رود و موج است. این تضاد بین تنهایی و سرزندگی نشاندهنده عمق احساسات اوست.
این شعر درباره آرامش، زیبایی طبیعت، امید، آزادی و تنهایی است. شاعر با توصیف لحظات ساده زندگی و ارتباط عمیقش با طبیعت، احساساتی را بیان میکند که همزمان هم شاداب و هم غمگین هستند. او در جستجوی رستگاری و نور در زندگی است، حتی زمانی که احساس تنهایی میکند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تراوید آفتاب از بوته ها دیدمش در …










