شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سرشاری بود رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت …
شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. یکی از بارزترین ویژگیهای اشعار سپهری، توجه عمیق او به طبیعت و عناصر آن است. او به زیباییهای طبیعی مانند درختان، آب، آسمان و گلها اشاره میکند و این عناصر را با احساسات انسانی پیوند میزند. همچنین شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۶
شب سرشاری بود
رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت
دره مهتاب اندود و چنان روشن کوه که خدا پیدا بود
در بلندی ها ما
دورها گم سطح ها شسته و نگاه از
همه شب نازک تر
دست هایت ساقه سبز پیامی را میداد به من
و سفالینه انس با نفسهایت آهسته ترک می خورد
و تپش هامان می ریخت به سنگ
از شرابی دیرین شن تابستان در رگ ها
و لعاب مهتاب روی رفتارت
تو شگرف تورها و برازنده خاک
فرصت سبز حیات به هوای خنک کوهستان می
پیوست
سایه ها بر می گشت
و هنوز در سر راه نسیم
پونه هایی که تکان می خورد
جنبه هایی که به هم می ریخت
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تراوید آفتاب از بوته ها دیدمش در …
تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و با تصاویری شاعرانه، شب و طبیعت را توصیف میکند. بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:
بخش اول:
شاعر از یک شب زیبا و پرستاره صحبت میکند. رودخانهای که از پای درختان صنوبر میگذرد و به دوردستها میرود، تصویر زیبایی از طبیعت را به نمایش میگذارد. درهای که با نور ماه روشن شده و کوهها به قدری روشن هستند که انگار خدا در آنها قابل مشاهده است.
بخش دوم:
شاعر در بلندیها نشسته و به دوردستها نگاه میکند. او احساس میکند که همه چیز در شب نازکتر و لطیفتر است. دستهای معشوقش مانند ساقههای سبز، پیامی به او میدهند و این ارتباط عمیق را نشان میدهد. همچنین، او به آرامی متوجه میشود که این نزدیکی و ارتباط، باعث میشود که احساساتشان به سنگ منتقل شود.
بخش سوم:
شاعر به یاد شراب قدیمی تابستان میافتد که در رگهایش جریان دارد. این تصویر نشاندهندهی لذت و شادی ناشی از یادآوری لحظات خوب است. لعاب نور ماه بر رفتار معشوقش نیز زیبایی و جاذبه او را نشان میدهد.
بخش چهارم:
شاعر از شگفتی و زیبایی طبیعت صحبت میکند و به فرصتهای زندگی اشاره میکند که در هوای خنک کوهستان وجود دارد. سایهها به آرامی برمیگردند و نسیم ملایمی در حال وزیدن است. او همچنین به پونههایی اشاره میکند که در نسیم تکان میخورند و این تصویر نشاندهندهی زندگی و حرکت در طبیعت است.
این شعر به توصیف زیباییهای شب و ارتباط عمیق شاعر با معشوقش و طبیعت میپردازد. احساسات عمیق، زیبایی طبیعی و لحظات دلنشین زندگی در این شعر به خوبی بیان شدهاند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، ما را به دنیای خیالانگیز خود دعوت میکند و ما را به تفکر دربارهی عشق و زیباییهای زندگی ترغیب میکند.
مطلب مشابه: عکس نوشته اشعار سهراب سپهری به همراه شعرهای کوتاه و عاشقانه
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ به روی شط وحشت برگی لرزانم ریشه ات را بیاویز …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد …










