شعر شماره ۵۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ با تمام خشم خویش با تمام نفرت دیوانه وار خویش

شعر «با تمام خشم خویش با تمام نفرت دیوانه‌وار خویش…» از هوشنگ ابتهاج، متخلص به «سایه»، یکی از غزل‌های پرشور و عاشقانه‌ی این شاعر بزرگ معاصر است که در آن، عشق و نفرت در هم می‌آمیزند و شاعر با زبانی صریح و شورانگیز، از «کسی» سخن می‌گوید که به رغم همه‌ی بی‌اعتنایی‌ها و جورها، شوقِ وصالش، چون موج دریا، در دلِ شاعر می‌جوشد. این شعر، روایتی است از عشقِ یک‌سویه و نافرجام؛ عشقی که با «خشم» و «نفرت» همراه است، اما در نهایت، «از تو نگفتن» و «دیدنِ تو در کنجِ آینه» بر تمام این خشم‌ها غلبه می‌کند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این شعر و تفسیر روان و ساده از ابیات آن، به بررسی درونمایهٔ تعارضِ عشق و نفرت، تنهاییِ عاشقانه، و ویژگی‌های رمانتیک شعر سایه خواهیم پرداخت.

شعر شماره ۵۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ با تمام خشم خویش با تمام نفرت دیوانه وار خویش

شعر شماره ۵۶ ابتهاج

با تمام خشم خویش

با تمام نفرت دیوانه وار خویش

می کشم فریاد

ای جلاد

ننگت باد

آه هنگامی

که یک انسان

می کشد انسان دیگر را

می کشد در خویشتن

انسان بودن را

بشنو ای جلاد

می رسد آخر

روز دیگرگون

روز کیفر

روز کین خواهی

روز بار آوردن این شوره زار خون

زیر این باران خونین

سبز خواهد گشت بذر کین

وین کویر خشک

بارور خواهد شد از گلهای نفرین

آه هنگامی که خون از خشم سرکش

در تنور قلبها می گیرد آتش

برق سرنیزه چه ناچیزست

و خروش خلق

هنگامی که می پیچد

چون طنین رعد از آفاق تا آفاق

چه دلاویزست

بشنو ای جلاد

می خروشد حشم در شیپور

می کوبد غضب بر طبل

هر طرف سر می کشد عصیان

و درون بستر خونین خشم خلق

زاده میشود طوفان

بشنو ای جلاد

و مپوشان چهره با دستان خون آلود

می شناسندت به صد نقش و نشان مردم

می درخشد زیر برق چکمه های تو

لکه های خون دامنگیر

و به کوه و دشت پیچیده ست

نام ننگین تو با هر مرده باد

خلق کیفرخواه

و به جا مانده ست از خون شهیدان

برسواد سنگ فرش راه

نقش یک فریاد : ای جلاد ننگت باد

شعرهای بیشتر هوشنگ ابتهاج: شعر شماره ۵۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

شعرهای بیشتر هوشنگ ابتهاج: شعر شماره ۵۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از هوشنگ ابتهاج، یکی از سیاسی‌ترین، اعتراضی‌ترین و تأثیرگذارترین سروده‌های اوست. سایه در این شعر با زبانی آتشین، تصاویری خونین و فضایی آکنده از خشم و انزجار، به محکومیت خشونت و جنایت علیه انسانیت می‌پردازد. شعر در فضایی انقلابی و اعتراضی جریان دارد و با خطاب مستقیم به «جلاد» (نماد سرکوب و خشونت)، از نفرت دیوانه‌وار خویش، از روز کیفر، از بارور شدن شوره‌زار خون، و از زاده شدن طوفان از بستر خونین خشم سخن می‌گوید. شعر با تکرار «بشنو ای جلاد» و «ننگت باد» به اوج اعتراض می‌رسد.

 فضای کلی شعر

شعر در فضایی آکنده از خشم، انزجار و اعتراض جریان دارد. عناصر اصلی شعر عبارت‌اند از:

– خشم و نفرت دیوانه‌وار از خشونت و جنایت.

– جلاد (نماد سرکوبگر) که به طور مستقیم خطاب می‌شود.

– خون، باران خونین، شوره‌زار خون – تصاویر خونین و تراژیک.

– روز دیگرگون، روز کیفر، روز کین‌خواهی – امید به تغییر و عدالت.

– بذر کین، گل‌های نفرین – مقاومت و انتقام.

– طوفان، خروش خلق، عصیان – قیام و انقلاب.

– چکمه‌های خون‌آلود و نام ننگین – تقبیح جلاد.

 تفسیر بخش‌های شعر

 بخش اول: خشم و نفرت

«با تمام خشم خویش / با تمام نفرت دیوانه‌وار خویش / می‌کشم فریاد / ای جلاد / ننگت باد»

– شاعر با تمام خشم و نفرت خود، فریاد می‌کشد.

– او جلاد را خطاب می‌کند و به او می‌گوید: «ننگت باد!»

«آه هنگامی / که یک انسان / می‌کشد انسان دیگر را / می‌کشد در خویشتن / انسان بودن را»

– شاعر از لحظه‌ای که یک انسان، انسان دیگری را می‌کشد، به فریاد می‌آید.

– او می‌گوید که این قتل، نه تنها انسان دیگر، بلکه انسان بودن را نیز می‌کشد.

 بخش دوم: روز کیفر

«بشنو ای جلاد / می‌رسد آخر / روز دیگرگون / روز کیفر / روز کین‌خواهی»

– شاعر به جلاد هشدار می‌دهد که سرانجام «روز دیگرگون» (روز تغییر و تحول) فرا می‌رسد.

– روز کیفر و روز کین‌خواهی، روزی که جلاد باید پاسخگوی جنایت‌های خود باشد.

«روز بار آوردن این شوره‌زار خون / زیر این باران خونین / سبز خواهد گشت بذر کین»

– روزی که این شوره‌زار خون (زمینی که خون در آن ریخته شده) بارور می‌شود.

– زیر باران خونین، بذر کین (انتقام و مقاومت) سبز می‌شود.

«وین کویر خشک / بارور خواهد شد از گل‌های نفرین»

– کویر خشک، از گل‌های نفرین بارور می‌شود.

– یعنی نفرت و انزجار از جلاد، به گل‌هایی تبدیل می‌شود که زمین را بارور می‌کنند.

 بخش سوم: آتش خشم

«آه هنگامی که خون از خشم سرکش / در تنور قلب‌ها می‌گیرد آتش»

– شاعر از لحظه‌ای می‌گوید که خون از خشم سرکش، در تنور قلب‌ها آتش می‌گیرد.

– یعنی خشم مردم چنان شعله‌ور می‌شود که خون در قلب‌ها می‌جوشد.

«برق سرنیزه چه ناچیزست / و خروش خلق / هنگامی که می‌پیچد / چون طنین رعد از آفاق تا آفاق / چه دلاویزست»

– برق سرنیزه (سلاح جلاد) در برابر خروش خلق، ناچیز است.

– خروش خلق که چون طنین رعد از افقی به افق دیگر می‌پیچد، دل‌انگیز و زیباست.

 بخش چهارم: خروش و طوفان

«بشنو ای جلاد / می‌خروشد حشم در شیپور / می‌کوبد غضب بر طبل / هر طرف سر می‌کشد عصیان»

– شاعر به جلاد می‌گوید که بشنود: جمعیت (حشم) در شیپور می‌خروشد و غضب بر طبل می‌کوبد.

– در هر طرف، عصیان سر می‌کشد.

«و درون بستر خونین خشم خلق / زاده می‌شود طوفان»

– درون بستر خونین خشم مردم، طوفان (انقلاب و قیام) زاده می‌شود.

 بخش پنجم: نام ننگین

«بشنو ای جلاد / و مپوشان چهره با دستان خون‌آلود / می‌شناسندت به صد نقش و نشان مردم»

– شاعر به جلاد می‌گوید که چهره‌اش را با دستان خون‌آلود نپوشاند، زیرا مردم او را با صدها نقش و نشان می‌شناسند.

«می‌درخشد زیر برق چکمه‌های تو / لکه‌های خون دامنگیر / و به کوه و دشت پیچیده‌ست / نام ننگین تو با هر مرده باد»

– زیر برق چکمه‌های جلاد، لکه‌های خون دامنگیر می‌درخشد.

– نام ننگین او با هر مرده‌ای که به باد رفته، در کوه و دشت پیچیده است.

«خلق کیفرخواه / و به جا مانده‌ست از خون شهیدان / بر سواد سنگ‌فرش راه / نقش یک فریاد: ای جلاد ننگت باد»

– خلق (مردم) کیفرخواه است.

– از خون شهیدان، بر سنگ‌فرش راه، نقش یک فریاد به جا مانده است: «ای جلاد، ننگت باد!»

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. خشونت و جنایت علیه انسانیت

شعر با لحنی اعتراض‌آمیز، به محکومیت خشونت و جنایت علیه انسانیت می‌پردازد. شاعر با تکرار «ای جلاد» و «ننگت باد»، نفرت خود را از هر گونه ظلم و ستم ابراز می‌کند.

 ۲. امید به تغییر و عدالت

با وجود فضای تاریک و خونین شعر، امید به تغییر و عدالت در آن جاری است. «روز دیگرگون»، «روز کیفر» و «روز کین‌خواهی» نشان از این دارند که سرانجام، ظالمان به سزای خود می‌رسند.

 ۳. مقاومت و انتقام

«بذر کین» و «گل‌های نفرین» نشان می‌دهند که خون شهیدان، نه تنها هدر نمی‌رود، بلکه به منبعی برای مقاومت و انتقام تبدیل می‌شود.

 ۴. طوفان انقلاب

خشم مردم، درون بستر خونین خود، طوفانی را می‌زاید که نظام ظلم را در هم می‌کوبد. این طوفان، نماد انقلاب و قیام مردمی است.

 ۵. ننگ ابدی جلاد

نام جلاد با هر مرده‌ای که به باد رفته، در کوه و دشت پیچیده است. این یعنی ظلم و جنایت، هرگز فراموش نمی‌شود و نام ظالم برای همیشه در تاریخ ننگین خواهد ماند.

 خلاصه به زبان ساده

سایه می‌گوید:

با تمام خشم و نفرت دیوانه‌وار خود فریاد می‌کشم: ای جلاد، ننگت باد!

آه، وقتی که یک انسان، انسان دیگری را می‌کشد، در واقع انسان بودن را در خود می‌کشد.

ای جلاد، بشنو! روز دیگرگون، روز کیفر، روز کین‌خواهی فرا می‌رسد.

روزی که این شوره‌زار خون، زیر باران خونین بارور می‌شود و بذر کین سبز می‌گردد. کویر خشک، از گل‌های نفرین بارور خواهد شد.

آه، وقتی خون از خشم سرکش، در تنور قلب‌ها آتش می‌گیرد، برق سرنیزه ناچیز است و خروش خلق که چون رعد از آفاق تا آفاق می‌پیچد، دل‌انگیز است.

ای جلاد، بشنو! جمعیت در شیپور می‌خروشد، غضب بر طبل می‌کوبد، عصیان سر می‌کشد و در بستر خونین خشم، طوفان زاده می‌شود.

ای جلاد، چهره‌ات را با دستان خون‌آلود مپوشان. مردم تو را با صدها نقش و نشان می‌شناسند. زیر برق چکمه‌هایت، لکه‌های خون می‌درخشد و نام ننگینت با هر مرده‌ای که به باد رفته، در کوه و دشت پیچیده است.

خلق کیفرخواه است و از خون شهیدان، بر سنگ‌فرش راه، نقش فریادی مانده است: ای جلاد، ننگت باد!

 نکته پایانی

این شعر سایه، یکی از قوی‌ترین و تأثیرگذارترین اشعار اعتراضی در ادبیات معاصر ایران است. سایه با زبانی آتشین و تصاویری خونین، خشونت و جنایت را محکوم می‌کند و به جلاد (نماد سرکوب) هشدار می‌دهد که روز کیفر و کین‌خواهی فرا می‌رسد. شعر با تکرار «بشنو ای جلاد» و «ننگت باد»، فضای اعتراض و انزجار را به اوج می‌رساند. تصاویری چون «بذر کین»، «گل‌های نفرین» و «طوفان» نشان از مقاومت و امید به تغییر دارند. این شعر، یکی از بهترین نمونه‌های شعر سیاسی-اعتراضی سایه است که در آن، خشم و نفرت از ظلم، با امید به عدالت و انقلاب در هم آمیخته شده است.

شعرهای بیشتر هوشنگ ابتهاج: شعر شماره ۵۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

شعرهای بیشتر هوشنگ ابتهاج: شعر شماره ۴۹ از اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۴۸ از اشعار هوشنگ ابتهاج

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.