شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی

وقتی غمگین می شوی و نه می توانید گریه کنی، نه می توانی فریاد بزنی، شاید بتوانی فقط بنویسی و کمی از بار غم درونت را سبک کنی. شاید نتوانی بنویسی اما دلنوشته ها و شعرهای دیگران می توانند گزینه خوبی برای وصف حال درونیتان باشد.

شعر عاشقانه غمگین، شعر عاشقانه کوتاه جدایی، شعر عاشقانه تنهایی و جدایی، شعرهای غمگین تنهایی، شعر کوتاه غمگین دلتنگی همه را در سایت روزانه می توانید مشاهده کنید.

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

عکس نوشته عاشقانه غمگین

درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین و کوتاه

نفرین به عشق و عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو
تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو
به اون دل سیاه تو

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

غمگینم و این ربطی به خیابان ولی عصر ندارد

که درختانش سالهاست مرا از یاد برده‌اند

 

غمگینم و این ربطی به تو ندارد

که پسر همسایه‌ام نبودی

تا هر صبح پنجره را باز کنم

بی آنکه جواب سلامت را بدهم

با بنفشه‌ای در گیسوانم

 

کاش به زنی که عاشق است

می‌آموختند چگونه انتقام بگیرد

غمگینم که عشق این‌همه مهربان است

 

مژگان عباسلو

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

بنیامین دیلم

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

‫‏سعید بیابانکی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

عکس نوشته عاشقانه غمگین برای پروفایل

باید كسی باشد شبی ماتم بگیرد

وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد

 

باید كسی باشد كه عكس خنده ام را

در لابه لای گریه اش محكم بگیرد

 

چشمش به هر كوچه خیابانی بیافتد

باران تنهاتر شدن، نَم نَم… بگیرد

 

هی شهر را با خاطراتش در نَوَردَد

آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

 

از گریه‌های او خدا قلبش بلرزد

از گریه‌های او نفسهایم بگیرد

 

من! جای خالی باشم و او هم برایم

هر پنج شنبه شاخه ای مریم بگیرد

 

پویا جمشیدی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی‌ آتش کسی را بوی عود آمد؟!

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

اشعار سوزناک و عاشقانه غمگین احساسی

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

من از راهی دور

برای خواندنِ خواب های تو آمده‌ام،

من از راهی دور

برای گفتن از گریه های خویش

 

راهی نیست،

در دست افشانیِ حروف

باید به مراسمِ آسانِ اسمِ تو برگردم،

من به شنیدنِ اسمِ تو عادت دارم

 

من

مشقِ نانوشته ام به دستِ نی،

خواندن از خوابِ تو آموخته ام به راه

 

من

بارانِ بریده ام به وقتِ دی،

گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه

 

به من بگو

در این برهوتِ بی خواب و طی،

مگر من چه کردهام

که شاعرتر از اندوهِ آدمی ام آفریده اند؟

 

سیدعلی صالحی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

به خدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخه ام چید
شعله آه شدم صد افسوس ٬ که دلم باز به دلدار نرسید

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهایی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر کوتاه عاشقانه غمگین تنهایی

گوشه قلب قشنگت اگر من نباشم غمی نیست
تو منو زندونی کردی عاشقی جرم کمی نیست

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

بی پنجره ای غریبه ای در وهمی

عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد

یک روز بزرگ می شوی و می فهمی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد
این آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است

یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بود
یا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است

زایـیــده ی دردیـم و به بار آمـده ی عشق
در مکتب ما ، عشق فقط ، حرف حساب است

یک جمله بگو دلبرکم ! … حرف دلت چیست ؟
عاشق شده این شاعر و … دنبال جواب است

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

اشعار عاشقانه کوتاه

امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

تو نیستی و خورشید

غمگین‌تر از همیشه غروب خواهد کرد

و من دلتنگ‌تر از فردا

به تو فکر می‌کنم

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

چقدر دوست داشتنی بودی

وقتی چهره رنجور و چشمان مهربانت

در نگاهم خیره می‌شد

 

اکنون که بازوان خاک

پیکرت را در آغوش گرفته است

کلمه‌های سیاه پوش شعرم

برایت مرثیه‌های دلتنگی سروده‌اند

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

سعدی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین بلند

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟

چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟

چه دلداری؟ که هر لحظه دلم از غم به جان آری

چه غم خواری؟ که هر ساعت تنم را در بلا داری

به کام دشمنم داری و گویی: دوست می‌دارم

چگونه دوستی باشد، که جانم در عنا داری؟

چه دانم؟ تا چه اجر آرم من مسکین بجای تو

که گر گردم هلاک از غم من مسکین، روا داری

بکن رحمی که مسکینم، ببخشایم که غمگینم

بمیرم گر چنین، دانم مرا از خود جدا داری

مرا گویی: مشو غمگین، که خوش دارم تو را روزی

چو می‌گردم هلاک از غم تو آنگه خوش مرا داری!

عراقی کیست تا لافد ز عشق تو؟ که در هر کو

میان خاک و خون غلتان چو او صد مبتلا داری

عراقی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

عشق آن بُغضِ عجیبیست که از دوریِ یار

نیمه شب بینِ گلو مانده و جان می‌گیرد

 

فهیمه تقدیری

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

عاشقان همه نام و نشانی دارند
آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

دو بیتی ناب غمگین عاشقانه

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دو صد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

تو این سکوت بی کسی صدای دلدار و ببین
تو این شبا تو رویاها چهره عاشق رو ببین

وقتی دلت تنگه براش بغض چشاتو میگیره
تو لحظه های عاشقی نم نم بارون رو ببین

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

چقدر سفت شده است پدال دوچرخه دونفره عشقمان
یا من خسته شدم یا به سربالایی رسیدیم
شاید هم تو دیگر رکاب نمی زنی … !

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

پرواز مرغ جان نبود جز به کوی تو
روزی که اتفاق پریدن در اوفتد

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

عکس پروفایل عاشقانه غمگین

عاشقت نشدم

که ناچار باشم برای دوستت دارم هایم

مجوز بگیرم

دوستت دارم هایم را منتشر کنم

و بعد تصور کنم این شعر را

معشوقه‌ات برای تو می‌خواند…

 

لیلا کردبچه

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

هر که بیماری فراق کشید

عاقبت شربت وصال چشید

هر که غمگین در انتظار نشست

شادمان در حریم یار نشست

 

هلالی جغتایی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم‌ ها
که کسی نمی‌داند
که کسی نمی‌تواند
که کسی بلد نیست

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

تک بیت ناب عاشقانه غمگین

دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است

بین ما این فاصله “بسیار” باشد بهتر است

من به دنبال کس‍ی بودم که “دلسوزی” کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است

من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت “رازداری”، دار باشد بهتر است!

خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است

گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم

ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم

کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی

که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی

برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه

آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه

نمی دونم تو این برزخ کی از این درد می میرم

نمی دونم چرا یک شب فراموشی نمی گیرم

منُ اینجا بکُش وقتی قراره تازه رویا شی

اگه تا آخر دنیا قراره تو دلم باشی….

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

دلم کار دست است

خودم بافتمش…

تارش را از سکوت

پودش را از تنهایی

همین است که خریدار ندارد….

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین تنهایی

حافظه ام همه چیز را  براحتی فراموش می کند

خسته شدم از بس ساییدمش و تو هر بار نمایان تر شدی !

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
نه با آرزوی من …

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی