متن غمگین جدایی عاشقانه + جمله های کوتاه بسیار غم انگیز پس از جدا شدن از عشق

متن غمگین جدایی عاشقانه

جملات و متن غمگین جدایی عاشقانه زیبا

در این بخش مجموعه ای از انواع متن های غمگین و زیبای جدایی عاشقانه را گردآوری کرده ایم که امیدواریم این جملات غم انگیز مورد توجه شما قرار بگیرند.

متن های غمگین جزو عبارات عاشقانه و غمگین هستند که بسیار تاثیرگذار هستند. در این متن ها احساسات و غم درونی فرد به شکلی زیبا بیان شده است و غم حاصل از جدایی و تنهایی را می توانید در این جملات احساس کنید.

اس ام اس عاشقانه بی کسی و تنهایی

گفتند اشک بریز
خالی میشوی
خالی که نشدم هیچ…
پر شدم از بی کسی
که چرا کسی اشک هایم را
پاک نمیکند
و بگوید اشک نریز تو
من را داری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

در ادامه

تو رفتی و . . .

. . . من آن خاطرات را بعنوان یک ستایش واقعی از عواطف انسانی خویش

حفظ خواهم کرد .!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این مپندار که نقش تو رود از نظرم
خاطرت جمع که در خواب پریشان منی
در شب بی کسی ام یاد تو مهتاب منست
خود چراغی تو و در شام غریبان منی

جملات عاشقانه جدایی

به کجا میروی ؟
صبرکن !…

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا زمانی کـه رسیدن بـه تـو امکان دارد

زندگی درد قشنگیست کـه جریان دارد

زندگی درد قشنگیست بـه جزء شبهایش

کـه بدون تـو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تـو را قسمت مـن گرداند؟

کار خیر اسـت اگر این شهر مسلمان دارد!

خواب بد دیده ام اي کاش خدا خیر کند

خواب دیدم کـه تـو رفتی بدنم جان دارد

شیخ و مـن هردو طلبکار بهشتیم ولی

مـن بـه تـو او بـه نماز خودش ایمان دارد

این‌کـه یک روز مهندس برود در پی شعر

سر و سریست کـه با موی پریشان دارد

مـن ازآن روز کـه در بند توام فهمیدم

زندگی درد قشنگیست کـه جریان دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تنت بوی غریبه می دهد
و الّا سگ های محله
بیخود واق واق نمی کنند
از مردانگی بدور است
هرزگی ات را ببینم
و به رویت بیاورم
امشب جایت را
در شعرهایم جدا انداخته ام
خواستی بخواب
اما فردا
با اولین تلنگر باران بی کسی ام به چشمانم
بزن به چاک…!

متن غمگین جدایی عاشقانه

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جملات جدا شدن و دوری از عشق

بعد از این هم اشیانت هر کس است باش با او یاد تو ما را بس است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق رو با هر شخصی تجربه نکن

عشق چیز قشنگیه

نذار ازش متنفر بشی

تنها بمون

سال ها تنها باش

اما روحت رو با کسی قسمت نکن

کـه نمیفهمتت

انقدر تنها بمون تا اون کسیکه

از درونت خبر داره پیدات کنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نطفه ای که به بی کسی
قرار بزرگ بشه
کال باشه
خوندی،فهمیدی و هم دل بودی

متن های تنها شدن عاشقانه

خود نیز باور نداری رفته ای مرا باور داری اما رفتنت را نه تو نیز ماند دیگران نمی توانی باور کنی که رفته ای اما من می گویم به سلامت خوشبخت باشی و پیروز بی وفا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهائیم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پایانیم را حس نکرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تـو با قلب ویرانه مـن چـه کردی؟

ببین عشق دیوانه مـن چـه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم

توبا بال پروانۀ مـن چـه کردی؟

ننوشیده ازجام چشم تومستم

خماراست میخانۀ مـن چـه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟

تـو با حسرت شانۀ مـن چـه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفرکرده باخانۀ مـن چـه کردی؟

جهان مـن از گریه ات خیس باران

تـو با سقف کاشانه ي مـن چـه کردی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه رسم جالبی است
محبتت را میگذارند پای احتیاجت
صداقتت را پای سادگیت
سکوت را پای نفهمیت
نگرانیت را پای تنهاییت
و وفاداریت را پای بی کسی
و آنقدر تکرار می کنند که خودت باور می کنی تنهایی و بی کس و محتاجی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !

برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !

تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر …

برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یادمه یبار وسط دعوا داد زد گفت:

انقد اخلاقت مزخرفه

کـه هیچ کسی رو جزء مـن نداری!

احمق بود دیگه نمیفهمید

انقد دوسش دارم

کـه نیاز بـه دیگران ندارم

همین حالا بـه اندازه مو هـای سرم

رفیق خوب دارم

اونو دیگه ندارم

تـو آخرین دعوا داد کشید گفت

انقد سرت با رفیقات گرمه

کـه اصلا  منو نمی بیني

نمی خواست بمونه

دنبال دلیل می گشت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیدی آرام آرام دلمان به بی کسی صدایمان به سکوت،چشمهایمان به تاریکی عادت کرده اند؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همه چیز خنده دار بود !

داشتن تو

بودن من

ماندن ما

رفتن تو

رفتن من

این همه آه !

گاهی از این همه خنده گریه ام می گیرد… !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از این ناراحت نیستم کـه

اونی کـه باید می‌شد نشد

از این ناراحتم

چرا با این‌کـه میدونستم اشتباهه

با سماجت تمام ادامه دادم

از این‌کـه واستادم

تا بـه بدترین شکل ممکن ببازم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ؛
دست تمنایی به سویم دراز کرد؛
خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه؛
دنیا عوض شده است؛٬
کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق …!

جمله های کوتاه جدایی از عشق

رفته ای اینک ، اما ایا
باز برمی گردی ؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم از بی کسی غمگین است
ولی کویر تنهاییم را با بهشت پر از نامردی عوض نمیکنم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق یعنی تو را کسی از دور
به خیابان بی کسی بکشد
مثل دستی که حجم مردن را
شکل یک بوته اطلسی بکشد!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میخواهی بروی؟

خب برو…

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو…

متن غمگین جدایی عاشقانه

در سرای بی کسی، کسی ب در نمی زند!!
ب دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….

نمی بخشمت……………………..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده ….
برگرد

متن های عاشقانه جدایی و دوری

باور کن…

که دیگر باور نخواهم کرد عشق را… دیگر باور نمی کنم محبت را…
و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ………………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
تا صبحی دیگر
طلوعی دیگر ……………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حالا که دست هایت چتر نمی شوند
حالا که نگاهت ستاره نمی بارد
حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم
از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن و جملات غمگین ناراحت شدن

عشق آدما به هم ، قصه خنده داریه / اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه

وقتی عشق ها همه از دم مثل هم تموم میشن / چرا باز باید شروع کرد ، آخه این چه کاریه ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند

و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ،

پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یاد آن دوران همیشه خوش باد / نمیدانم چرا مرا بردی از یاد

الان هرجا هستی با هرکه هستی / آرزو دارم که همیشه باشی شاد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدما عادت دارن از هم دیگه بت بسازن / راه صد ساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن

وقتی که قدیمی شد ، بگن دیگه خسته شدن / بگن این کهنه شده ، به اون یکی دل ببازن . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه آتش عشق را اشک خاموش می کند / چه راحت معشوق عاشقش را فراموش می کند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به لبهایم مزن قفل خاموشی که در دل قصه ای نا گفته دارم

ز پایم باز کن این بند گران را که از این سودا دلی آشفته دارم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جان از سحره خسته ای دارم / دل از غم شکسته ای دارم

بی تو جان رسید به لب / دریاب کز غمت جان خسته ای دارم . . .

ممکن است شما دوست داشته باشید