جملات گریه آور غمگین و عاشقانه + متن های احساسی بسیار سوزناک و گریه آور
جملات و متنهای غمگین گریهآور و رمانتیک
در این بخش مجموعهای از جملات گریهآور، غمگین و عاشقانه را گردآوری کردهایم. این متنهای احساسی و سوزناک برای افرادی مناسباند که شکست عشقی، جدایی، دلتنگی یا روزهای سخت و ناراحتکنندهای را تجربه کردهاند.

فهرست مطالب
قاصدک هم به ما رسید؛ خبرش یادش رفت…
قلبی خاکی داشتم؛ آدمها خیسش کردند.
گِل شد، بازی کردند؛ خشک شد، خسته شدند.
زدند، شکستند، خاک شد؛ پا رویش گذاشتند و رد شدند…

احترام گذاشتن به بعضیها
مثل تکان دادن پارچه قرمز جلوی گاو است.
زخمهایم آنقدر عمیقاند
که از خراش گربهصفتان
خم به ابرو نیاورم…

متنهای غمگین گریهآور
جای زخمهایتان را حتی به دوستان صمیمی نشان ندهید؛ فقط کسی میتواند به آن زخم لگد بزند که جایش را بلد باشد.
پس از مرگم مرا در گورستان سگها دفن کنید؛
میخواهم دستکم آنجا میان باوفایان دنیا باشم…

جملههای غمگین
در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید:
اعتماد، قول، ارتباط و قلب.
شکستن آنها صدایی ندارد، اما دردناک است.
پُرم از راه، از پل، از رود، از موج؛
پُرم از سایه برگی در آب؛
چه درونم تنهاست…
برای متنها و تصاویر بیشتر درباره تنهایی و بغض، مطلب عکس نوشته غم و تنهایی و متنهای بغضآور را نیز ببینید.

پیامکهای گریهآور و ناراحتکننده
مانند هیزمهای مصنوعی شومینه
میسوزم و پایان ندارم؛
درد یعنی این…
خدایا، به جهنمت دیگر نیازی نیست؛
ما آدمها یکدیگر را بهتر میسوزانیم.

همانند کودکی هقهق میکنم
که مادرش او را تهدید کرده اگر بار دیگر اشک بریزد،
تنهایش میگذارد…

میگویند درد را از هر طرف بخوانی، میشود درد؛
اما «درمان» را از آخر بخوانی، میشود «نامرد».
مراقب باش برای دردت به هر درمانی تن ندهی…
کاش یک نفر بود که دوستم داشت،
که دوستش داشتم
و همین را برای همیشه میگفت؛
همین «دوستت دارم» را، به همین سادگی…
شاید در گذر زمان به یکدیگر برسیم؛
آن روز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد.
تو را از دست میدهم، اما غرورم را نه…
مجموعه کاملتر را در مطلب متن گریهدار و جملات غمگین بغضآور مطالعه کنید.


جملات غمگین گریهآور جدایی
آمدنم با خدا بود؛ وعده بهار را داد.
نمیخواستم، نفهمیدم؛ فقط آمدم.
رفتنم اما با توست؛
تو بمانی، میمانم؛
حتی اگر همه دنیا سوزِ سرد زمستان باشد و از بهار بیخبر…
کاش امسال
تو را به من عیدی میدادند…
چه حرف بیربطی است که مرد گریه نمیکند؛
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…
گاهی آنقدر خسته میشوی که حوصله توضیح دادن هم نداری؛
میگذاری هرطور دوست دارند برداشت کنند؛
دیگر هیچچیز برایت مهم نیست…

جملات عاشقانه زیبا
در آغوش خودم هستم؛
من خودم را در آغوش گرفتهام،
نه چندان با لطافت، نه چندان با محبت؛
اما وفادار… وفادار…

متن گریهآور
یکی بود، یکی نبود؛
من ماندم و او نماند.
من دیدم و او ندید.
من خواستم و او نخواست.
من التماس کردم و او نشنید.
من هستم و او رفته؛
من خستهام و او…
هرقدر میخواهی بُر بزن؛
من همیشه آس میمانم…
کاش کسی پیدا میشد که وقتی میدید گلویت ابر دارد و چشمهایت باران، بهجای پرسیدن «چه شده؟» بغلت کند و بگوید: گریه کن…
برای جملههای مرتبط با بغض و اشک، مطلب عکس پروفایل چشم گریان و متنهای غمگین نیز مناسب است.

جمله کوتاه سوزناک
گور پدر همه فالهای قهوه؛
من تو را دوست دارم.
بعد از این فقط چای میخورم…
وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن؛
به تمام جزئیاتش، به لبخند میان حرفهایش،
به شیوه راه رفتن و نشستن و نگاه کردنش.
گاهی آدمها آنقدر سریع میروند
که حسرت یک نگاه ساده را هم به دلت میگذارند…
رفتنت، نبودنت و نامردیات
نه آزارم داد و نه برایم سؤال شد؛
فقط یک بغض خفهام میکند:
چگونه نگاهت کرد که مرا تنها گذاشتی؟

اس ام اس غمگین
برای هرکه سنگ تمام گذاشتم،
با همان سنگ سنگسارم کرد…

متنهای بسیار غمانگیز
یک افسانه قدیمی میگوید وقتی انسانی روی زمین میمیرد
و کسی نیست برایش گریه کند،
انسان دیگری برای غمگین شدن انتخاب میشود.
شاید برای همین گاهی بیدلیل دلمان میگیرد…
برای مردم زندگی نکن؛ تباه میشوی.
غمگینترین آدمها کسانیاند
که برداشت دیگران برایشان بیش از اندازه مهم است.
آنکه میرود، فقط میرود؛
اما آنکه میماند درد میکشد، غصه میخورد، بغض میکند و اشک میریزد.
در انتظار بازگشت کسی که هرگز بازنمیگردد، آرامآرام خاکستر میشود؛
این است خاصیت عشق یکطرفه…
به من گفت: برو گورت را گم کن؛
و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من میگردد.
کاش آرام زیر لب میگفتی: زبانم لال…
برای متنهای بیشتر درباره اشک و تنهایی، صفحه متن درباره اشک، گریه و بغض تنهایی را بخوانید.


عکس نوشته گریهآور و غمگین عاشقانه
پیشانیام چسبیدن به سینهای را میخواهد
و چشمهایم خیس کردن پیراهنی را؛
عجب دل پرتوقعی دارم من…
بلاتکلیفم،
مثل کتاب فراموششدهای روی نیمکت پارکی سوتوکور؛
باد دیوانه، نخوانده ورقش میزند
و هر ورقش، بیتبهبیت غزل قصه من است…
نگاهت تلخ،
اشکهایم شور،
یادت شیرین؛
چه زندگی بامزهای…
مرا در آغوشت حبس کن؛
من برای حصار بازوان تو
مجرمترین زندانیام…










