شعر شماره ۴۸ از اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بگشاییم کفتران را بال بفروزیم شعله بر سر کوه …

شعر شماره ۴۸ از اشعار هوشنگ ابتهاج در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما علاقه‌مندان به شعر نو آماده شده است. ابتهاج در شعرهایش به عواطف انسانی، عشق، درد و رنج، و نوستالژی می‌پردازد. اشعار او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن می‌یابند و با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. همچنین شعر شماره ۴۹ از اشعار هوشنگ ابتهاج / کودک من کودک مسکین از برای تو، دردهایی کور… را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۸ از اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بگشاییم کفتران را بال بفروزیم شعله بر سر کوه ...

شعر شماره ۴۸ هوشنگ ابتهاج

بگشاییم کفتران را بال

بفروزیم شعله بر سر کوه

بسراییم شادمانه سرود

وین چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم

رقص خوش پیچ و تاب پرچم ها

زیر پرواز کفتران سپید

شادی آرمیده گام سپهر

خنده نو شکفته خورشید

مهرگان را درود می گویند

گرم هر کار مست هر پندار

همره هر پیام هر سوگند

در دل هر نگاه هر آواز

توی هر بوسه روی هر لبخند

بسراییم

مهرگان خوش باد

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۷ از اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می خوانم و می ستایمت پر شور …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیگر این پنجره بگشای که من …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) با عنوان «مهرگان خوش باد» سروده شده است.

شعر در وصف جشن مهرگان (از جشن‌های باستانی ایران، نماد مهر، عشق، روشنایی و پیمان) سروده شده است. سراسر شعر آکنده از شادی جمعی، رهایی، صلح و پیوند با طبیعت و اسطوره است. سایه در این شعر، نه‌تنها به بازسازی یک جشن کهن، که به بازسازی روح جمعی و امید ملی می‌اندیشد.

بند اول:

«بگشاییم کفتران را بال / بفروزیم شعله بر سر کوه / بسراییم شادمانه سرود / وین چنین با هزار گونه شکوه / مهرگان را به پیشباز رویم»

– کفتران سپید نماد صلح، آزادی و مژده‌رسانی هستند. «بگشاییم بال» یعنی آن‌ها را آزاد می‌کنیم تا پرواز کنند.

– شعله بر سر کوه نماد روشنایی، آتشِ جشن و خبرِ شادی است که از بلندی به همه می‌رسد (مانند آتش‌افروزی در نوروز و مهرگان).

– «با هزار گونه شکوه» یعنی این استقبال، باشکوه و آگاهانه است.

– پیشباز رفتن یعنی خود را به جشن رساندن با ذوق و شوق.

بند دوم:

«رقص خوش پیچ و تاب پرچم‌ها / زیر پرواز کفتران سپید / شادی آرمیده گام سپهر / خنده نو شکفته خورشید»

– پرچم‌ها در حال رقصاند (باد می‌وزد، مردم شادند).

– شادی آرمیده در گام سپهر یعنی آرامش و شادی در حرکت جهان (چرخ روزگار) نهاده شده است.

– خورشید «نو شکفته» یعنی روز روشن و امیدبخش. همه طبیعت در جشن شرکت دارد.

بند سوم:

«مهرگان را درود می‌گویند / گرم هر کار مست هر پندار / همراه هر پیام هر سوگند / در دل هر نگاه هر آواز / توی هر بوسه روی هر لبخند»

– «مهرگان را درود می‌گویند» یعنی همه ارکان زندگی (نه فقط مردم) درود می‌فرستند.

– گرم هر کار = درون هر فعالیت، گرمای مهر است.

– مست هر پندار = هر اندیشه‌ای از شور مهر، مست و رهاست.

– همراه هر پیام هر سوگند = هرچه گفته یا پیمان بسته شود، با رنگ مهر است.

– توی هر بوسه روی هر لبخند = لبخندها و بوسه‌ها (نشانه عشق و تندرستی) همگی جلوه‌ای از مهرگان‌اند.

در این بند، مهرگان فقط یک روز نیست، بلکه حال و هوایی است که در همه چیز جاری می‌شود.

بند پایانی:

«بسراییم / مهرگان خوش باد»

– شعر با دعوت به سرود جمعی پایان می‌یابد. «مهرگان خوش باد» آرزوی تداوم مهر و شادی است، نه فقط برای یک روز، برای همیشه.

پیام اصلی شعر:

1. بازگشت به ریشه‌های فرهنگی و اساطیری 

   مهرگان جشن فراموش‌شده ولی پرمایه‌ای است که سایه آن را زنده می‌کند تا یادآور «مهر، وفا، پیمان و صلح» باشد.

2. شادی مقاومت‌آمیز 

   در فضای تلخ اجتماعی (اشاره به دوران پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و فضای اختناق)، سرودن چنین شعری یعنی: «ما هنوز می‌توانیم شاد باشیم و امید داشته باشیم.»

3. جمع‌گرایی و همبستگی 

   همه افعال شعر «بگشاییم، بفروزیم، بسراییم، برویم» جمع اول شخص (ما) است. یعنی یک کارِ گروهی و ملی.

4. پیوند انسان با طبیعت و آسمان 

   کبوتران، کوه، پرچم، سپهر، خورشید، لبخند، بوسه همه در یک جشن واحد شرکت دارند.

5. مهرگان نماد «زندگی در برابر ستم» 

   مهر (میترا) در اساطیر، نماد روشنایی، پیمان، عدالت و جنگ با اهریمن است. سایه این شعر را در روزگار تاریکی می‌سراید تا بگوید: «مهر و امید هنوز زنده است. بیایید جشن بگیریم.»

خلاصه به زبان ساده:

«بیایید بال کبوتران را برای صلح و آزادی بگشاییم، آتش شادی بر کوه‌ها بیفروزیم، سرود بخوانیم و با شکوه به استقبال مهرگان برویم. پرچم‌ها می‌رقصند، کبوتران سفید پرواز می‌کنند، آسمان آرام است و خورشید می‌خندد. همه چیز پر از مهر است: هر کار، هر فکر، هر پیام، هر نگاه، هر بوسه و هر لبخند. بیایید با هم بخوانیم: مهرگان خوش باد!»

نکته پایانی:

این شعر از سایه را می‌توان سرودِ امید ملی نامید. او با زنده کردن مهرگان، می‌خواهد بگوید: پیش از آن که زرتشت و اسلام بیایند، ما جشن مهر و عشق داشتیم. آن روح را دوباره بیدار کنیم، نه برای گذشته، برای امروز و فردا.

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دختری خوابیده در مهتاب چون گل …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ پرده افتاد صحنه خاموش آسمان و زمین …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.