شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است …
شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. اشعار سپهری به نوعی فلسفی هستند و او در آنها به موضوعاتی چون وجود، زندگی، مرگ و عشق میپردازد. این تأملات عمیق باعث میشود که خواننده به تفکر درباره زندگی و جایگاه خود در جهان بپردازد. همچنین شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۱
دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است
اما بال از جنبش رسته است
وسوسه چمن ها بیهوده است
میان پرنده و پرواز فراموشی بال و پر است
در چشم پرنده
قطره بینایی است
ساقه به بالا می رود میوه فرو می افتد دگرگونی غمناک است
نور آلودگی است نوسان آلودگی است رفتن آلودگی
پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است
چشمانش پرتو میوه ها را می راند
سرودش بر زیر و بم شاخه ها پیشی گرفته است
سرشاری اش قفس را می لرزاند
نسیم هوا را می شکند : دریچه قفس بی تاب است
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست …
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ از شب ریشه سر چشمه گرفتم و به گرداب آفتاب ریختم
تفسیر این شعر

این شعر به توصیف احساسات و تصورات شاعر دربارهٔ پرندهای در قفس و دنیای بیرون میپردازد. بیایید آن را به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب بررسی کنیم:
1. دریچه قفس: شاعر از دریچهای صحبت میکند که به باغهای زیبا و تازه باز میشود. این دریچه نماد امید و آزادی است، اما پرندهای که در قفس است، نمیتواند از آن استفاده کند.
2. پرنده و جنبش: با وجود اینکه دریچه باز است، پرنده دیگر نمیتواند بال بزند و پرواز کند. این نشاندهندهٔ ناتوانی و محدودیت است.
3. وسوسه چمنها: چمنها به پرنده دعوت میکنند، اما این وسوسه بیفایده است چون پرنده نمیتواند به آنجا برود. این به نوعی حسرت و ناامیدی را منتقل میکند.
4. فراموشی بال و پر: میان پرنده و پرواز، فراموشی وجود دارد. این به این معناست که پرنده دیگر خاطرات پرواز را فراموش کرده و در قفس محبوس شده است.
5. قطره بینایی: در چشم پرنده، “قطره بینایی” وجود دارد که میتواند نماد امید یا آرزوی پرواز باشد. این نشان میدهد که حتی در قفس، پرنده هنوز هم چیزی برای دیدن و آرزو کردن دارد.
6. ساقه و میوه: ساقه درخت به سمت بالا رشد میکند، اما میوهها به زمین میافتند. این دگرگونی غمناک است و نشاندهندهٔ چرخهٔ زندگی و مرگ است.
7. آلودگی نور: شاعر به “نور آلودگی” اشاره میکند که نشاندهندهٔ ناپایداری و مشکلات در زندگی است. این تصویر به نوعی حس ناامیدی را منتقل میکند.
8. پرنده در خواب: پرنده در خواب، تنها مانده و بال و پرش را فراموش کرده است. این نشاندهندهٔ عمیقترین حسرت و افسردگی اوست.
9. چشمان پرنده: چشمان پرنده نمیتوانند نور میوهها را ببینند، یعنی او از زیباییهای زندگی دور شده است.
10. سرود پرنده: سرود پرنده بر روی شاخهها طنینانداز است، اما این سرود نمیتواند او را از قفس نجات دهد.
11. نسیم و دریچه قفس: نسیم هوا را میشکند و دریچه قفس بیتاب است، یعنی حتی طبیعت نیز احساسات پرنده را درک میکند و منتظر آزادی اوست.
در کل، این شعر به خوبی احساسات غمگین یک پرنده در قفس را با تصاویری زیبا و عمیق توصیف میکند. شاعر به ما یادآوری میکند که حتی در شرایط سخت، امید و آرزو وجود دارد، اما محدودیتها نیز ممکن است مانع تحقق آن شوند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ به کنار تپه شب رسید با طنین روشن پایش آینه …
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رویا زدگی شکست : پهنه به سایه فرو بود …










