شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رویا زدگی شکست :‌ پهنه به سایه فرو بود …

شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری، شاعر و نقاش معاصر ایرانی، به خاطر ویژگی‌های خاص اشعارش شناخته شده است. این ویژگی‌ها نه تنها او را از دیگر شاعران متمایز می‌کند، بلکه تأثیر عمیقی بر ادبیات معاصر ایران گذاشته است.

شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رویا زدگی شکست :‌ پهنه به سایه فرو بود ...

شعر شماره ۱۷

رویا زدگی شکست :‌ پهنه به سایه فرو بود

زمان پر پر می شد

از باغ دیرین عطری به چشم تو می نشست

کنار مکان بودیم شبنم سپیده همی بارید

کاسه فضا شکست در سایه

باران گریستم و از چشمه غم برآمدم

آلایش روانم رفته بود جهان دیگر شده بود

در شادی لرزیدم و آن سو را به درودی لرزاندم

لبخند درسایه روان بود آتش سایه ها در من گرفت : گرداب شدم

فرجامی خوش بود اندیشه نبود

خورشید را ریشه کن دیدم

و دروگر نور را در تبی شیرین با لبی

فرو بسته ستودم

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تازی همزاد عصیان به شکار ستاره ها رهسپاری …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ میان این سنگ و آفتاب پژمردگی افسانه شد …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و با تصاویری عمیق احساسات و تجربیات انسانی را بیان می‌کند. در ادامه، این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح می‌دهم:

▎بخش اول:

شعر با بیان حالتی از رویا و شکست آغاز می‌شود. شاعر به یک فضای سایه‌دار اشاره می‌کند که در آن زمان به آرامی می‌گذرد و احساس می‌شود که همه چیز در حال تغییر است. این فضا نشان‌دهنده‌ی حالتی از غم و اندوه است.

▎بخش دوم:

شاعر از باغی صحبت می‌کند که عطر آن به یاد کسی می‌آید. این عطر یادآور خاطرات شیرین گذشته است. در کنار این مکان، شاعر به بارش شبنم اشاره می‌کند که نمادی از تازگی و زندگی است.

▎بخش سوم:

شاعر بیان می‌کند که در این فضا، کاسه‌ای از فضا شکسته است. این ممکن است به معنای شکست یا ناامیدی باشد. او از گریه‌اش صحبت می‌کند و اینکه چگونه این اشک‌ها از چشمه‌ی غم او برمی‌آید. این نشان‌دهنده‌ی احساس عمیق اندوه و ناراحتی است.

▎بخش چهارم:

شاعر می‌گوید که احساساتش تغییر کرده و جهان به گونه‌ای دیگر شده است. او در شادی خود نیز لرزشی حس می‌کند و به کسی درود می‌فرستد. این نشان‌دهنده‌ی تضاد بین شادی و غم است.

▎بخش پنجم:

شاعر لبخند را در سایه‌ها توصیف می‌کند و اشاره دارد که این لبخند در دلش آتش ایجاد کرده است. او خود را مانند گردابی می‌بیند که در آن احساسات متلاطم هستند.

▎بخش ششم:

در پایان، شاعر به فرجام خوشی اشاره می‌کند، اما بیان می‌کند که اندیشه‌ای در کار نیست. او خورشید را ریشه‌کن می‌بیند و دروگر نور را با لبانی شیرین ستایش می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی امید و نورانیتی است که بعد از تاریکی به وجود آمده است.

▎نتیجه‌گیری:

این شعر به زیبایی احساسات پیچیده انسان را بیان می‌کند: غم، شادی، یادآوری خاطرات و امید. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، تلاش می‌کند تا عمق احساسات خود را به خواننده منتقل کند و نشان دهد که چگونه زندگی پر از تضادهاست.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ لب ها می لرزند شب می تپد جنگل نفس می کشد

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.