غزل شماره ۸۳ از غزلیات حافظ؛ گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت …

غزل شماره ۸۳ از غزلیات حافظ در روزانه برای شما دوستان و اهالی شعر آماده شده است. غزلیات حافظ دارای معانی عمیق و چندلایه هستند که می‌توانند به تفکر و تأمل در مورد زندگی، عشق، عرفان و فلسفه وجودی انسان بپردازند. این عمق معنا باعث می‌شود که هر بار خواندن این اشعار، تجربه‌ای جدید و متفاوت به همراه داشته باشد. همچنین غزل شماره ۸۴ از غزلیات حافظ؛ ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۳ از غزلیات حافظ؛ گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت ...

غزل شماره ۸۳

گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت

ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت

برقِ عشق ار خرمنِ پشمینه پوشی سوخت سوخت

جورِ شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

در طریقت رنجشِ خاطر نباشد می بیار

هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت

عشقبازی را تحمل باید ای دل، پای دار

گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت

گر دلی از غمزهٔ دلدار باری برد برد

ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت

از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی

گر میانِ همنشینان ناسزایی رفت رفت

عیبِ حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه

پای آزادی چه بندی؟ گر به جایی رفت رفت

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۲ از غزلیات حافظ؛ آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت …

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از غزلیات حافظ؛ صُبْحْدَم، مُرْغِ چَمَن با گلِ نوخاسْتِه گُفْت …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، است و به بیان موضوعات عشق، رنج، و آزادی می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. بیت اول: شاعر می‌گوید اگر از زلف‌های مشکی معشوقش خطایی سر بزند، او آن را فراموش می‌کند. همچنین اگر معشوقش از هندویان بر او جفا کند، او آن را هم می‌گذرد و فراموش می‌کند. این نشان‌دهنده بزرگواری و بخشش شاعر است.

2. بیت دوم: شاعر بیان می‌کند که اگر عشق باعث سوختن خرمن پشمینه‌اش شود (یعنی او را به درد و رنج بیندازد)، باز هم به خاطر رفتار ظالمی (شاه کامران) که بر گدا (او) رفته، چیزی را فراموش نمی‌کند. این نشان‌دهنده عمق عشق و تحمل شاعر است.

3. بیت سوم: در این بیت، شاعر می‌گوید که در مسیر عرفان و حقیقت، نباید دلخور و ناراحت بود. هر کدورتی که ببینی باید فراموش شود، زیرا در نهایت همه چیز به صفا و پاکی می‌رسد.

4. بیت چهارم: شاعر به دل خود می‌گوید که باید عشق را تحمل کند و اگر غمی وجود دارد یا خطایی پیش آمده، باید آن را بپذیرد و فراموش کند.

5. بیت پنجم: اگر دلی از غمزه (نگاه زیبا) معشوقش خوشحال شود، این خوشحالی به او برمی‌گردد. همچنین اگر ماجرایی بین جان و جانان (معشوق) رخ دهد، او آن را هم فراموش می‌کند.

6. بیت ششم: شاعر می‌گوید که سخن‌چین‌ها باعث ایجاد ملالت و ناراحتی شده‌اند، اما اگر در جمع دوستان ناسزاهایی گفته شود، او آن را هم فراموش می‌کند.

7. بیت هفتم: شاعر از واعظ می‌خواهد که عیب‌های حافظ را نگوید، زیرا او از خانقاه (محل عبادت) دور شده است. او به دنبال آزادی است و نمی‌خواهد خود را به جایی محدود کند.

به طور کلی، این شعر نمایانگر روحیه بخشش، تحمل در عشق و جستجوی آزادی است. حافظ با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات عمیق خود را بیان کرده و به ما یادآوری می‌کند که در زندگی باید از کدورت‌ها گذشت و به دنبال صفا و آزادی بود.

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از غزلیات حافظ؛ عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت! …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات حافظ؛ کُنون که می‌دَمَد از بوستان، نَسْیمِ بِهِشْت …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.